دیر زمانیست که بیرون جهیده و و به راه افتاده ام ، لغزیده و شتاب زده و گاه با تمام وجود پرتاب شده ام . سر راهم پر از مانع و دشواری،پر از سنگ های ریز و درشت که گاه مجبورم از رویشان سربخورم و بپرم و گاه دورشان بزنم ، گاه آن قدر بزرگ و ستبرند مثل یک کوه و صخره که فقط خود را به آن ها می کوبم ، پخش می شوم و فرو می ریزم. کمی از ذراتم در هوا پخش شده و به اطراف می پاشد اما نیک می دانم بالاخره روزی دوباره مرا پیدا خواهد کرد و هرگز گم نمی شوم همین گونه که من مادرم را و موطنم را گم نمی کنم در واقع این همه تلاش و استقامت برای رسیدن به اوست ، وقتی نگاهشان می کنم شکست نور را در آن می بینم مثل یک منشور نور را تجزیه کرده و رنگین کمان را نشانم می دهد . بسیار زیبا و دل انگیز و سر و صدایش دلپذیر و آرامش بخش است .

با خود می گویم می شود بنشینم و آرام بگیرم تا این ترنم زیبایم را بشنوم ؟
اما ممکن نیست ، نه می توانم و نه می گذارندم ! آن قدر در فراز و نشیب افتاده ام و نیرو گرفته ام که یارای ایستادن و بی حرکت شدن ندارم . 
گذشته از این اگر بمانم و آرام بگیرم فنا خواهم شد بدون این که به ساحل آرامش رسیده باشم .
پس رفتن و رفتن را ادامه خواهم داد تا در بستری آرام تر قرار گیرم ، شاید در مسیرم دوستان بزرگ تر یا کوچک تری نیز به من پیوستند ! 
گاهی نیز در دشت ها و جلگه های هموار مقداری از من به کشتزار و باغ ها می رود . باغ ها را دور می زنم و سپس بر می گردم و گیاهان را طراوت و شادابی می بخشم ، به راه خود ادامه می دهم ، استقامت می کنم چون نیروی رفتن و رسیدن در من بیدار گشته همه ی سختی ها و رنج ها را می خواهم این همه نشیب و فراز که در راه من قرار می گیرد ایمانم را برای رفتن کم نمی کندبلکه لذت وصالم را شیرین تر می نماید .
در دشت ها و جلگه ها سد هایی که بر من می زنند تا مفید تر واقع شوم مرارنج نمی دهد ، صبرم را می آزماید و می دانم زمان وصل نزدیک تر شده با متانت پیش می روم چون می دانم خدایم ازآفرینشم قصدی داشته و همانا حرکت و جا به جایی چیز هایی که در مسیر راه من قرار دارد سر سبزی و شادابی گیاهان و درختان و زمینی که در آن جاری می شوم ، ترنمی که سر می دهم تا گوش همه را بنوازم و در آخر کار نیت و قصد اصلی خودم که حاصل خواهد شد .
می اندیشم اگر در این مسیر سخت تلاش و استقامت به خرج نمی دادم،با صبرو حوصله ی بسیاراز موانع عبور نمی کردم و منتظر نمی ماندم ! یا اگر می توانستم خود را از گیاهان و مزارع دریغ می کردم پاداش رسیدن به آرامش را می گرفتم ؟ و به وصال یار دیرینه ام دریا می رسیدم ؟
آن جایی را که می توانم در بسترش آرام گیرم با موج های زیبایش بازی کنم و شاهد تولد ماهی های کوچک باشم . لختی می نشینم و آرام می گیرم تا اراده ی پروردگارم دوباره بر چه قرار گیرد ؟
سر و صدای مرغ ماهی خوار و شیرجه های بلند و کوتاهش در من و یا بهتر است بگویم دریا .....
پاروی مرد ماهیگیر که مدام در آب فرو می رود و روزی خویش می جوید،همه ی این ها نمایی از زندگی است و تنها کسانی می توانند به دریای آرامش برسند که استقامت نموده و صبر و بردباری پیشه کرده اند هم خود لذت و حظ بیشتری اززندگی برده و هم به دیگران این طعم دلپذیر را چشانده اند من نیز فقط می توانم اندک زمانی بیاسایم تا دوباره پروردگارم به کدام سویم فرستد ؟
 و مردم کدام سرزمین دعای باران خوانده و مرا از رب خویش طلب نموده باشند ؟!

نمی دانم ....!!!
 

 باسلام چند وقتی ست که وبلاگ لژیون آغاز بکار کرده و در لیست وبلاگهای مسافرین به ثبت رسیده . 

 برای دیدن وبلاگ لژیون می توانید  اینجـــــا کلیک کنیــــد  

 


حسین دژاکام در گفت‌وگو با خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، با انتقاد از سیاست‌های ستاد مبارزه با مواد مخدر در درمان معتادان و مبارزه با اعتیاد اظهار داشت: باید به این نکته توجه داشت که درصد بالایی از معتادان کشور دارای شغل و خانواده هستند و تنها درصد کمی از این معتادان، بی‌کار و بی‌خانمان هستند؛ لذا باید سیاست‌هایی را طراحی و دنبال کنیم که برای تمامی معتادان قابل بهره برداری باشد.
مدیرعامل جمعیت احیای انسانی کنگره 60 ادامه داد: مشاهدات بالینی من نشان می‌دهد که نزدیک به 90 درصد معتادان دارای خانه و شغل و در حدود 10 تا 15 درصد از آنها بی‌خانمان هستند که سیاست‌هایی همچون بیمه معتادان و وام اشتغال و مسکن برای آن‌ها می‌تواند مفید فایده باشد.
وی خطاب به وزیر کشور و دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت‌: من از آقای رحمانی فضلی و دیگر سیاست‌گذاران ستاد مبارزه با مواد مخدر این پرسش را دارم که در سیاست‌گذاری‌های این ستاد، چه برنامه‌ای برای کمک به درمان آن بخش 90 درصدی دیده شده است؟!
دژاکام با تاکید بر اینکه ورزش یک مکمل درمانی قدرتمند در درمان اعتیاد است، افزود: مسئولان باید پاسخ دهند که آیا مسئولیت وزارت ورزش و جوانان تنها در حیطه ورزش قهرمانی است، یا باید سیاست‌هایی برای ورزش همگانی و تسهیل در استفاده عموم از اماکن ورزشی نیز طراحی کند؟!
مدیرعامل کنگره 60 با اشاره به اینکه ورزش علاوه بر یک مکمل درمان اعتیاد، نقش ویژه‌ای در پیشگیری از گرایش جوانان به اعتیاد نیز دارد، گفت‌: جوانان ما در شرایطی قرار دارند که می‌بایست برای شنا در یک سانس استخر، حداقل 15 هزار تومان هزینه کنند ولی خرید هروئین برای یک وعده مصرف، تنها 5 هزار تومان است.
وی ادامه داد: مبارزه با اعتیاد تنها در اختیار ستاد مبارزه با مواد مخدر، نیروی انتظامی و قوه قضائیه نیست و سایر دستگاه‌ها همچون شهرداری، صدا و سیما، وزات ورزش و جوانان، سازمان تبلیغات اسلامی و سایر دستگاه‌های کشور نیز در این حوزه دارای مسئولیت‌هایی هستند.
دژاکام با تقدیر از اقدام شهرداری تهران به منظور احداث گرمخانه‌ها گفت: از زمانی که این گرمخانه‌ها در شهر تهران احداث شده‌اند، شاهدیم که گزارشاتی که پیش از آن از مرگ معتادان خیابانی بر اثر سرما منتشر می‌شد، دیگر مشاهده نمی‌شود.
مدیرعامل کنگره 60 با بیان اینکه سخنان وی به هیچ وجه با رویکرد تخریبی ایراد نمی‌شود، خاطرنشان کرد: این مباحث تنها اطلاعاتی است که من به عنوان کارشناسی که در متن درمان اعتیاد قرار دارم آن ها را عنوان می‌کنم.
وی در پایان با اشاره به تجربیات به دست آمده در خصوص اثرات ورزش در درمان اعتیاد و پاک ماندن معتادان پس از قطع مصرف، گفت: ما در کنگره 60 نمونه‌های بسیاری داریم که پس از درمان اعتیاد توانسته‌اند با بهره‌گیری از اثرات مثبت ورزش، روند درمان خود را تکمیل کنند و در برخی رشته‌های ورزشی به پیشرفت‌هایی دست یافتند که به اردوهای تیم ملی دعوت شدند و در تیم ملی نیز قرار گرفتند؛ این در حالی است که اغلب این افراد معتادانی بودند که سال‌ها به خطرناک‌ترین مواد مخدر و محرک از جمله شیشه اعتیاد داشتند و پس از درمان، توانستند به اردوی تیم‌های ملی در رشته‌های تیراندازی، راگبی و ... دعوت شوند.
انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم

 

روز جمعه در پارک طالقانی اولین رهائی لژیون بدستور بنیانگزار کنگره  60 دستور قطع مصرف گرفت . رامین عزیز یازده ماه پیش با مصرف 4 گرم شیره خوراکی به لژیون آمد و سفرش را باداروی شربت تریاک آغاز نمود . آن روزها مصادف بود با آغاز فعالیت نمایندگی شهرک غرب و هنوز تعداد شرکت کنندگان در جلسات از سه چهار نفر بیشتر تجاورز نمی کرد . و جلسات سبک واقعی خودرا پیدا نکرده بود .

بنوعی می توان گفت رامین اولین محصول این نمایندگی ست که در نتیجه تلاش خودش و مجموعه کنگره شهرک غرب به این جایگاه خطیر دست پیدا کرده . از همگی عزیزانی که در این مدت در کنارمان بودند و عاشقانه خدمت کردند تا این اتفاق شیرین به وقوع بپیوندد کمال تشکر رادارم و به جناب مهندس عزیزو تمامی اعضای کنگره 60 این رهایی را تبریک وشادباش میگویم .

برای انجام این عمل عظیم ، شکر شکر شکـــــر

 


بیشتر مردم خیال می‌كنند نشانه‌های شروع اعتیاد در فرد همیشه باید افت كاركرد باشد؛ در حالی كه خیلی وقت‌ها شروع اعتیاد با تغییراتی است كه به نظر ما مثبت به نظر برسد، یعنی امكان دارد وقتی فردی را بلافاصله پس از مصرف شیشه می‌بینید، او هیجان‌زده و پرانرژی به نظر برسد و حتی ظاهرا هیچ‌گونه افت كاركردی نداشته باشد، اما این تغییرات به مرور زمان، منفی می‌شود و شیشه تاثیر واقعی‌اش را نشان می‌دهد.
به‌طور كلی هر نوع تغییر مشهودی در رفتار و سبك زندگی فرد باید شما را به فكر بیندازد.

برای مثال دانش‌آموزی كه پیشتر همیشه راس ساعت 10 شب به خواب می‌رفته است، حالا یك هفته است كه شب‌ها تا شش صبح بدون هیچ خستگی درس می‌خواند، اما روزها در مدرسه چرت می‌زند یا دختر جوانی كه رژیم غذایی نگرفته، اما بسرعت در حال لاغر شدن است یا كارمندی كه هر ماه بخشی از درآمدش را پس‌انداز می‌كرد، یك ماه است كه نه‌تنها چیزی پس‌انداز نمی‌كند، بلكه از دیگران هم قرض می‌كند تا زندگی را بگذراند.
با این حال چند نشانه بارز برای اعتیاد به شیشه وجود دارد كه از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره كرد:
* نامنظم شدن ساعات خواب و بیداری
* تغییر رفتار ناگهانی و بی‌علت
* گشاد شدن شدید مردمك‌های چشم
* خونریزی یا خشكی یا پوسته پوسته شدن لب‌ها و بینی
* بدبو شدن دهان
* به وجود آمدن زخم‌هایی در دست‌ها و صورت
* پوسیدگی و ریختن سریع دندان‌ها
* كاهش شدید وزن و بی‌اشتهایی مرضی
* ظهور مشكلات مزمن بینی یا سینوس‌ها
* افت تحصیلی یا پیشرفت تحصیلی غیرمنتظره
* تغییر ناگهانی جمع دوستان از افراد معمولی به معتادان مواد مخدر یا توزیع‌كنندگان آن

 

 
امان از روزهای پر هیاهو اما بی خودی ؛روزهای…

حدوداً دو سال پیش در میان بی اعتمادیم نسبت به آدما شاید هم خسته از همشون بالاخره اومدم به جایی که باید می اومدم؛جایی که منو ساکت  نشوند و آرامش داد،با همه ی دغدغه های ذهنی و کاریم وارد شدم به جایی که اصلاً تصور نمی کردم ناب ترین لحظه های زندگی ام رو از اونجا شروع کنم.

روزهای اول،یک روز در هفته اونم یک ساعت آخر برای حضور در لژیون ،برنامه ریزی می کردم به طوری که دقیقاً یک ساعت آخر تو لژیون باشم نه پنج دقیقه زودتر نه دیرتر،چون چیزی رو تو کلام و کلمات راهنمام پیدا کرده بودم که خیلی  برام آشنا بود ودوست داشتم ،نمی دونم چه جور زمان گذشت فقط دیدم هردفعه نیم ساعت زودتر دارم میام.یک روز تو یکی از جلسات شعبه نشسته بودم ودیدم جشن تولد ِ و دقیقاً کیک داشتند وبادکنک و شمع فوت می کردند،خیلی خوشم اومد،افرادی که تا ته دنیا رفته بودند و حالا در در اول خط قرار گرفته بودند،در کمال آرامش و  با یه دنیا حرف دیگه نه خماری داشتند نه درد.باور کنید من ار اینکه اونا با نشئگی و سرمستی داشتند از تلخ ترین روزاشون می گفتندتعجب می کردم و این  اطمینان خاطر؛این که دیگه خبری از مواد نیست ،منو محکم روی صندلی ام می نشوند ،این که همه ی افراد ِ حاضر یه روزی مواد مخدر مصرف می کردند اما حالا دیگه نه.باور کنید من حتی از خط اتوی پیراهنای سفید مسافران و شال های یه دست سفید همسفران لذت می بردم .

من تو جلسات می دیدم سرود رهایی می خونند و از این حس لذت می بردم؛از این که خسته از محیط بیرون می اومدم وبه همراه بقیه دوستان سرود می خوندیم و بغض خودمون رو آزاد می کردیم و به گوش خود می رسوندیم"که بر پا خیز ای انسان،شهرت گشته ویران"* و بعد همه دستامون رو در هم حلقه می کردیم و دستی نباید باز می موند!و همه برای رهایی هم دعا می کردیم.

این جا همه چیز از جنس خودت بود،همه برات آشنا بودند و همین باعث می شد من برای رفتن به جلسات مشتاق باشم ،هر بار که از لژیون چیز تازه ای یاد می گرفتم زودتر می اومدم و هر بار که زودتر می اومدم حالم بهتر می شد و تصمیم گرفتم کامل از اول جلسه بیام و به مشارکت و صحبت از تجربیات همسفرا و مسافرا بیشتر گوش بدم و منم مسیر درست رو پیدا کنم ؛*این یعنی کنگـــــره به من نظم داد.هر کس با یه سطح تفکر و با یک نگاه و با یک تجربه حاضر می شد، این جا جایی بود برای تبادل افکار و احساسات و ادراکات،درست زمانی که از اول جلسات اومدم ،ذره ذره یاد گرفتم که این جا باید هر کس به خودش فکر کند و درمانگر خودش باشد و آن قد ر این جا امن بود که این اتفاق بیفتد و *این یعنی کنگره به من امنیت و آرامش داد.

باور کنید رهایی ما در گرو گوش به فرمان بودن خداو راهنمامونه و تا تو جلسات حاضر نشیم فرمانی را نمی گیریم که بخواهیم به گوش جان بپذیریم و اجرا کنیم *این یعنی کنگـــــره به من تعقل ،تفکر و تمرکز داد؛ این که یاد گرفتم مهم ترین کار درمان است که باید در مرکزیت قرار دهم و فقط روی آن تمرکز کنم.

و…در کنگره 60 همه جور آدم با تجربیات و رو حیات مختلف حاضر می شوند اما در یک چیز،اعتیاد مشترک اند،اعتیادی که آن قدر پر رنگ هست که بر کل زندگی ما سایه انداخته و روح و جسم مار ا آزرده ساخته و مشکلات روحی و روانی و ضد ارزش های بسیاری وارد زندگی ما کرده و شغل و هویت و شرافت ما را زیر سوال برده به نظر شما این مسئله ی کمی است؟

در کنگره قرار است همه ی این ها درمان واصلاح شود پس اتفاق عظیمی  قرار است رخ دهد.

جناب مهندس دژاکام در ابتدای کتاب 60 در پیامی آورده اند؛تو(انسان) بر بام من مسلح بیا(سلاح:ایمان و علم).به راستی که در مقابل اعتیاد ،بزرگترین تاریکی و این بلای خانمان سوز ، درمان و  برداشتن قدم های سالم در مسیر خداوند،هر کدام از ما بایدمسلح برویم و این تنها در نتیجه ی حضور در جلسات کنگره ،در محیط بودن و در معرض آموزش بودن میسر می شود.

در کنگره قرار است خودمان را از کوچه پس کوچه های اعتیاد پس بگیریم ،از مواد و دنیای وانفسای اعتیاد،از ضد ارزش هایی که در هر کوی و برزن نام و نشانی به اسم اعتیاد به ثبت رساندند و این برای کسی میسر نمی شود مگر این که به هوش و به کوش باشد.

در دنیای اعتیاد تمام بودن شخص؛اختیار ،هوش ،حواس،حتی شعور،حافظه و قدرت تمرکز و…از او گرفته می شود و بازگشت همه ی این ها منوط به حضور به موقع  وبه معنای واقعی شخص در جلسات می باشد؛حضوری که در آن هم جسم جا دارد و هم روان .

به اعتقاد من بعداز آموزش و خدمت اصلی ترین مقوله، محبت می باشد،در کنگره کسی که ضد ارزش ها را کنار گذارد ،اجازه ی درک محبت و برخورداری از آن را دارد و برای دوری از ضد ارزش ها باید آموزش دید و به دیگران نیز انتقال داد و به دیگران کمک و خدمت نمود، حضور در جلسات هم آموزش و خدمت به همراه دارد و هم محبت و امنیت و این راز درمان در کنگره 60 است  منتهی کسی که خود را در معرض نور خورشید قرار دهد از مواهب آن بهره می برد،برای کسی که در خانه نشسته و پرده ها را کشیده و به دنبال بهانه برای در خود ماندن است هیچ راه درمانی نیست.

در کنگره باید زوائد و حواشی را از مسافر و همسفر گرفت و با کمک راهنما و جمع به شخص محبت ، امنیت  و آرامش داد  تا شخص به درمان برسد و این با آموزش ،با خواست و اختیار  خود شخص صورت می گیرد،درمانی که هیچ بازگشتی به اعتیاد ندارد.

درمان ورسیدن به تعهد در کنگره امر اولی است که در آخر ا جرا می شود،اما برای اجرایی شدنش باید بارها و بارها در صحنه ی کنگره حاضر شد و تمرین کرد و خدمت نمود،باید وارد میدان بازی شد ،بایددر جلسات آن هم به موقع حضور داشت تا…نقش زندگی خود را دوباره به دست گرفت/.

نوشته:همسفر آمنه

 

گزارش روزنامه آرمان از آسیبهای یک روش ترک اعتیاد

 هانیه حقیقی :این جمله را که اعتیاد یک بیماری و معتاد یک بیمار است، بارها و بارها شنیده‌ایم. درست است که فرد معتاد باید به‌مثابه یک بیمار تلقی شود اما در این مساله که در افراد معتاد به موادمخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است نیز شکی وجود ندارد بنابراین، به نظر می‌رسد باید روش مناسبی برای درمان این بیماری و کاهش آسیب‌های ناشی از آن برگزید. یکی از این روش‌ها متادون درمانی است که حرف و حدیث‌های زیادی در رابطه با آن وجود دارد. در بحث اعتیاد، همیشه دو هدف کاهش آسیب و قطع آسیب در نظر گرفته می‌شود؛ قطع آسیب که‌‌ همان درمان قطعی است، اما کاهش آسیب یعنی درمان موقتی که تنها می‌تواند جلوی برخی ضرر‌ها را بگیرد و شبیه مسکن درد عمل می‌کند و به نظر می‌رسد متادون درمانی بیشتر در پی کاهش آسیب‌ها باشد. 

ماده مخدر جدید و قانونی

امروزه بحث درمان اعتیاد با داروی «متادون»، از جمله مواردی است که باعث  بحث‌های فراوانی در امر درمان اعتیاد بین درمانگران و حتی بیماران شده است؛ دارویی که تنها توانایی کاهش آسیب را دارد و قادر به درمان بیماری نیست.

پخش فراوان و بی‌حساب «متادون»، تبلیغات فراوان برای درمان اعتیاد با این دارو و فراوانی مراکز متادون درمانی در شهر‌های گوناگون، موجب شده که خود این دارو، در طول زمان به یک ماده مخدر جدید تبدیل شود! اعتیاد به موادمخدر، یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم‌زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی، قدم‌های بعدی درمان برداشته می‌شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی‌اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد اما، امید به درمان و بهبودی، بسیار بالاست. با بررسی‌های صورت‌گرفته در این زمینه، می‌توان راحت دریافت که مخدرهای امروزی، بسیار آسان به دست مصرف‌کننده می‌رسد و مصرف آن تدارکاتی نیاز ندارد به گونه‌ای‌ که، می‌توان در همه مکان‌ها، آنها را به کار برد؛ نه دود و بوی زیادی دارند و نه نیاز است که برای رسیدن به نشئگی، مقدار بسیاری از آن مصرف کرد. علاوه بر این با کاهش میانگین سنی در آمار افراد مصرف‌کنندگان موادمخدر نیز روبه‌‌رو هستیم و شاید از همه مهم‌تر اینکه،

 اثرات سوء موادمخدر جدید، بیشتر بر سیستم اعصاب و روان افراد است تا بر جسمشان. توزیع بی‌رویه متادون در میان بیماران، با هدف ترک اعتیاد در آنها و تبلیغات فراوان برای مصرف آن و یادآوری این نکته که تنها راهکار قطعی درمان اعتیاد است، موجب رواج یکی از کشنده‌ترین مخدرهای دنیا شد که همه جوره  قابل مصرف است. شاید این روش در درمان بدون سختی کشیدن معتادانی که به دنبال ترک راحت می‌گردند، موثر باشد اما، نباید از این نکته غافل بود که این بیماری مشابه بیماری‌های جسمی نیست و بعد روانی آن، چه بسا مهم‌تر و قوی‌تر از بعد جسمانی‌اش باشد. شاید این دارو برای بیماران تزریقی که ممکن است با تزریق ماده مخدر، برای خودشان و محیط اطرافشان، شیوع بیماری‌های عفونی نظیر ایدز را موجب شوند یا حتی برای مکان‌های نظارتی مثل زندان‌ها که با اعمال قانون قوی قابل کنترل است موثر باشد، اما هدف از این روش درمانی، کاهش آسیب بوده است نه درمان! البته باید اذعان داشت که داروی متادون در برخی موارد، نتایج خوبی به همراه داشته و می‌توان از آن به عنوان داروی مفید برای کمک به درمان اعتیاد نام برد، ولی نمی‌توان آن را تنها راهکار درمان اعتیاد دانست.

زنگ خطر هنگامی به صدا درمی‌آید که این دارو در معرض عموم جامعه قرار بگیرد و بی‌حساب و کتاب و کنترل نشده توزیع شود؛ جایی که متوجه شویم خرید و فروش این داروی مخدر، در بین جوانان رایج شده است.

متادون ُ اعتیاد آور است

<یک مددکار اجتماعی در گفت‌وگو با آرمان، با اشاره به اینکه متادون درمانی چند دهه است که به عنوان شیوه درمان اعتیاد در دنیا و ایران مطرح شده است، می‌گوید: مصرف متادون برای ترک اعتیاد، یک درمان نگهدارنده است که می‌تواند برای کاهش میل و اشتیاق فرد به موادمخدر اثرات مطلوبی داشته باشد اما مشکل آنجاست که متادون اعتیادآور است و خیلی از افرادی که سابقه مصرف متادون دارند،

 به خود این دارو وابستگی ذهنی و بدنی پیدا می‌کنند.  کاظم قجاوند، می‌افزاید: متادون درمانی شاید برای شروع ترک اعتیاد روش مناسبی باشد اما، نباید در مدت طولانی از این روش استفاده شود و بعد از یک دوره شش ماهه تا یکساله باید مصرف این ماده قطع شود و از رفتارهای غیردارویی مانند حمایت‌های خانوادگی، حمایت‌های اجتماعی، اشتغال و...بهره بگیریم و یک بسته درمانی کامل ارائه کنیم تا فرد به‌طور کامل درمان شود. او با اشاره به اینکه این روش، روش مناسبی نیست، تصریح می‌کند:در هرحال این روش نسبت به استعمال سایر موادمخدر و شیوه استعمال آنها که با آسیب‌های بسیاری همراه است، مناسب‌تر بوده و به عبارتی انتخاب بین بد و بدتر است چراکه، خطرات و آسیب‌های ناشی از سایر روش‌های استعمال موادمخدر را کاهش می‌دهد. این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: علاوه بر تمام این مسائل این شیوه درمانی مشکلات اجتماعی و فرهنگی را هم افزایش می‌دهد، هدف برخی از معتادانی که به مراکز ترک اعتیاد مراجعه می‌کنند اصلا ترک اعتیاد نیست بلکه برای دریافت متادون با قیمت پایین‌تر و فروش آن در بازار آزاد اقدام به تشکیل پرونده در این مراکز می‌کنند.

بازارسیاه متادون

فرد معتاد برای دریافت متادون باید با در دست داشتن فتوکپی شناسنامه خود به مراکز دولتی و خصوصی ترک اعتیاد مراجعه کرده و پس از ثبت مشخصات، هر روزه یا به صورت چند روز یک بار به اینگونه مراکز مراجعه و متادون دریافت کند. فرد گاهی در محل دریافت دارو را تناول  یا برای چند وعده مصرف خود متادون دریافت می‌کند و تنها محل فرار متادون از گردونه توزیع دولتی به بازار سیاه همین نحوه توزیع است که راهی است برای کسب درآمد برخی معتادان به‌گونه‌ای که یک معتاد با پرداخت مبلغ ناچیزی این دارو را دریافت کرده و آن را در بازار آزاد سه تا چهار برابر قیمت خریداری کرده به فروش می‌رساند و این‌گونه هزینه تهیه موادمخدرش را تامین می‌کند. مدیرکل پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی در گفت‌وگو با آرمان، ضمن بیان این مطلب که استفاده از شیوه متادون درمانی در درمان فرد بیمار و درمان نگهدارنده با متادون، یک الگوی شناخته شده، علمی و استاندارد است که با رویکرد کاهش آسیب از آن استفاده می‌شود، می‌گوید: این شیوه جایگزین یک داروی قانونی مانند متادون و دیگر داروها به‌جای موادمخدر و داروهای غیرقانونی است که با هدف ایجاد فرصت برای ترک اعتیاد صورت می‌گیرد و سپس با کمک مشاوره‌ها و درمان‌های رفتاری و روانی به طور کامل این معضل را درمان می‌کند که یک درمان موثر بوده و اگر متناسب با ویژگی‌ها و شرایط اجتماعی و فرهنگی فرد معتاد و نوع اعتیاد او طراحی شود مطمئنا اثربخشی مطلوبی خواهد داشت.

محسن روشن‌پژوه در رابطه با انتقال این دارو به بازار آزاد توسط فرد معتاد، می‌گوید: درهرحال محتمل است که برخی افراد با اهداف دیگری از جمله فروختن این دارو در بازار آزاد به این مراکز مراجعه کنند اما، باید در نظر بگیریم که طراحی این برنامه باید با پروتکل درمان و نظارت بر عملکرد بیمار به عنوان یک نظارت کیفی و ارتقایی صورت گیرد و با وجود یک سیستم اجرایی مناسب بتوانیم این معضل را کاهش دهیم. او می‌افزاید: از سوی دیگر با ارتقای سطح آگاهی گروه‌های مختلف جامعه و گروه هدف می‌توانیم این اتفاق را کاهش دهیم چراکه، اگر فرد معتادی برای درمان وارد این مراکز نشود، به این معناست که انگیزه درمان ندارد بنابراین، باید الگوهای درمانی را به قدری سهل و آسان و در دسترس قرار داده و با درمان‌های غیراستاندارد و متفرقه مقابله کنیم تا فرد معتاد انگیزه پیدا کند و از خدمات ما با هدف بهبودی استفاده کند.

 روشن‌پژوه تصریح می‌کند: این اتفاق برای ما یک پیام دربردارد و آن هم این است که گروهی نمی‌خواهند به هر دلیلی وارد فضای مراکز ترک اعتیاد شوند و از این رو مبادرت به خرید داروهای این چنینی در بازار آزاد می‌کنند. این یعنی درمان و مولفه‌های آن به خوبی برای گروه‌های هدف شناخته شده نیست و به همین دلیل هم به‌جای مراجعه به مراکز از راه‌های غیرقانونی مبادرت به خرید دارو می‌کنند بنابراین، مراکز ترک اعتیاد باید روی انگیزه فرد بیمار به‌خوبی کار کرده و اخلاق حرفه‌ای را هم به‌درستی رعایت کنند.

منبع : روزنامه آرمان

 
وقتی آدم نمی نویسد ، یا پراز حرف است یا

چیزی برای گفتـــــــــن ندارد  !

 

پر از حرفــــــــــــــــــــم  اما

                                         چیزی برای گفتن نـــــــــــــــــــــــدارم ...

 

 

شیشه یکی از انواع مواد مخدر است که تا حد زیادی افزایش یافته و مصرف آن در حال ازدیاد می‌باشد. شکل ظاهری آن شبیه به خرده شیشه یا تکه‌های کوچک یخ می‌باشد، به همین خاطر در کشورهای اروپایی به آن آیس یا کریستال هم گفته می‌شود و به‌صورت کشیدنی با استفاده از ابزارهای مخصوص به نام پایپ مورد استفاده قرار می‌گیرد. از مهم‌ترین ترکیبات این ماده مخدر؛ آمفتامین است و سابقه تولید و مصرف این ماده به جنگ جهانی دوم می‌رسد که به‌عنوان یک داروی مؤثر در رفع افسردگی به سربازانی که مشغول جنگ بودند و مجبور بودند چندین شبانه روز را به‌صورت پیوسته به نبرد مشغول باشند، داده می‌شد؛ زیرا فرد استفاده کننده از سطح انرژی بالایی برخوردار می‌شود و تا 72 ساعت بعد از مصرف نمی‌خوابد. عوارض این ماده، بسیار خطر ناک می‌باشد. از مهم‌ترین عوارض طولانی مدت مصرف شیشه، اختلال شدید در عملکرد دریچه پروستات است که معمولاً ادرار و اسپرم باهم دفع می‌شود. کوچک شدن بیضه‌ها به همراه درد شدید و تضعیف قوای جنسی از دیگر عوارض این ماده می‌باشد.

متأسفانه همسر من 4 سال به‌صورت پنهانی از این ماده استفاده می‌کرد و من به دلیل ناآگاهی از حضور این ماده مخدر در زندگی‌ام،  تصور می‌کردم که همسرم یک روانی است؛ زیرا با حرکاتی که از خود نشان می‌داد، دست کمی از دیوانگان زنجیری و بیماران روانی نداشت. من حتی جرئت گفتن اینکه آسمان آبی است و یا خورشید صبح طلوع می‌کند را نداشتم، زیرا هرگز حاضر نبود که حرف‌های مرا بپذیرد. همیشه تصور می‌کرد که او درست می‌گوید و من و تمام دنیا اشتباه می‌کنیم و هر گونه مخالفتی می‌توانست، بدترین عواقب را به همراه داشته باشد. کتک زدن، فریادهای بلند و گوش خراش، خودزنی و... خشونت‌هایش تا حدی بود که دیگر یک درب سالم در خانه نبود و تا کمی عصبانی می‌شد، با مشت به جان درب اتاق‌ها می‌افتاد و آن‌قدر می‌کوبید تا نهایتاً درب می‌شکست. از سر و صداهای ما تمام همسایه‌ها به تنگ آمده بودند. شرایط کاری همسرم به‌گونه‌ای بود که ما می‌توانستیم فقط شب‌ها باهم غذا بخوریم. من که برای بهتر کردن آن زندگی و برگرداندن آرامش، تمام سعی خودم را می‌کردم و هر شب میز رنگینی را مهیا می‌کردم، اما همیشه مجبور بودم غذایم را به‌تنهایی نوش یا نیش جان کنم؛ چرا که اشتهای مسافرم، روز به‌روز کمتر می‌شد و او لاغرتر؛ اما من ساده، تصور می‌کردم مشکل از دست پخت من است، غافل از اینکه مشکل جای دیگری است. از دیگر عوارض مصرف این ماده، جوش‌های صورت و بدن است. به‌طوری که در ناحیه گردن تا کمر همسرم، حتی صورت او جای خالی از جوش وجود نداشت و آن‌قدر این مسئله مرا نگران کرده بود که چندین بار همسرم را وادار به حجامت کردم، زیرا شنیده بودم که حجامت در بهبودی جوش تأثیر دارد، اما نمی‌دانستم علت پیدایش این جوش‌ها چیز دیگری است.

در آن روزهای سخت یکی از نزدیک‌ترین دوستان همسرم در گیر بیماری سرطان شده بود و این موضوع او را آن‌قدر ناراحت کرده بود که باعث می‌شد، چندین شبانه روز را نخوابد. البته این توجیه او بود نسبت به قضیه خوابش که کاملاً به هم ریخته بود، اما بعداً متوجه شدم که مصرف کنندگان این ماده، گاه تا 72 ساعت نمی‌خوابند. وقتی اثرات این ماده در بدن کم می‌شود، دو سه روز به‌صورت مداوم می‌خوابند که دقیقاً این موضوع را با چشمان خودم دیدم و هر لحظه به حماقت خودم می‌خندیدم که چطور باوجود این همه مشخصه، متوجه این موضوع و اعتیاد همسرم نمی‌شدم. من در آن روزها حرف‌هایی را می‌شنیدم و تحمل می‌کردم که تا اعماق وجودم را می‌سوزاند و حتی مجبورم کرده بود تا ارتباطم را با چندین نفر از دوستانم قطع کنم و هر روز بدبین‌تر می‌شد. وقتی من از آن وضعیت به تنگ می‌آمدم، تصمیم به ترک او و زندگی می‌کردم و از پدرم کمک می‌خواستم؛ اما توهمات او آن‌قدر شدید بود و افکار به هم ریخته‌ای داشت که چندین بار پدرم را به‌عنوان یک دزد که همسر و فرزندش را به‌زور می‌رباید، به پلیس معرفی می‌کرد. دیگر مطمئن شده بودم که او یک روانی است. من چندین سال همسرم را با تمام بلاهایی که به سرم می‌آورد، تحمل کردم تا اینکه یک روز در اثر استفاده زیاد دچار مسمومیت ناشی از مصرف شد و جلوی چشمانم از حال رفت.

من سریعاً با فوریت‌های پزشکی تماس گرفتم و کمک خواستم. بعد از انجام معاینات، دکتر از من پرسید: همسرتان به چه ماده‌ای اعتیاد دارد؟ من که برای اولین بار این حرف را می‌شنیدم و تا آن روز، یک لحظه هم به آن فکر نمی‌کردم، حسابی جا خوردم و با اطمینان گفتم: هیچ! اما ایشان به حماقت من لبخندی زد و برای اثبات حرفشان، او را به بیمارستان منتقل کردند. در آن جا متوجه شدم که همسرم یک مصرف کننده، آن هم از نوع شیشه است. با اینکه این موضوع ثابت شد، اما من هرگز باورش نمی‌کردم و از او پرسیدم: آیا حقیقت دارد؟ اما همسرم، قرآن را تکه و پاره می‌کرد که اشتباه می‌کنم. قسم‌های همسرم و اطمینانی که دکتر داده بود، مرا حسابی گیج کرده بود. تا اینکه شروع به تحقیق کردم و از عوارض این ماده پرسیدم که با حالات همسرم کاملاً شباهت داشت؛ اما هیچ کاری از دستم بر نمی‌آمد، چون همسرم به هیچ وجه حاضر نبود این حقیقت را قبول کند و از طرفی هم به من می‌گفتند: در کنار فرد شیشه‌ای هیچ امنیتی وجود ندارد! پس همسرت را ترک کن. من در آن وضعیت گیج شده بودم که بالاخره لطف خدا شامل حالم شد و همسرم اعتراف به حقیقت کرد و از من کمک  خواست. من هم بدون درنگ دستش را گرفتم و شروع به گشتن جایی مناسب برای ترک او کردیم و خوشبختانه اولین و آخرین جایی که وارد آن شدیم، کنگره ۶۰ بود.

در کنگره بدون اینکه فرد خودش بفهمد و احساس کند، به درمان و رهایی از مواد می‌رسد؛ زیرا روش کنگره آن‌قدر خوب است که فرد نه درد دارد و نه خماری می‌کشد و نه حالش خراب می‌شود و در تمام مراحل درمان، با آموزش و روش درست، خیلی راحت وبی دردسر و به‌شرط خواست قوی و تلاش فرد به درمان می‌رسد. الحق که جای مناسبی بود و از وقتی که مسافرم، وارد کنگره شد و رهایی دوستان و مسافران را می‌دید و به آن‌ها نگاه می‌کرد، باور نمی‌کرد که آن‌ها روزی مصرف کننده بوده‌اند. این مسافرم را امیدوار می‌کرد که با سعی و تلاش و عزم و اراده و فرمان‌برداری از کمک راهنما می‌توان به رهایی رسید؛ و روزی که موفق به رهایی از دام اعتیاد و مواد مخدر شد، احساس خوشحالی خیلی زیاد در حد پرواز کردن را داشت و این باوری بود در ناباوری. امروز یک سال است که او قطع مواد شده و خدا را شکر، نه تنها مشکلی ندارد، بلکه در حال حاضر، حال خیلی خوبی دارد و تمام چیزهایی که قبلاً نمی‌توانست، ببیند و از آن‌ها تنفر داشت، اکنون با آن‌ها زندگی می‌کند و لذت می‌برد و کاملاً دارای تعادل نسبی است، به صورتی که گاهی فراموش می‌کنم که او همان مجید دوران اعتیاد است. او به‌تازگی در امتحان کمک راهنمایی قبول شده و زیباترین روز زندگی خود را روزی می‌داند که در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرد و خدمت کند.  همچنین حدود ۴ ماه است که سفر سیگار خود را شروع نموده است که امیدوارم در این مقوله نیز به درمان برسد. در آخر، از راهنمای خوب مسافرم جناب آقای حافظی بابت رهنمودهای آموزنده‌شان بسیار تشکر می‌کنم و همچنین از راهنمای عزیز خودم سرکار خانم مریم کمال تشکر را دارم و امیدوارم روزی بتوانم محبت‌های ایشان را جبران نمایم. امیدوارم هر روز که می‌گذرد، مصرف این ماده در دنیا کم و کم‌تر شود و دیگر هیچ خانواده‌ای در گیر مواد مخدر و تخریب‌های آن نباشد.

منبع : سایت کنگره 60