X
تبلیغات
وبلاگ معجزه

به گزارش شبکه ایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سردار «حمیدرضا حسین آبادی» ضمن اعلام افزایش قیمت مواد مخدر در کشور، اظهار داشت: قیمت مواد مخدر در حال حاضر نسبت به چندماهه گذشته در کشور، 3 برابر افزایش یافته است و دلیل آن، شیوع آفت در مزارع افغانستان و کاهش تولید مواد مخدر در این کشور است.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا با اشاره به اینکه این افزایش قیمت، اثرات سویی بر کشور دارد، توضیح داد: یکی از این اثرات سوء، افزایش جرایم خرد در کشور است چرا که معتادان قیمت ثابتی را برای خرید مواد مخدر در سبد خانوار در نظرگرفته که این افزایش قیمت، اختلال در روند اقتصادی خانوار آنها بوجود می آورد بنابراین آنان ناگزیرند، به جرایمی نظیر سرقت لوازم داخل خودرو و یا سرقت از منازل خود دست بزنند تا هزینه مصرف مواد مخدر روزانه خود را بدست آورند.
وی مشکلی دیگر که در نتیجه افزایش قیمت مواد مخدر در کشور ایجاد می شود، افزایش میزان مرگ و میر معتادان برشمرد و گفت: با افزایش قیمت، قطعا ناخالصی مواد مخدر نیز افزایش یافته و قاچاقچیان برای کسب سود بیشتر و بعضا قیمت کم تر، افزودنیهای بسیار خطرناک به مواد، اضافه می کنند که منجر به مرگ و میر مصرف کنندگان می شود.
به گفته این مقام انتظامی، این درحالی است که افزایش قیمت علاوه براین باعت بروز رفتارهای مخاطره آمیز میان معتادان می شود.
وی در توضیح بیشتر به خبرنگار ما گفت: به دلیل قیمت بالای مواد مخدر، افراد معتاد با تهیه مواد مخدر آن را به صورت مشترک و با یک سرنگ، مصرف می کنند که منجر به افزایش بیماری های خطرناک و شایعی نظیر ایدز، هپاتیت و سل می شود.
حسین آبادی،از خانواده هایی که یکی از اعضای آنان معتاد هستند، خواست که حتما این افراد را به سوی مراکز درمانی هدایت و معرفی کنند تا از این بلای خانمانسوز، جان سالم بدر ببرند.
سردار حسین آبادی یادآور شد: این درحالی است که افزایش قیمت مواد مخدر منجر به افزایش سود خالص قاچاقچیان می شود.
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر کشورمان، با اشاره به اجرای طرح جمع آوری معتادان در کشور از اول مهرماه، خاطرنشان کرد: براساس برنامه ریزی انجام شده این طرح هر سه ماه یک بار با هماهنگی شورای هماهنگی استان ها، مراکز درمانی و NGO ها اجرا و معتادان دستگیر شده به مراکز درمانی معرفی می شوند.

منبع شبكه ايران

 

باسلام
بحث اعتیاد در سال‌های اخیر در کشورمان یکی از عمده‌ترین مسایل مطرح شده در جامعه است. با وجود آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ایجاد شده توسط فرد مصرف ‌کننده، باید به فرد مصرف كننده به عنوان یک انسان باهمه آرزوها و آمال فردی نگاه کنیم. بسته به سن شروع اعتياد ، مسایل مختلفی مانند اشتغال، ازدواج، بچه‌دارشدن، ادامه تحصیل و ارتباط اجتماعی در پیش روی فرد قرار دارد که تمام این موارد می‌توانند تحت‌الشعاع مصرف مواد فرد قرار گیرند.
ازدواج سنت حسنه اي است كه در تمامي اديان خاصه دين اسلام بسيار قابل توجه قرار گرفته و همواره از آن بعنوان عمل پسنديده اي ياد شده كه زوجين با روي آوردن به آن از بسياري از اعمال ضد ارزش دور مي شوند . اما آيا براستي فرد مصرف كننده اي كه خود كوله باري از ضد ارزشها و بي تعادلي جسمي ورواني را بردوش مي كشد ، با اختيار كردن همسر،نابسمانيها و بهم ريختگي هايش صد چندان نمي شود ؟ آيا همسري كه با هزار اميد و آرزو پاي در خانه شوهرمصرف كننده گذاشته و كوچكترين انتظارش داشتن يك زندگي همراه با آرامش است ، عملا" زندگي اش به جهنمي عذاب آور تبديل نخواهد شد ؟ آيا

ادامه مطلب |  

خبرگزاري فارس: دبير انجمن روانپزشكان ايران گفت: داروهايي كه از طريق شماره‌هاي موبايل و پست به عنوان درمان گياهي اعتياد به در خانه‌ها مي‌رود و هزينه‌هاي هنگفتي بابت آنها دريافت مي‌شود. از طريق افرادي كه هيچ سنخيتي با كار درمان اعتياد ندارند و داراي شغل آزاد هستند تجويز مي‌شود.

پرويز مظاهري در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس اظهار داشت:‌ داروهايي كه از شبكه‌هاي ماهواره‌اي تبليغ و مرتب بر تضميني‌بودن تأثير آنها تأكيد و از طريق پست به در منازل ارسال مي‌شود. درمان‌هايي علمي نيستند و بايد با آنها برخورد شود.


وي افزود: اعتياد يك اختلال روانپزشكي است و بايد عوامل زيستي، رواني و اجتماعي در آن بررسي شود. بايد بيمار توسط روانپزشك ويزيت شود. در دوران سم‌زدايي بايد پزشك دارو دهد و بعد از آن نياز به درمان‌هاي غيردارويي و روان‌درماني است لذا اين داروهايي كه با پست مي‌فرستند علمي و مورد تأييد نيست.

دبير انجمن روانپزشكان ايران خاطرنشان كرد: شماره‌هاي موبايلي كه اعلام مي‌كنند كه به اين شماره تماس بگيريد تا براي شما بسته دارويي فرستاده ‌شود را بعضاً بررسي كرديم و مشاهده كرديم كه اين شماره‌ها مربوط به بقالي و مكانيكي و ديگر مشاغل غيرمرتبط با روانپزشكي يا افرادي است كه اصلاً صلاحيت اين كار را ندارند.
ادامه مطلب |  

كساني كه در شهرستانها زندگي مي كنند ومي خواهند از خدمات جمعيت احياي انساني كنگره 60 استفاده كنند ولي در شهرستانشان شعبه اي وجود ندارد و همچنين بدليل دوري راه نمي توانند به يكي از شعب مراجعه كنند ناراحت نباشند ، آنها مي توانند به وب سايت اينترنتي كنگره 60 مراجعه كنند و علاوه بردريافت اطلاعات مختلف درباره انواع مواد مخدر وهمچنين آشنايي با آخرين رويدادها ي كنگره 60 راهنما ياينترنتي انتخاب وسفر 11 ماه خودرا آغاز نمايند .

در بالا ي اين صفحه شعار اصلي كنگره نوشته شده (( اعتياد يك بيماري است وبيماري را بايد درمان كرد ،‌ما راه آن را يافته ايم )) . از اين وبسايت در سومين جشنواره اعتياد و رسانه كه ارديبهشت ماه امسال برگزار شد بعنوان سايت برگزيده قدرداني بعمل آمد . در اين وبسايت كه به دو زبان فارسي وانگليسي است آيتم هاي مختلفي از جمله آشنايي با مواد مخدر ، اخبار ، نشريات كنگره 60 ، اسامي رهاشدگان ، گزارش ، مقالات ، و همچنين تالار گفتگو وجوددارد . در تالار گفتگو مي توانيد با ثبت يك نشاني و رمز ورود ، وارد شده ودر اصطلاح باديگر كساني كه همزمان با شما آنلاين هستند ( چت ) كنيد .. از طريق چت كردن مي توانيد راهنماي اينترتي انتخاب كنيد و با رهنمودهاي او وشرح مواد كه مصرف مي كرديد مراحل درمان اعتياد راشروع مي كنيد . به گفته مسؤلان كنگر ه تاكنون رهجوهاي زيادي از شهرهاي مختلف از اين طريق درمان شده اند .همچنين چند نفراز دبي وكشورهاي اروپايي اين روش را امتحان كرده اند.
مرزبانان سايت
براي اعضاي كنگره 60 دنياي مجازي هم مانند دنياي واقعي انضباط وقوانين خاص خودش رادارد كه تخطي از آنها غير ممكن بنظر مي رسد و حتي هيچكس اجازه سرپيچي از آنها را بخود نمي دهد .وبسايت كنگره 60 5 مرزبانآقا و دونفر مرزبان خانم دارد .آنها مسؤليت به روز شدن اخبار و اطلاعات و همچنين كنترل نامحسوس تالار گفتگو را برعهده دارند تا افراد سود جو دراين پايگاه مطالب غير مرتبط منتشر نكنند .
رحمت يكي از مرزبانان اين وبسايت است كه خودش 32 سال ترياك مصرف مي كرد و هفت سال آخر را به قول خودش يك مصرف كننده حرفه اي بود . او حالا 3 سال وده ماه است كه رها شده و يكي از مرزبانان كنگره 60 است كه پنج رهجوي مجازي از شهرستانهاي سيرجان ، سقز ، رفسنجان ، اروميه ، وتبريز دارد . (( وقتي كه به كنگره 60 آمدم حتي خاموش وروشن كردن كامپيوتررا بلد نبودم ولي الان معمولا" دراينترنت هستم وبه وب سايت كنگره سر مي زنم و بعضي وقتها مطالبي هم در وبلاگ شخصي ام مي نويسم ))
پنجم تير 86 بود كه تالار گفتگوي وب سايت كنگره 60 راه اندازي شد . رحمت در اين باره مي گويد : هدف از راه اندازي تالار گفتگو دراين وب سايت پذيرش افراد بود . اينكه بتوانيم آنها را تا محل كنگره بياوريم و بعد راهنمايي ودرمان كنيم ولي بعدها متوجه شديم كه از طريق مجازي هم مي توان درمان را ادامه داد . اين تالار گفتگو اولين تالار گفتگوي اعتياد ومصرف كنندگان مواد مخدر در كشور است !!
تالار گفتگوي كنگره تا كنون 6 هزار و500 نفر كاربر ثبت شده دارد و اگر كاربران علاقه مند باشنند كه بيواسطه به بخش تالار گفتگو بروند مي توانند مستقيم بنشاني http://www.c61.ir مراجعه كنند . تنها راه ورودي به اين بخش داشتن يك اسم كاربري ورمز ورود است . دراين بخش هميشه تعدادي از راهنمايان و مرزبانان بصورت آنلاين حضوردارند تا به سؤالات كاربران درباره اعتياد و درمان پاسخ بدهند . حتي مي توان راهنماي مجازي در همين بخش انتخاب كرد . اوبااشاره به بخشهاي جالب اين وب سايت بخش صندلي داغ است كه كه هر دوهفته يكي از رهايافتگان را دربرابر سؤالات بي پرده كاربران درباره اعتياد قرار مي دهد . همچنين تالار گفتگو مخاطبان و طرفداران خاص خودش رادارد ....


 

 



همه انسانها تصور ميكنند بهترين‌راه كوتاهترين راه است . در نتيجه به درستي و يا نادرستي آن تفكر ندارند ، راهي را مي‌روند كه زودتر به خواسته‌هاي خود برسند . لذا مشقهايشان هميشه ناتمام و بي‌محتوا باقي مي‌ماند و مجبورند دوباره بنويسند . غذاي نيمه‌پخته و يا خام قابل خوردن نيست .



All the people assume that the shortest path is the best therefore they do not contemplate about the truth of it. They will choose a way to attain their desires quicker .Therefore their homeworks are always incompelte and meaningless and must redo them. Raw or half cooked food is not edible

 
زن مجروح تصريح كرد: ديگر از رفتارهاي او خسته شده بودم و چند بار نيز از مزاحمت‌هاي وي به پليس شكايت كردم تا اين‌كه شب حادثه او بار ديگر از من پول خواست و زماني كه مقاومت كردم با چاقو به من حمله كرد و با سرقت يك حلقه النگويم، از خانه متواري شد.
جام جم: جواني كه اعتياد شديدي به شيشه دارد ، در يك قدمي قتل مادر خود بازداشت شد و به ده‌ها فقره سرقت از مردم اعتراف كرد.
در ساعات پاياني روز گذشته درپي فريادهاي كمك‌خواهي زن ميانسالي در يك مجتمع مسكوني در شرق تهران، همسايه‌ها به ياري وي شتافته و با ورود به خانه زن ميانسال، مشاهده كردند او در يك قدمي مرگ قرار دارد. با انتقال زن مجروح به بيمارستان و گزارش اين حادثه به مركز فوريت‌هاي پليسي 110‌، با دستور قضايي داديار دادسراي جنايي، تحقيق از زن مجروح آغاز شد.
ادامه مطلب |  
.


جام جم آنلاين:
مشاور كميسيون اجتماعي مجلس گفت: به دليل رقابت منفي و تبليغاتي كه در خصوص كراك و شيشه مي‌شود مبني بر اينكه اين مواد معتادي ندارد مصرف اين مواد در زنان را افزايش داده است.

مجيد ابهري در گفتگو با فارس ، در خصوص وضعيت زنان معتاد در جامعه با تقسيم‌بندي زنان معتاد به چهار گروه افزود:‌ گروه اول زناني هستند كه به دليل اعتياد همسرشان ،‌ معتاد شده‌اند به اين نحو كه،‌ مرد معتاد براي اينكه زن خود را در مصرف مواد مخدر همراه خود كند به وي مواد مي‌دهد و زن هم به دليل اينكه به دنبال نشان دادن اعتماد و وفاداري به همسرش است،‌ پيشنهاد شوهر خود را براي مصرف مواد مخدر قبول مي‌كند. زنان خبر ندارند كه اين دسته از مردان عشق را نمي‌فهمند بلكه به دنبال دستيار براي تحقق اهداف شوم خود هستند تا در تهيه و توليد مواد كمك‌ حال‌ آنها باشد.

وي درباره دسته دوم زنان معتاد تصريح كرد: دسته دوم زناني هستند كه به دليل‌ استفاده از قرص‌هاي لاغري همچنين قرص‌هايي كه براي رفع چين و چروك در بازار است به مواد مخدر آلوده مي‌شوند چرا كه يكي از مواد تشكيل دهنده اين داروها،‌ ماده مخدر شيشه است.

ادامه مطلب |  

سلام

يادم مي آيد وقتي كه كودك خردسالي بودم بسياري از وقتها كه شيطنتم از حد معمول بيشتر مي شد مادرم مرا با گفتن اين جمله كاملا" خنثي و آرام مي كرد و به قولي مرا سر جايم مي نشاند . مي گفت اگر باز هم شلوغ بازي كني و فلان كار بد راانجام بدهي ، مي برمت پيش دكتر تا برايت آمپول بزند . خوب يادم هست كه وقتي اين جمله را از طرف پدرو مادر يا افراد بزرگتر از خودم مي شنيدم ترس تمام وجودم را فرا مي گرفت و اگر در آن لحظه در اوج شيطنت بودم با شنيدن اسم آمپول به كودكي مطيع و گوش بفرمان مبدل مي شدم . چنانچه اتفاق مي افتاد بدليل بيماري و تجويز دكتر گذرم به تزريقاتي مي افتاد با تمام قوا مقاومت مي كردم كه زير دستهاي پيرمرد تزريقاتي كه با سرنگي در دست در انتظارم ايستاده بود واز داد و هوار من حوصله اش سررفته بود اسير نشوم.

خودم هم نمي دانم كي و چگونه آن كودكي كه آخرين ترفند مهار شيطنتهاي كودكانه اش ، تهديد به آمپول زدن بود   و روزگاري حتي با تصور كردن تصوير ( سرنگ ) قالب تهي مي كرد ، پس از سالها به يك هروييني تزريقي مبدل شد . حالا ديگر نه تنها ديدن سرنگ برايم چندش آور و هراس انگيز نبود بلكه تنها رفيق روز و شب هايم شده بود . رفيقي كه نديدنش را حتي يك ساعت هم نمي توانستم تحمل كنم . 

حالا همه چيز برعكس شده بود . آن كودك بزرگ شده و تسليم شدنش در مقابل سرنگ وتزريق احتياجي به قربان صدقه هاي مادر و چرب زباني هاي پيرمرد تزريقاتي ندارد . حالا او تسليم بي چون وچراي سرنگ و تزريق است . ديگرفرو رفتن سرنگ در دست وبالش فرياد وگريه اي بدنبال ندارد . حالا ديگر هرويين و تزريق آن برايش از نان شب واجب تر شده . و آنچه براي او دردناكتر و عذاب آورتر از همه چيزاست تزريق نكردن است .  و چقدر قديميها خوب گفته اند كه آدم از هر چه بدش مي آيد به سرش مي آيد !!

ادامه مطلب |  

اگر به دنبال راهی برای درمان اعتياد خود ، يا يكي از عزيزانتان هستيد ، در خواست مي كنيم به هر آنچه كه ما تجربه كرده ايم خوب ودقيق توجه كنيد

اعضای جمعیت احیای انسانی کنگره 60 ، کسانی هستند که سالها درگیر بیماری اعتیاد بوده و بعد از اینکه راه های متداول و مرسوم را امتحان کرده اند ، در نهایت با روش تدریجی ( DST) به درمان رسیده اند و به صورت افتخاری و رایگان آمادگی دارند تا به همه کسانیکه به دنبال درمان قطعی اعتیاد هستند کمک کنند .

شما با عضویت در تالار گفتگوي اعتياد و مواد مخدر می توانید به اطلاعات کامل از نحوه درمان دسترسی داشته باشید و به راحتی با کسانیکه سالهاست درمان شده اند ارتباط برقرار نمایید ، و از تجربیات آنها بهره مند گردید .

درخواست می کنیم با مطالعه مقدمه زیر با ما همراه شوید :


ادامه مطلب |  
بازداشت فوتباليست‌ سابق با 40 گرم كراك 


با شروع تحقيقات از سوي بازپرس محمد شهرياري مشخص شد يكي از متهمان به نام علي – 40 ساله – از فوتباليست‌هاي سابق يكي از تيم‌هاي سرشناس پايتخت بوده كه مدتي است اعتياد شديدي به مواد مخدر پيدا كرده اما در بررسي‌ سوابق متهم ديگر مشخص شد وي از سارقان سابقه‌دار و معتاد است.
ایران: فوتباليست‌ سابق يكي از تيم‌هاي معروف پايتخت به اتهام نگهداري 40 گرم كراك بازداشت شد.

مأموران كلانتري 152 خاني‌آباد هنگام گشت در منطقه به دو سرنشين يك دستگاه موتوسيكلت مشكوك شده و آنها را متوقف كردند.

مأموران در نخستين بررسي‌ها دريافتند چند روز قبل موتوسيكلت از منطقه‌اي در جنوب تهران سرقت شده است. بنابراين هر دو سرنشين دستگير و به دادسراي جنايي تهران منتقل شدند.

با شروع تحقيقات از سوي بازپرس محمد شهرياري مشخص شد يكي از متهمان به نام علي – 40 ساله – از فوتباليست‌هاي سابق يكي از تيم‌هاي سرشناس پايتخت بوده كه مدتي است اعتياد شديدي به مواد مخدر پيدا كرده اما در بررسي‌ سوابق متهم ديگر مشخص شد وي از سارقان سابقه‌دار و معتاد است.

بدين‌ترتيب دستور بازرسي خانه متهمان صادر شد و كارآگاهان در بازرسي از خانه علي حدود 40 گرم كراك و چهار و نيم گرم شيشه كشف كردند...منبع :تابناك

 

مجري طرح تاثير ورزش بر بهبودي و پيشگيري از اعتياد با اعلام اينكه اين طرح اكنون براي تصويب و تأييد نهايي به پژوهشكده علوم ورزشي وزارت علوم ارايه شده گفت: انجام تحركات ورزشي به صورت جمعي امكان برگشت دوباره معتاد به استعمال مواد مخدر را بيش از 90 درصد كاهش مي دهد.

مسعود حاجي رسولي در گفت‌وگو با مهر از اجراي موفق طرح آزمايشي تأثير ورزش در بهبودي و پيشگيري از اعتياد خبر داد و افزود: ورزشهاي تخصصي در دوران بازپروري و ترك اعتياد و بعد از ترك اعتياد موجب كاهش 90 درصدي رجوع معتادان به اعتياد مي شود.
وي افزود: هم اكنون در كشور معتادان با سه روش متادون درماني، كمپ درماني يا قطع سريع دارو و دارو درماني يا همان شربت ترياك درمان مي شوند كه هر سه روش علمي است و در دنيا استفاده مي شود.

حاجي رسولي با بيان اينكه ورزش به تنهايي نمي تواند روش ترك اعتياد محسوب شود و تنها جنبه كمك كننده دارد، اظهار داشت: تحقيقات و پژوهشها در يك سال گذشته نشان داده است كه معتاد در هفته اول ترك بايد به ورزشهايي مانند شطرنج، مانچ و... همراه با موسيقي ترغيب شود و پس از گذراندن دوره هاي ترك به تدريج ورزشهايي مانند پينگ پنگ، تنيس، باستاني و شنا را تجربه كند.وي افزود: نمي توان از معتاد توقع داشت تا در مدت سم زدايي فوتبال، واليبال و ورزشهاي سنگين بازي كند زيرا هرگونه ورزشي كه منجر به آسيب و زخم در بدن معتاد شود وي را دچار درد كرده و از ورزش بيزار مي كند.

متخصص فيزيولوژي ورزشي اظهار داشت: بر اساس تحقيقات انجام شده بر روي صدها معتاد به اين نتيجه رسيديم كه انجام تحركات ورزشي به صورت جمعي روند بهبود ترك اعتياد را افزايش داده و ادامه ورزشهاي همگاني و گروهي پس از اتمام دوره هاي بازپروري امكان برگشت دوباره معتاد به استعمال مواد مخدر را بيش از 90 درصد كاهش مي دهد.

مجري طرح تأثير ورزش بر بهبودي و پيشگيري از اعتياد گفت: اين طرح به پيشنهاد من و حمايت پژوهشكده ورزشي وزارت علوم اجرا شد كه در پايان تأثير علمي و پژوهشي ورزش بر درمان اعتياد با موفقيت اثبات شد و هم اكنون در مرحله تصويب و ابلاغ قرار دارد.حاجي رسولي افزود: در صورت تصويب اين طرح تمامي كمپهاي ترك اعتياد و سازمانها و نهادهاي متولي موظف مي شوند ورزش تخصصي و ويژه معتادان را با روش تحقيق شده در مراحل بازپروري و پس از ترك اجرا كنند.

تابناك

 

شب حادثه مقتول ما را براي مصرف «شيشه» به خانه‌اش دعوت كرد اما پس از مصرف مواد دچار توهم شد و با كارد به برادر بزرگترم حمله كرد. براي دفاع از «عليرضا» با او درگير شدم و با كارد ضربه‌اي زدم اما فكر نمي‌كردم كشته شود و حالا هم پشيمانم.ایران: 2 برادر كه هنگام مصرف ماده مخدر شيشه در ميهماني شبانه، مرد صاحبخانه را به قتل رسانده بودند، به مجازات اعدام و زندان محكوم شدند.«عباس» - 29 ساله - و «عليرضا» - 36 ساله - متهم هستند نيمه‌شب 13 شهريور 88، دوستشان را در منطقه نارمك با كارد از پا درآورده و متواري شدند اما صبح روز بعد خود را تسليم كردند.خانواده مقتول كه شاهد جنايت بودند، به مأموران گفتند: ساعتي قبل 2 برادر كه از دوستان «وحيد» - مقتول - بودند، به خانه ما آمدند اما ناگهان با هم جر و بحث‌شان شد و «عباس» با چاقو به «وحيد» حمله كرد.در جلسه محاكمه ديروز كه در شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي «نورالله عزيزمحمدي» برگزار شد، ابتدا نماينده دادستان و مادر مقتول خواستار مجازات عاملان جنايت شدند. سپس «عباس»در دفاع از خود گفت: شب حادثه مقتول ما را براي مصرف «شيشه» به خانه‌اش دعوت كرد اما پس از مصرف مواد دچار توهم شد و با كارد به برادر بزرگترم حمله كرد. براي دفاع از «عليرضا» با او درگير شدم و با كارد ضربه‌اي زدم اما فكر نمي‌كردم كشته شود و حالا هم پشيمانم.عليرضا نيز گفت: وقتي به مقتول گفتم قصد دارم اعتيادم را ترك كنم، بحث‌مان شد و او بي‌خبر به من حمله و مجروحم كرد. اما هيچ انگيز‌ه‌اي براي كشتن او نداشتيم و خودش دعوا را به راه انداخت.پس از دريافت آخرين دفاعيات متهمان و وكلاي مدافعشان، 5 قاضي پرونده به اتفاق آرا «عباس» را به قصاص نفس - اعدام - و «عليرضا» را به زندان محكوم كردند.
 
مدیر کل سازمانهای مردم‌نهاد ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: در گزارشی که ستاد مبارزه با مواد مخدر داشته است مشخص شده که دریافت مجوز برای یک مرکز ترک اعتیاد بیش از یک سال طول می‌کشد که در این صورت فردی با انگیزه ایجاد مرکز ترک اعتیاد آماده می‌شود اما متأسفانه دستورالعمل‌ها به صورت فصلی عوض شده و تعیین تکلیف نهایی نمی‌شود.

مدیر کل سازمانهای مردم‌نهاد ستاد مبارزه با مواد مخدر در گفت‌وگو با فارس:
خانواده‌ها از سر استیصال به سراغ کمپ‌های ترک اعتیاد غیرمجاز می‌روند
خبرگزاری فارس: مدیر کل سازمان‌های مردم‌نهاد ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: این خانواده‌ها آبرو و عزتشان در محیط و محله به خطر می‌افتد و برای نجات خود از این گرداب ناچار می‌شوند به یک مجموعه غیرمجاز تماس بگیرند تا فرزندشان را به زور برای ترک اعتیاد ببرند.

محمد صادق فتح‌اللهی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان فارس اظهار داشت: در حال حاضر مراکز جدیدی که به عنوان کمپ‌های ترک اعتیاد هستند متقاضی دریافت مجوز هستند که متأسفانه یا با سختگیری بیش از حد مواجه هستند یا کار دریافت مجوزشان بسیار با تأخیر انجام می‌شود چرا که دستگاه‌های نظارتی تعداد بازرس کمی دارد و مجوز جدید، نظارت جدید و نیاز به بازرس جدید را به دنبال خواهد داشت.

وی افزود: در گزارشی که ستاد مبارزه با مواد مخدر داشته است مشخص شده که دریافت مجوز برای یک مرکز ترک اعتیاد بیش از یک سال طول می‌کشد که در این صورت فردی با انگیزه ایجاد مرکز ترک اعتیاد آماده می‌شود اما متأسفانه دستورالعمل‌ها به صورت فصلی عوض شده و تعیین تکلیف نهایی نمی‌شود
اخبار
ادامه مطلب |  

ایلنا: نشد بابا يك دفعه منو رو شونه‌هاش بذاره و باهام بازي كنه، آخه شونه‌هاش افتاده‌ست اما شونه باباي مريم، دختر همسايمون افتاده نيست....

مامان مريم نمي‌ذاره من باهاش بازي كنم مي‌گه ذاتم خرابه...
هر دفعه كه از مامانم مي‌پرسم ذات يعني چه كه مامان همسايه مي‌گه، مامان هميشه با چشم غره نگام مي‌كنه و مي‌گه: ورپريده دوباره رفتي دم‌‌پر دختره....؟!
مامان هميشه وقتي با، بابام دعوا مي‌كنه، منو هم با دمپايي مي‌زنه مي‌گه نطفه تو هم با سم بسته شده .... از بابا مي‌پرسم نطفه يعني چي، بابا نگام نمي‌كنه، هميشه عصبانيه، هيچ‌وقت خونه نيست، خونه هم كه باشه داره با مامان كتك‌كاري مي‌كنه!

ادامه مطلب |  

ایلنا: رئيس جمعيت خيريه تولد دوباره با اعلام اينكه امروز بيش از 600 هزار نفر تحت پوشش برنامه‌هاي درماني اعتياد هستند و بايد براي 600 هزار خانواده نيز برنامه‌هاي پيشگيري از اعتياد داشته باشيم، گفت: در حال حاضر بيش از 75 درصد از معتادان پدر و مادر معتاد داشته و يا يكي از اقوامشان درگير اعتياد بودند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، عباس ديلمي‌زاده در حاشيه بازديد خبرنگاران از مركز شكوفه‌هاي تولد دوباره تاكيد كرد: در كشور برنامه‌هاي پيشگيرانه براي گروه خاص و در معرض آسيب نداشته‌ايم و تمام برنامه‌هاي پيشگيري از اعتياد و سرمايه‌هاي محدود كشور براي افراد عام كه كانديد استفاده از مواد مخدر نيستند، بوده است.
او ادامه داد: برنامه‌ريزي‌هاي صحيح حكم مي‌كند كه بودجه محدود را صرف گروه‌هاي در معرض خطر شديد مانند كودكاني كه احتمال گرايش آنها به سمت اعتياد به دليل وجود پدر يا مادر معتاد بيشتر است، كنيم.
رئيس جمعيت خيريه تولد دوباره با اشاره به اينكه اكثر افرادي كه امروز در چرخه اعتياد گرفتار هستند، در خانواده‌شان يك فرد معتاد وجود داشته است تصريح كرد: آمارها نشان مي‌دهد كه در بيش از 75 درصد از معتادان يك نفر از اعضاي خانواده معتاد بوده و با وجود آنكه عاقبت اعتياد را از نزديك ديده، باز هم معتاد شده‌اند.
به گفته ديلمي‌زاده برنامه‌ پيشگيري براي فردي كه در خانواده داراي معتاد زندگي مي‌كند بايد متفاوت بوده و با برنامه‌هاي پيشگيري‌مدار براي افراد عادي و عموم جامعه متفاوت باشد، اما متاسفانه به اين مسئله در كشور توجه نمي‌شود.
او با طرح اين سئوال كه در كشور تا چه اندازه برنامه‌هاي پيشگيري براي خانواده زندانيان و آسيب‌ديدگان داشتيم تاكيد كرد: برنامه‌ها بيشتر حول محور فرد آسيب‌ديده بوده و برنامه‌اي براي خانواده معتادان پيش‌بيني و طراحي نشده است.
رئيس جمعيت خيريه تولد دوباره ادامه داد: امروز بيش از 600 هزار نفر تحت پوشش برنامه‌هاي درماني اعتياد هستند اما بايد بتوانيم 600 هزار خانواده را هم تحت پوشش برنامه‌هاي پيشگيري قرار دهيم تا درمان اعتياد آسان شود.
به گزارش خبرنگار ايلنا بنا به اعلام ديلمي‌زاده، مركز شكوفه‌هاي تولد دوباره، براي خانواده‌هايي كه به مراكز بازپروري ترك اعتياد مراجعه مي‌كنند برنامه داشته و كودكان را تحت پوشش برنامه‌هاي ويژه پيشگيرانه قرار مي‌دهند.
به گفته ديلمي‌زاده، 140 هزار خانوار جذب برنامه‌هاي درماني مراكز تولد دوباره شده‌اند و 140 هزار فرزند نيز آماده هستند كه در برنامه‌هاي پيشگيري از اعتياد شركت كنند؛ اين در حالي است كه اين مراكز براي توسعه نياز به بودجه و حمايت دارند اما از جانب بهزيستي و ستاد مبارزه با مواد مخدر و ريالي به اين امر اختصاص پيدا نمي‌كند.

 


طبیعت شگفت آور

خرم آن عاشق که آشوب دل و دینش تویی

کار فرمایش محبت، مصلحت بینش تویی

شورش عشاق در عهد لب شیرین لبت

ای خوشا عهدی که شورش عشق و شیرینش تویی

عاشق روی تو می‌نازد به خیل عاشقان

پادشاهی می‌کند صیدی که صیادش تویی

مستی عشق تو را هشیاری از دنبال هست

بر نمی‌خیزد ز خواب آن سر که بالینش تویی

فروغي بسطامي


 









سلام دوستان محمد هستم یک مسافر

در سال ۱۳۴۴ دریک شب سرد زمستانی در منطقه شمیران به دنیا آمدم و زندگیم به گونه ای پیش می رفت که آسمان زندگیم صاف و روشن بود. آفتاب همه جا را روشن کرده بود و من سرمست از بازیهای کودکانه ، شادیهایی که شب به یاد آنها می خوابیدم و صبح به عشق تکرار دوباره از خواب بیدار می شدم و می خندیدم، زمین می خوردم ، بلند می شدم و دوباره صدای خنده هایم تمام کوچه ها و محله را پر می کرد آرزوهایم یکی یکی بر آورده می شد و دیگر غمی نبود که بخواهم به آن گریه کنم اوج آرزوهایم قبولی در دانشگاه بود که آن هم از راه رسید .

اما به ناگاه تیری را دیدم که سالها قبل از چله کمان رها شده بود و بردل روشنائیهای وجودم برخورد کرد و برای اولین بار در تابستان سال ۱۳۶۶ تریاک مصرف کردم و از برخورد این تیر چقدر لذت بردم احساس می کردم زمین زیر پاهایم می لرزد ، آسمان برای من کوچک است، شادیهایم چندین برابر شده بود ، توانم به توان ۱۰ رسیده بود و خواسته هایم چندین برابر و قابل دسترسی شده بود چون من وارد جاده ای شده بودم به نام اعتیاد ، حرکت از اوج افتخار و از بلندای کوه های سر به فلک کشیده آغاز شده . حرکتی از اوج غرور ، جهل و نا آگاهی و دیگر هیچ چیز ندیدم و به جز نشئگی از مواد مخدر .

آری من در سال ۱۳۶۶ خواسته یا نا خواسته پای در شب کوهستان گذاشتم و دیگر ندیدم که چگونه چتر سیاه اعتیاد بر تمام زندگی سایه افکند و تمام زندگیم تاریک و سیاه شد و من همچنان می رفتم چون دیگر هیچ راه برگشتی نبود و دیدم عشق و محبتی را که در این راه حلق آویز کرده بودند ، عدالت ، معرفت و عمل سالم را به گرمی تریاک می فروختند و اینگونه بود که هوا کم کم رو به سردی و سیاهی پیش می رفت. هیچ راه برگشتی نبود ، و باز هم نبود و من باید می رفتم.

خسته و نا توان بودم ولی نه، باید رفت و من رفتم ، می شنیدم صدای پدری را که تا آخرین نفس به پسر خود التماس می کرد که برگرد ، می شنیدم صدای ضجه مادران و خواهرانی را که هر روز کنار این جاده ایستاده بودند والتماس می کردند و پسر توان برگشت نداشت .

سالها گذشت و رفتن همچنان ادامه داشت حالا دیگر آن پسر بچه سالهای گذشته بزرگ شده بود ازدواج کرده بود و صاحب همسر و فرزند ، محبت را به ذره ای مواد می فروخت و همسر نگران لقمه نانی که شب را به صبح برساند مرد عشق و هستی اش را به ساقی می داد تا به او کم فروشی نکند و همسر اشک می ریخت از تنهایی و دلتنگی و رفتن من ادامه داشت .

رفت و رفت تا هوا آنقدر سرد و تاریک شد که گوئی درجه دما ۶۰ درجه زیر صفر را نشان می داد .

یک لحضه ایستادم ، نگاهی به گذشته کردم ، نگاهی به درون خودم کردم دیدم تمام آرزوهایم درذهن دفن شده ، تمام تفکراتم گندیده و هیچ وقت اجرائی نشده . دیدم خودم ، شخصیتم ، تحصیلاتم ، خانواده ام ، خنده ها و شادیهایی که توسط مواد مخدر به یغما رفتند و آنگاه صدای خرد شدن خودم را زیر بهای سنگینی که برای اعتیاد پرداخت کرده بودم شنیدم اشک در چشمانم حلقه زد و همانجا تبدیل به قندیل شد ، هنوز نفس می کشیدم ولی زندگی نمی کردم حرکت می کردم ولی نه به سمت جلو بلکه به سمت کوچه پس کوچه های تاریک و سرد اعتیاد و ذلت .

دیگر چشمانم کم سو شده بود ولی نه آنقدر که نگاه سنگین دیگران را نبیند، گوش هایم سنگین شده بود ولی نه آنقدر که حرفهای طعنه آمیز اطرافیان را نشنوم ولی باید می رفتم چون آنقدر ترک کرده بودم که دیگر تحمل درد خماری را نداشتم به اطراف خیره شدم استخوانهای پوسیده ای را دیدم که متعلق به انسانهایی بود که سالها قبل از من دراین منطقه ساکن شده اند و هیچ راهی برای برگشت نیافتند ( یا خود کشی کرده اند و یا مرده اند )

به آسمان نگاه کردم دیگرخبری از آن آسمان روشن و آفتابی نبود هوا سرد و تاریک بود .

وای که چه بوی بدی می آید ، دقت کردم بله خودش بود بوی بد کینه و نفرت بوی بد تنهایی ، افسردگی ، نا امیدی و بوی بد مرگ انسانهایی که هنوز نفس می کشیدند . دلتنگ و نا امید از همه چیز و همه کس و دل خسته از حرفهای طعنه آمیز بلند شدم که از آنجا دور شدم ولی هر چه گشتم راهی پیدا نکردم دوباره شکست خوردم ..... و صد بار شکست خوردم .

تصمیم گرفتم که به خداوند پناه ببرم آنقدر اشک ریختم و التماس کردم که از حال رفتم ، بارها ترک کرده بودم و چون راهی پیدا نکردم تنها راه خروج از این ظلمت را در خود کشی دیدم .

در آستانه نابودی بودم که صدایی به گوشم رسید دقت کردم ، آری صدائی می آمد و من اشتباه نمی کردم بیشیر دقت کردم حالا دیگر این صدا را می شنیدم .

( به نام خداوند بخشنده مهربان ) آری این صدای خداوند بود که شرایطی را فراهم کرده بود تا من بتوانم گذشته را جبران کنم .

بلند شدم و ایستادم و نمی دانم چگونه بود که سر از کنگره ۶۰ در آوردم و یک بار دیگر تیر تقدیر در دل سیاهی ها به هدف خورد و نقطه ای سفید در دل سیاهی ها زاده شد نقطه ای سفید ، روشن و ذلال که دیگر عشق و محبت را در کفه ترازو نمی گذاشتند در دل شهری بزرگ که جرعه آبی را به بهاء می دهند عشق و محبت را بدون بهانه به من دادند . اینجا سرزمین دیگریست جائی عجیب با انسانهایی عجیب فرصت های جدید و حرکتی جدید آری اینجا کنگره ۶۰ است جایی که من درآن آموختم چگونه ایستادن را ، چگونه نفس کشیدن را ، چگونه راه رفتن را و چگونه زندگی کردن را آری اینجا سرزمین آرزوهاست ، جائیست که می شود گذشته را جبران کرد ، جائیست که می شود دوباره گرمای خورشید را حس کرد ، جائیست که می شود روشنائی را بر سیاهی چیره کرد .

و من آموختم که اگر قرار است نیمه پر لیوان را ببینم اول باید خودم نیمه پر لیوان باشم و اگر قرار است به زندگی عشق بورزم اول باید به خودم و سلامتی خودم عشق بورزم و چگونه باید عشق به خالق را در مخلوق جستجو کرد .

امروز وقتی بر می گردم و به گذشته خودم نگاه می کنم می بینم با عمل کردن به درصد کمی از آموزشهای کنگره ۶۰ چه جابجایی بزرگی در زندگی من اتفاق افتاده ، انسانهایی که تا چند سال پیش در کوچه و محله گرفتار تهیه و مصرف مواد بوده امروز به زندگی برگشته و از زندگی خود لذت می برند ، خانواده ای که درآستانه نابودی بود ، امروز از اینکه کنار هم زندگی می کنند لذت می برند و اینگونه بود که لبخند ها جایگزین اشکها شد ، پیروزی جایگزین شکست ، توانستن جایگزین نتوانستن ، بله اینجا سرزمین آرزوهاست مکانی در دل این شهر بزرگ و پر هیاهو به نام کنگره ۶۰

درآخر از خداوند می خواهم کمکم کند تا بتوانم به خودش پناه ببرم از دست جهل و نا آگاهی خودم ، در جهت تفکرسالم حرکت کنم که همیشه شاکر درگاهش باشم به خاطر فرصت هایی که به من داد و سپاسگزار انسانهایی که در این راه به من کمک می کنند .










کنگره ۶۰ ( www.congress60.org )
 




درد، در بند بند وجودم می پیچد و پیش می رود! استخوان هایم تیر می کشد، درد، مغز استخوان هایم را می سوزاند گوش، چشم، زبان، دست و پایم به فرمان من نیستند، انگار کسی با پنجه های آهنین، موهایم را یک به یک می کشد و پوست سرم را خراش می دهد! کاش به جای دو دست، بیست دست داشتم و با آن ها، جای جای بدن درد آلودم را می فشردم و مالش می دادم!

حس می کنم ضربان قلبم، در سکوتی مرگبار خاموش می شود خدایا، هیچ کس با من نیست.

هیچ کس مرا نمی خواهد، هیچ کس انتظارم را نمی کشد، آیا سزاوار این درد و تنهایی، بودم؟!

خدایا با خود چه کرده ام؟ آخر این، من نبودم، وجودم دارد منقبض می شود، خدایا چه کنم با این درد؟ کاش خواب بودم کاش معجزه ای می شد، خدایا...

● امان از رفیق بد و نااهل

از همه دوستانم بالاتر و خوش تیپ تر بودم! چنان تعریفی از من کردند که غرور تمام مغزم را پر کرد! البته پدر هم معتاد بود و گاهی هم خانه نمی آمد.

مادرم و خواهرم هم آدم های دست و پا چلفت و عاجزی بودند.

بنابراین رفتم طرف دوستانی که سر راهم قرار گرفته بودند.

اما عاقبت شدم این موجودی که دارید می بینید! تنها، بی هدف و بدبخت! ۲۸ سال دارد و به قول خودش نزدیک سه ماه است که به خانه نرفته، می گوید: خجالت می کشم و رویم نمی شود!

فقط یک معجزه می تواند من را نجات دهد چون غرق غرقم! خوش به حال آن هایی که خانواده ای خوب دارند، زیر دست معلم های دلسوز درس خوانده اند.

ادامه مطلب |  




به نظر شما چه كسی ممكن است زنجبیل و فلفل قرمز و بابا آدم و استامینوفن كدئین و ترامادول و دیازپام و اگزازپام و آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین و متادون و دیفنوكسیلات را بخورد و زنده بماند؟ باور كنید بعضی از معتادان كه از دیگر روش های ترك ناامید شده اند یا پی راه های میانبر ترك می گردند، این راه را هم رفته اند و عجیب اینجاست كه پس از خوردن همه اینها و گر گرفتن ها و داغ شدن ها و خواب آلود شدن ها و رعشه ها و نشئه شدن ها، زنده مانده اند و همچنان معتاد!

اولین فروشنده كپسول های گیاهی را از طریق آگهی اینترنتی پیدا می كنم. مغازه جایی است در غرب تهران. خمیازه می كشم و نگاهم را روی شیشه های ریز و درشت و كپسول های از همه رنگ می گردانم، بوی تند نعنای خشك شده و رزماری و گیاهی دیگر كه نمی شناسم، خواب را از سرم می پراند. فروشنده عطاری، زیر چشمی نگاهم می كند و می پرسد: «برای خودت می خوای؟» سر تكان می دهم.

- چی می كشی؟/ هروئین.

- پس اول باید تریاك بكشی، یك هفته فقط تریاك بكش، بعد بیا كپسول اول را بگیر، اینها با هروئین اثر نمی كنه.

كپسول ها را نشانم می دهد، آبی، نارنجی، زرد. یكی را بین انگشت اشاره و شست می گیرد: «با این باید شروع كنی، بسته به مصرفت كم و زیادش می كنیم. دانه ای ۹۰۰ تومان. یكی دوماهه هم پاك پاك می شی، مثل بچه تازه متولد شده!»

ادامه مطلب |  














شاید در بدو ورود به کنگره برای همسفران اینگونه به نظر برسد که همسفر تنها بهانه ای است برای حضور مسافر در کنگره ویا گزارشگری است که وظیفه اش تنها گزارش حال مسافر است و به عبارتی نگهبانی است تا مراقب مسافرش باشد.اما هدف ورای این باورهاست .همسفر یعنی بال پرواز،شوق پرواز ،همسفریعنی نیروی حمایتگرو پشتیبانی.همسفر همچون پرستار مراقبت های ویژه با دیدن دوره مراقبت های ویژه مخصوص یک بیمار مصرف کننده مواد مخدر با عشقی خالص حاضر می شود تا از بیمارش پرستاری کندتا او از بستر بیماری خلاصی یابد و به رهایی و درمان برسد.بیماری اعتیاد جدا از آنچه در جامعه رواج یافته بیماری حساسی است که خلاصی از آن چندان هم راحت نیست و نیاز به زمانی بیش از آنچه تاکنون شنیده ایم دارد.

مصرف کننده مواد مخدر با نا آگاهی خود نسبت به مصرف مواد مخدر و اطلاعات نادرستی که از گوشه و کنار دریافت کرده برای رسیدن به وضعیتی بهتر ویا سرخوشی بیشترو نیزبه گمان خام خود کسب انرژی برای فعالیت و کار بیشتر رو به مصرف مواد مخدر برده وبا مصرف گاهی گداری خود آنچنان آسیبی به فونداسیون وجودی خود وارد کرده که لحظه به لحظه بیشتر به سوی نابودی پیش میرود بدون اینکه خود بداند چه می کند.

درست مثل ساختمانی که در ظاهر سلامت است ولی از داخل پوسیده باشد.چطور می شود از دیواری سست و ساختمانی پوسیده توقع امنیت و آسایش داشت؟همسفر می خواهد به مسافرش تکیه کند ولی مسافر همان دیواری است که سست است و توان ندارد.همسفر باید بداند و می آموزد آسایش بدون زحمت بدست نمی آید و اگر هم باشد رحمت ندارد.

برای تکیه کردن اول باید بیاموزیم که تکیه گاه باشیم.اگر میخواهیم آسوده و فارغ از مشکلات باشیم باید دستی بالابزنیم ودیوار را بازسازی کنیم .اگر خواهان آسایش و خانواده ای گرم و صمیمی وحضوری لذت بخش هستیم باید برای آن متحمل زحماتی هم بشویم.انسان نیامده تا در زمین بخورد و بیاشامد وخوش باشد و بعد هم با دنیا وداع کند.اگر اینطور باشد پس فرق بین انسان و چهار پایان در چیست؟آن مقام خلیفةالله بودن چه می شود؟برای انسان بودن باید انسانی اندیشید،انسانی تلاش کرد و انسانی زیست.تنها به فکر سور چرانی و راحت طلبی بودن کار یک انسان نیست.

ادامه مطلب |  

 



در کنگره به شخصی که برای رهایی از اعتیاد آمده ودرمانش را شروع کرده باشد ، دیگر معتاد نمی گوییم ، البته به چند دلیل که یکی از آنها بار منفی کلمه معتاد است ودیگری اینکه صفت های گذشته نمی توانند در انسان صادق باشند ، زیرا انسان جاری است ،و... پس به او مسافر میگوییم . اما دروان درمان را که حدود یازده ماه طول میکشد تا فرد مصرف کننده ، مواد مخدرش را قطع کند ، سفر اول میگوییم . وبعد که او رها شد باید خودش را بشناسد ، البته مقدمات آن در سفر اول فراهم شده است، درواقع خودش را دریابد وبتواند با استفاده از نقاط مثبتی که دارد در صدد رفع عیوب خود بربیاید ، یا همان معرفت ، که سفر دوم است. واما طی این مراحل که با کمک گرفتن از راهنما انجام میشود ، وبرای هرکسی بنا به تجربه وکسب دانا یی هایش متفاوت است ، شناخت قادر متعال ونزدیک شدن به فرمان عقل است .که سفر سوم نام دارد.

شرح این مقدمه واشاره به یک دستنوشته قدیمی ، شاید خالی از لطف نباشد.

سفر درون آغاز سفر هاست .

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

که به تائید نظر حل معما می کرد

دیدمش خرم و خندان ، قدح باده بدست

و اندرآن آینه صد گونه تماشا می کرد

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آنروز که این گنبد مینا می کرد

تعبیری که حافظ بکار می برد می خواهد بگوید انسان مظهر تام است ، مظهر اتم است ، مظهر اسما و صفات الهی است . از انسان تعبیر می کند به جام جم . می گویند جمشید یک جامی داشت که جهان نما بود ، وقتی به آن جام نگاه می کرد ، تمام جهان را می دید ، عرفا معتقدند انسان ، قلب انسان ، روح انسان ، معنویت انسان همان جام جهان نماست . اگر انسان به درون خویش نفوذ پیدا بکند . اگر درهای درون به روی انسان باز شود ، از درون خودش تمام عالم را می بیند و این دروازه ای است به روی همه هستی و همه جهان ، چون از اینجا یعنی از درون است که درها به روی حق باز می شود و حق را که انسان ببیند همه چیز را می بیند .

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

استاد شهید مطهری (( تماشاگه راز ))

همین گفته استاد می تواند همسوبا یکی از پیام های کنگره۶۰ مبنی بر ((سفر درون،آغاز سفرهاست )) باشد که دست مایه این مطلب گردید . پیر مغان اشاره به مربی و معلم و پرورش دهنده است ، آنچه او در خشت خام می بیند شاگرد یا متعلم شاید پس از مدت ها در آینه هم نبیند . رسیدن به مقام والای مربی ، فقط و فقط با کسب آگاهی و معرفت الهی میسر است و خداوند که رب العالمین است و پروردگار و مربی همه عالم ، از طریق وحی و به وسیله انبیا و اولیاء و برگزیدگان صالح خود سخن گفته است و شان متعالی آنها رسالتی از جانب اوست ، بدین معنی که بدون وجود مربی و پرورش دهنده کسی راه به مقصد نخواهد یافت . پس بی دلیل نیست که طرز تفکر و شالوده کنگره  بر مبنای معرفت ،عمل سالم و عدالت ، بنا گردیده و فقط با طی طریق در صراط مستقیم ، است که جسم و روان و جهان بینی یک فرد بهم ریخته باز سازی می شود و وقتی زنگار از آینه دل بزداید ، از درون خویش آگاهی می یابد و این سیر تکامل تا آینه تمام نمای حق شدن و رسیدن به معبود ادامه خواهد داشت .

اما به راستی چه رازی و چه سری در این چرخش و نگرش نو پدید می آید ؟

چرا یک شخص مصرف کننده مواد مخدر که یک روزی خودش و خانواده و یک طایفه را بهم ریخته بود ، امروز نه تنها به سوی وسوسه های شیطانی نفس اماره باز نمی گردد ؟ بلکه وجود خویش را وقف خدمت به دیگران می کند ؟

این سفر درون به وسیله چه کسی یا کسانی صورت می گیرد ؟

مگر نه اینکه امروز مربی و معلم او کس دیگری گردیده تا هدایت وی را بعهده داشته باشد ، کسانی که محبت را به او ارزانی داشته و برایش معنی کرده اند . مگر محبت صورتی از وجودخدا نیست ؟ که در نهاد همه انسان ها نهفته است ؟

وچه زیبا گفته اند ؛

درس معلم ار بود زمزمه محبتی

جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

اینجانب به عنوان یک درمانده در درمان اعتیاد وقتی با اهالی این جمع آشنا شدم به تصور غلط فکر می کردم همه راهنمایان در ازای حقوق مادی دریافتی شان این وظیفه را بعهده دارند و البته دیری نگذشت که پی بردم همه آنها سرشار از محبت فرا گرفته از استاد خویش می باشند و پس از رهائی خود داوطلبانه و افتخاری آستین همت را بری خدمت به همنوعان بالا زده و ساعت ها و روز ها وقت می گذارند . تا یک نفر را به جمع خودشان اضافه کنند و چه زیبا گوی سبقت را از یکدیگر می ربایند . این اصل پذیرفته شده خدمت به دیگران ، چنان شور و مستی را جایگزین نشئگی مواد مخدر نموده که جرقه بیداری خیلی های دیگران می تواند باشد ، از جمله بنده که آنچه را بر اثر سال ها استفاده از مواد مخدر به سرم آمده بود مثل گوشه گیری ، خود خواهی ، متوقع بودن و حسرت خوردن گذشته ها .... و امروز آرام آرام با تبدیل نمودن به محبت و عشق ورزیدن به همنوعان خودم آموزش می گیرم و پذیرفته ام که اگر قدمی برای دستگیری درمانده ای بر می داریم رضایت او همان رضایت باری تعالی است

كنگره 60

 



علت این حادثه واکنش‌های شیمیایی و در نتیجه ایجاد دود و آتش‌سوزی اعلام شد/ پس از تخلیه دود مشخص شد زیرزمین فروشگاه به عنوان لابراتوار مواد مخدر مورد استفاده قرار گرفته شده است.

ایلنا: لابراتوار مواد مخدر در زیرزمین یک فروشگاه لوازم یدکی صبح امروز دچار آتش‌سوزی شد.

به گزارش خبرگزاري ايلنا، پس از اعلام این رخداد به سامانه 125، زنگ ایستگاه 91 به صدا درآمد و آتش‌نشانان ساعت 8:35 دقیقه به محل حادثه در خیابان تختی، خیابان جعفری حرکت کردند.
به گفته حسن خالدی افسر آماده منطقه 1 عملیات آتش‌نشانی، از داخل فروشگاه دود سفید بسیار غلیظی خارج می‌شد که آتش‌نشانان پس از قطع کردن جریان برق فروشگاه، با استفاده از تجهیزات ایمنی و آتش‌نشانی وارد آن شدند.
او افزود: پس از بررسی مشخص شد آتش‌سوزی در زیرزمین فروشگاه به وسعت 20 متر مربع رخ داده است که آتش‌نشانان با استفاده از یک رشته لوله آبدهی شعله‌های آتش را خاموش کردند. دود ناشی از آتش‌سوزی نیز با استفاده از دستگاه هواکش قوی از محل خارج شد.
پس از تخلیه دود مشخص شد زیرزمین فروشگاه به عنوان لابراتوار مواد مخدر مورد استفاده قرار گرفته شده است.
آتش‌نشانان پس از ایمن‌سازی محل و تحویل آن به عوامل انتظامی به ماموریت خود پایان دادند.
علت این حادثه واکنش‌های شیمیایی و در نتیجه ایجاد دود و آتش‌سوزی اعلام شد.

 

تاخیر و کار امروز را به فردا انداختن،

قاتل مخفی موفقیت های ماست

اکنون عمل خواهم کرد

یک درخت تنومند و عظیم،با یک دانه آغاز میشود

وطولانی ترین سفرها ،با اولین گام

 
 

ماده مخدر کراک بار ديگر جنايتي هولناک را کليد زد و مصرف آن موجب شد جواني 23 ساله پدرش را به طرز بي رحمانه يي به قتل برساند و سر او را از تنش جدا کند. اين واقعه تکان دهنده در اصفهان رخ داد و متهم که اکنون در بازداشت به سر مي برد، مي گويد با پدرش هيچ مشکل و اختلافي نداشته و فقط به خاطر توهم ناشي از مصرف کراک چنين جنايتي را رقم زده است.


وقوع قتل
ساعت پنج صبح روز جمعه گذشته جواني 23 ساله به نام امين پس از مصرف ماده مخدر کراک دچار توهم شد. او يک قبضه چاقو از آشپزخانه برداشت و سراغ مادر و خواهرهايش رفت و شروع به تهديد آنها کرد. در همين اثنا اکبر پدر خانواده از خواب بيدار شد و اوضاع را وخيم ديد. او که براي بازگرداندن پسرش به زندگي سالم تلاش هاي زيادي کرده بود براي اينکه شرايط بحراني تر نشود و درگيري خونيني به وقوع نپيوندد از منزل خارج شد و به زيرزمين رفت. در اين هنگام امين که متوجه رفتار خود نبود به تعقيب پدرش پرداخت. 

ادامه مطلب |  

زنان معتاد با کمبود مراکز ترک اعتیاد روبه‌رو هستند و این کمبود سبب شده تا جمعیت زنان معتاد مشکلات بیشتری برای ترک اعتیاد پیش رو داشته باشند.

اعتیاد زنان اکثرا ریشه در بسترهای خانوادگی مغشوش دارد. طبق آمارهای مستند، اغلب زنان معتاد مجرد، پدر یا برادر معتاد دارند یا مورد یک بزه اجتماعی واقع شده اند و اکثر زنان معتاد متاهل، توسط همسرانشان آلوده می شوند.

تنها طی چهار سال گذشته رشد اعتیاد زنان سه برابر مردان بوده و در حال حاضر براساس آمار رسمی 6درصد از معتادان کشور را زنان تشکیل می‌دهند. گفته می شود به ازای هر ده مرد معتاد، هفت زن دچار اعتیاد هستند و زنان برای ترک در شرایط آسیب پذیرتری از مردان قرار دارند، زیرا یکی از شرایط ترک، دور بودن فرد از محیطی است که باعث وسوسه و گرایش به مصرف مجدد می شود. در حالی که اکثرا یکی از اطرافیان نزدیک زنان معتاد، مبتلا به اعتیاد است.

با این همه تاکنون فقط استان‌های‌ تهران و اصفهان هرکدام با 4 کمپ و استان خراسان رضوی نیز با 3کمپ در زمینه ترک اعتیاد زنان فعالند و گفته می‌شود دیگر استان‌ها نیز چنانچه آمار دقیقی از تعداد معتادان زن داشته باشند، می‌توانند به ایجاد این کمپ‌ها اقدام کنند.

به عکس های ایلنا از وضعیت یکی از این کمپ های ترک اعتیاد توجه کنید.

 


افزایش مصرف دسته جمعی انواع دخانیات و از جمله قلیان در میان جوانان، نگرانیهای زیادی به وجود آورده است. عده ای معتقد اند اینجا دروازه قلعه اعتیاد است! 

برخی جوانان به مشتریان ثابت قهوه خانه ها تبدیل شده و عده ای دیگر به بهانه تفریح روبه دخانیات می آورند. نیاز به تفنن و تفریح دلیلی موجه برای گرایش به دخانیات نیست، اما تامین این نیازهای مشروع می تواند کمکی بزرگ به جوانان باشد. به عکس های مهر از قلیان کشی جوانان توجه کنید


.

 

اگر در بین آشنایانتان به یک مصرف کننده مواد مخدر (بخوانید معتاد) مواجه شوید، اولین اقدامی که میکنید چه خواهد بود؟ قطعا او را نصیحت میکنید که دست از اعتیاد بردارد و برای ترک اقدام کند. اما آیا تا بحال به هزینه ای که یک معتاد برای درمان خود باید بپردازد فکر کرده اید؟ لابد میگوئید پولش را خانواده میدهند! اما منظور من از هزینه چیز دیگریست.

اولین باری که برای ترک اعتیاد اقدام کردم، به خاطر فشار خانواده بود  که وضعیت من آزارشان میداد. در پی یک مشاجره شدید با برادرم تصمیم به ترک گرفتم و تمام موادی را که داشتم به همراه وسایل مصرف دور ریختم و خودم را در خانه زندانی کردم. از خماری روزهای اول چیزی نمیگم که اگر خودتان هم تجربه اش را نداشته باشید، حتما دیده یا شنیده اید. بعد از حدود دو هفته اوضاع جسمانی کمی رو به راه شد.  یعنی دیگر دردها و عطسه ها و آبریزش چشم و بینی و ... کمتر اذیتم میکرد. اما من دیگر آن آدم سابق نبودم. دل و دماغ هیچ کاری را نداشتم. نه مهمانی رفتن و نه مهمان آمدن. نه از دیدن فیلم لذت میبردم و نه تمایلی برای رفتن به پارک و استخر و ... داشتم. یعنی اصلا حالش رو نداشتم که از جام تکون بخورم. خونه هم برام مثل جهنم شده بود و از همه چیز و همه کس بدم میومد. کارم شده بود گوش دادن به آهنگهای داریوش و مرجان (ببخشید اسم آوردم) و زار زار گریه کردن و اشک ریختن. جواب هر کسی رو هم که میخواست حرفی بهم بزنه با داد و فریاد و فحش میدادم. مادرم میگفت: این روانی شده. باید ببریمش پیش روانپزشک. پدرم هم میگفت: نه بابا هیچیش نیست. داره با ما لج میکنه. میخواد کاری کنه که بهش بگیم خیلی خوب برو  دوباره مصرف کن. ولی من منتظر نشدم کسی بهم بگه، خودم رفتم مصرف کردم. یعنی دیگه بریده بودم. گفتم چند تا دود میکشم فقط حالم خوب شه . و دوباره خیلی زود برگشتم سر جای قبل.

ادامه مطلب |  

سایت گروه مجلات همشهری: آیا تا به‌حال واژه «شربت تریاک» به گوشتان خورده و یا درباره آن اطلاعاتی دارید؟ اشتباه نکنید دستورالعمل تهیه شربت تریاک مانند شربت‌هایی که تابستان‌ها می‌خوریم نیست و از آب و تریاک و شکر ساخته نمی‌شود. شربت تریاک که کارشناسان به آن «OT» یا تنتور هم می‌گویند؛ داروی درمانی‌ای است که پژوهشگران مرکز ملی مطالعات اعتیاد به آن رسیده‌اند و چند وقتی است که به‌عنوان روش درمانی اعتیاد استفاده می‌شود.
همشهری سرنخ در شماره 56 خود در پرونده‌ای ویژه موثرترین روش‌های ترک اعتیاد را مورد بررسی قرار داده، که در ادامه یکی از این گزارش‌ها درباره شربت پرسر و صدای تریاک می‌آید: جالب است که بدانید مرکز ملی مطالعات اعتیاد، ایده ساخت این دارو را از روش درمانی کنگره60 گرفته است؛ چراکه بیماران در کنگره60، سفر 11ماهه خودشان را با تریاک سپری می‌کنند ولی می‌گویند ترک با تریاک معایبی دارد که در شربت تریاک برطرف شده است. بنابراین افرادی که تاکنون به‌صورت آزمایشی از شربت تریاک برای درمان بهره گرفته‌اند، کسانی بوده‌اند که برای درمان به کنگره60 مراجعه کرده و به صورت داوطلبانه شربت تریاک را به‌جای تریاک برای درمان انتخاب کرده‌اند.

   نماینده ای برای OT
اما برای رتق‌وفتق امور معتادانی که برای دریافت شربت تریاک باید به مرکز ملی مطالعات اعتیاد مراجعه کنند، نماینده‌ای از کنگره60 حضور دارد که آنها را راهنمایی می‌کند و درحقیقت پل ارتباطی متخصصان علمی در مرکز ملی مطالعات اعتیاد و متخصصان تجربی در جمعیت کنگره60 به‌شمار می‌رود. او «میثم اسماعیل قصاب» متولد1360 است که ده سال مواد مخدری مثل حشیش، تریاک، شیره، الکل، شیشه و کراک مصرف می‌کرده و الان بیشتر از چهار سال است که از رهایی‌اش می‌گذرد. او حالا راهنمای همدردان دیگرش برای درمان است و غیر از آن هفته‌ای دو روز یعنی روزهای یکشنبه و سه‌شنبه به مرکز ملی مطالعات اعتیاد می‌رود تا به کسانی که به آنجا مراجعه می‌کنند، خدمت کند. بیماران، پزشکان و اعضای کنگره60 همه میثم را به‌نام کوچک صدا می‌زنند و این شاید به‌خاطر رفتار صمیمانه‌ای باشد که او دارد: «یک نفر نماینده کنگره باید اینجا باشد تا اگر مسافران سؤالی داشتند و یا چیزی نیاز داشتند، بتواند به آنها کمک کند. من یک سال در سالن انتظار می‌نشستم تا بعد از آن به من اتاق دادند و مستقر شدم». میثم مربی تیم راگبی کنگره60 هم هست. مرکز ملی مطالعات اعتیاد وابسته به ستاد مبارزه با مواد مخدر در میدان قزوین قرار دارد و غیر از کسانی که با OT درمان می‌شوند افراد دیگری هم که شیوه متادون‌درمانی را انتخاب کرده‌اند، برای دریافت متادون مصرفی خود باید به این مرکز مراجعه کنند. با این تفاوت که آنها هر روز باید مراجعه کنند ولی مراجعه کسانی که شربت تریاک می‌خورند هفته‌ای یک بار است.
همچنین نورجیزک و تمجیزک هم به‌صورت کنترل‌شده برای درمان اعتیاد در این مرکز داده می‌شود.شربت تریاک درست همرنگ تریاک، قهوه‌ای پررنگ است و از مشتقات تریاک خالص، کمی الکل و آب ساخته می‌شود و البته درست مثل تریاک خیلی تلخ است. میثم دراین‌باره می‌گوید: «بهترین روش برای درمان بیماری اعتیاد مصرف کنترل‌شده، تریاک است و پس از آنکه این روش در کنگره60 نتیجه داد؛ کارشناسان ستاد مبارزه با مواد مخدر برآن شدند تا دارویی بسازند که اسمش تریاک نباشد ولی همان خاصیت را داشته باشد بنابراین جلسه‌های زیاد اعضای کنگره60 و همین‌طور آقای مهندس دژاکام با کارشناسان مرکز ملی مطالعات اعتیاد داشتند و حتی بر سر اینکه این شربت با قاشق مصرف شود و یا سرنگ به توافق رسیدند و قرار شد مصرف با سرنگ باشد چراکه اندازه‌گیری آن دقیق‌تر است و حتی یک‌صدم سی‌سی را هم می‌توان از طریق آن اندازه گرفت». یعنی افراد با سرنگ مقدار لازم از شربت را اندازه‌گیری می‌کنند و بعد می‌نوشند. او ادامه می‌دهد: «شربت تریاک در سال1386 با 50نفر داوطلب وارد طرح آزمایشی شد و 34درصد موفقیت داشت. هرچند کار با این 50نفر هم خیلی مشکل بود چون ما می‌دانستیم نتیجه چه خواهد شد ولی خود بیماران نمی‌دانستند». به‌عقیده میثم دارو در درمان اعتیاد نقش مهمی دارد و به‌همین دلیل در انتخاب آن باید دقت لازم صورت گیرد: «من کسی را می‌شناسم که در زمان بیماری‌اش روزی 500قرص توهم‌زا را در آب حل می‌کرد و می‌خورد ولی با شربت تریاک درمان شد». اما دومین طرح آزمایشی برای OT در تاریخ چهارم آذر 1387 آغاز و قرار شد در آن هزار نفر با شربت تریاک درمان شوند که به‌گفته میثم هر هفته فقط 15نفر وارد این طرح می‌شدند چراکه هنوز گنجایش مرکز برای تولید OT به اندازه هزار نفر یکجا وجود نداشت. از این هزار نفر، تعداد 130نفر از طریق شربت تریاک به درمان قطعی رسیده‌اند.

   چطور باید داوطلب شد؟

اگر کسی دلش بخواهد با شربت تریاک درمان شود، از هر طریقی نمی‌تواند OT را تهیه کند. کسانی که داوطلب هستند با OT سفر کنند باید در جمعیت کنگره60 پذیرش شوند و بعد از انتخاب راهنما برگه معرفی‌نامه‌ای دریافت کنند که با استفاده از آن و به اندازه‌ای که راهنمایشان برای آنها تجویز کرده، بتوانند از مرکز ملی مطالعات اعتیاد شربت تریاک دریافت کنند. درحقیقت این راهنماست که برای مسافران تعیین می‌کند به چه میزانی در روز باید تنتور بخورند و چه زمانی آن را کم یا زیاد کنند. البته قوانینی نیز وجود دارد و اینکه بیشتر از 17سی سی در روز داده نمی‌شود که به‌طور هفتگی 119سی سی می‌شود البته در موارد خاص حداکثر 140سی‌سی نیز به بیماران داده می‌شود. مسافران نیز می‌توانند وعده درمانی خود را به‌صورت هفتگی دریافت کنند و بعد از سه هفته طبق نظر راهنما و مقررات درمان جمعیت کنگره60 باید دستور درمانی جدید داشته باشند. قیمت شربت تریاک هم نسبت به تریاک خیلی ارزان‌تر است؛ به طوری که قیمت یک لیتر آن 30هزار تومان است که در مقایسه با تریاک مبلغ ناچیزی است. کسانی که با OT سفر می‌کنند برای یک سفر 11ماهه بین 500 سی‌سی  تا دو لیتر شربت تریاک احتیاج دارند و این نوسان مربوط به مقدار مصرف مواد مخدر آنها در زمان بیماری‌شان است. مسافران مرد در روزهای شنبه، یکشنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه و مسافران زن روزهای دوشنبه می‌توانند از مرکز ملی مطالعات اعتیاد شربت تریاک دریافت کنند. ساعت مراجعه هم ساعت هشت تا 14 تعیین شده است. بااین‌حال هنوز شربت تریاک از طرح آزمایشی خارج نشده و نتایجش از نظر علمی قطعی نشده است.

sar 56.jpg