کارآزموده شو تا رها بشی

باسلام

به قول جناب مهندس من حالم خوبه ، امیدوارم که حال شما هم خوب باشه البته نه به این معنی که مشکلات و فرازو نشبها وجود ندارند ،خدارو شکر وجود دارند خیلی خوب هم وجود دارند ولی یادگرفتم که ساخته شدن و صعود در گرو عبور از مشکلات و موانع هست و انسان بایستی درمراحل مختلف زندگی مشقهاشو به موقع و کامل بنویسه و طبق فرمان ها عمل کنه تا در نهایت بتونه در آزمونهای زندگی سربلند و با نمره قبولی خارج بشه ، بدون تقلب و کم کاری .

اون موقع است که تبدیل میشه به یک آدم کارآزموده و رها . رهائی ( حال خوش ) بدون کارآزمودگی امکان پذیر نیست و اگر هم اتفاق بیفته فقط یک توهمه ! البته که دوامی هم نخواهد داشت ...

امروزه علم و تکنولوژی به سرعت در حال پیشرفته در همه زمینه ها . در اقتصاد، ورزش، سیاست ، پزشکی و همه و همه . همین گوشیهای تلفن اندرویدی که می تونیم بگیم که اکثریت بسیاربالائی ازمردم حداقل یه دونه ازش دارن و ربطی هم به موقعیت اجتماعی و جغرافیاییشون نداره .

ادامه دارد ( در اسرع وقت )

لر بختیاری

4

فر انسان های بر باد رفته و در زیر خاکستر ها مدفون شده مانند گنجی به صاحبان اصلی خود باز گرداننده می شود

مشروط به اینکه خود ، آنرا طلب کنند ..

مصاحبه خواندنی روزنامه آفرینش با بنیان کنگره ۶۰

گرفتاری در دام اعتیاد موضوعی است که تاریخچه آن به زمان باستان می رسد و از همان زمان دسترسی انسان به برخی مواد طبیعی و ایجاد تغییر درآن باعث بروز و ظهور موادی شد که مصرفش انسان را دچار اختلال جسمی و روحی می کرد.
امروز این اشراف انسان به مواد مختلف طبیعی و شیمیایی باعث شده تا ده ها مواد مخدر را در سطح جهان داشته باشیم و میلیون ها انسان گرفتار آن باشند. اما مسئله اصلی نگرش و موضع گیری درمورد این مسئله است. آیا ما می توانیم اعتیاد را برچینیم یا همچنان باید باور کنیم که اعتیاد درمانی ندارد و حتی اگر شخصی ترک کند بازهم از ذهنش خارج نمی شود و امری نفوذ ناپذیر است.
اما این مسئله از سوی یک متخصص درمان اعتیاد که بیش از ۴۰ دهه از عمر خود صرف این موضوع کرده است، کاملا متفاوت است. مهندس دژاکام خود از جمله افرادی است که سال ها مبتلا به اعتیاد بوده و به سبب فشارهای شدید اجتماعی و محدودیت ها و تابوها نمی توانست موفق به ترک اعتیاد شود. اما نهایتاً به سبب علاقه و توانمندی های علمی در این حوزه توانست با شناخت درمان اعتیاد خودش را نجات دهد.
در زیر صحبت های ایشان در مورد عوامل ابتلا، شناخت و درمان آن و البته دستاوردهای ارزشمندی که از طریق روش های درمان اعتیاد بدست آورده اند را می خوانید:

ادامه این مطلب را اینجا بخوانید

وادی هفتم در نمایندگی خرم آباد

هشتمین جلسه از دوره شانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی خرم‌آباد کمک راهنمای محترم آقای علی ضیا، نگهبانی مسافر یاسر و دبیری مسافر علی با دستور جلسه �وادی هفتم و تأثیر آن روی من� در روز پنجشنبه ۳۱ شهریورماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
خیلی خوشحال شدم‌ که امروز فرصتی نصیب بنده شد به واسطه آزمون کمک راهنمایی در خدمت شما دوستان عزیز باشم، هر بار که به شعبه می‌آیم شاهد پیشرفت و شکوفایی شعبه خرم آباد هستم که این ثمره تلاش مسئولین‌ نمایندگی و در راس آقای رضا بهرامی است. به همه دوستان خدا وقت می‌گویم، برای عزیزانی هم که در آزمون شرکت کردند آرزوی موفقیت میکنم. دستور جلسه هفته مربوط به وادی هفتم است هر کسی از دیدگاه خودش به بررسی این وادی می‌پردازد و برداشت‌هایی دارد، اولین مورد همین تیتر وادی می‌باشد که خودش گویای بسیاری از مطالب است، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه دوم آنچه برداشت می‌نماید، وقتی بحث رمز و راز می‌شود این استنباط می‌شود که مسئله‌ای مبهم است و در اختیار افراد خاصی گذاشته می‌شود و یکسری موارد اگر در صور‌پنهان اتفاق نیوفتد آن راز به شخص گفته نمی‌شود، ما وقتی که در یک خانواده هستیم اعضای خانواده محرم ما محسوب می‌شوند.

اگر ما بخواهیم رازی را در میان بگذاریم اولویت با محارم خودمان است که مطرح کنیم، پس در کنگره هم اگر بخواهیم به یک نتیجه که در آخر امر است دست پیدا کنیم باید آن محرمیت اتفاق بیافتد تا آن راز به ما گفته بشود و به یک جایگاه و نقطه برسیم. بحث راه و راهنما و رهجو در کنگره خیلی از آنها یاد میکنیم و صحبت می‌شود که مربوط به راه می‌باشند، راهنما کسی است که راه را به رهجو نشان می‌دهد و رهجو کسی است که در این راه حرکت می‌کند، اگر رهجو جوینده نباشد در واقع هیچ‌گاه کشفی اتفاق نخواهد افتاد. حال خوب یا حال بد یا جایگاه خوب یا جایگاه بد وجود دارد، اینکه ما‌ به آن دست پیدا نمی‌کنیم و آن را کشف نمی کنیم ایراد از ماست.

(( گزارش کامل این جلسه را اینجا بخوانید ))

صورت مساله اعتیاد

جلسه نهم از دور بیست و نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس با استادی مسافر علی و نگهبانی مسافر کیوان و دبیری مسافر مصطفی با دستور جلسه " صورت مسئله ی امتحان" در تاریخ دوشنبه ۴ مهرماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

از اینکه بنده را دعوت کردید تا در این جایگاه خدمت کنم سپاس گزارم. به عزیزانی که هفته پیش در آزمون کمک راهنمایی کنگره ۶۰ شرکت نمودند تبریک عرض می کنم. امیدوارم تمام کسانی که از این آزمون جا مانده اند سال بعد در آزمون شرکت کنند و نتیجه مناسب بگیرند. امیدوارم همه بدانیم که کنگره ۶۰ یک فضای آموزشی است. دستور جلسه صورت مسئله ی اعتیاد است. تقریبا همه ی ما به دلیل عدم شناخت این صورت جلسه تجربه های ناموفقی از ترک اعتیاد را تجربه کرده ایم. کنگره ۶۰ و جناب مهندس دژاکام برای اولین این با نگاهی جدید به این دستور جلسه مبدا و دلیل به وجود آمدن این مشکل را شناسایی کردند که آن عدم تعادل در سیستم های شبه افیونی بدن و غدد درون ریز بود. پس از شناخت این صورت مسئله راه حلی برای درمان مواد مخدر، محرک ها(گل و حشیش و ... ) ، الکل و حتی بسیاری از بیماری های جسمی و روانی یافته شد. کنگره ۶۰ در آستانه ی درمان بیماری هایی است که تا به حال در تاریخ بشر درمانی نداشته اند و شروع همه ی این ها شناخت صورت مسئله ی اعتیاد بود. حال خوب انسان در گرو تعادل در سیستم های شبه افیونی بدن می باشد. انشالله که همه ی ما بدانیم تمامی این دستور جلسات باعث می شوند پرونده ی اعیتیاد ما برای همیشه و به طور کامل بسته شود و این اتفاق به بهترین شکل در کنگره ۶۰ انجام می پذیرد.

گزارش کامل را اینجا بخوانید

جشن پنجمین سال آزادی از تریک و شیره

جلسه سیزدهم از دوره بیست و نهم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی رودکی، با استادی کمک راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر قربان و دبیری مسافر فرشید و با دو دستور جلسه " قضاوت و جهالت و همچنین پنجمین سالگرد رهایی و جشن آزاد مردی کمک راهنمای محترم ،ناصر"  روز شنبه ۱۸ تیرماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان علی هستم مسافر. خوشحالم که در بین شما دوستان هستم. به مرزبانان عزیز و محترم و کلیه خدمتگزاران خدا قوت و خسته نباشید عرض می‌کنم. امیدوارم قدر یکدیگر را بهتر دانسته و در کنار یکدیگر رهایی‌های خوبی را تجربه کنیم. دستور جلسه امروز مبحث «قضاوت و جهالت » است. دستور جلسه است که سالیان سال است در بین جلسات تکرار می‌شود و همچنان باقی‌مانده است و جای خود را به دستور جلسات دیگر نداده است و این از اهمیت این دستور جلسه است؛ و اینکه دستور جلسات به‌هم‌پیوسته است و روبه‌جلو حرکت می‌کند. دستور جلسه هفته قبل در مورد حرمت‌ها بود و دستور جلسه امروز مبحث قضاوت و جهالت است؛ که یکی از دستور جلسات بسیار مهم در کنگره است اینک می‌پردازیم به ارتباط بین قضاوت و جهالت. به‌صورت اجمالی می‌توانیم متوجه شویم که قضاوت به معنی داوری کردن است و جهالت به معنی نادانی است. در کنگره ۶۰ دو مثلث داریم که به‌نوعی از مثلث‌های اصلی و تعیین‌کننده از آموزش‌های کنگره است. مثلث دانایی و مثلث جهالت. ما آموختیم که هر چیزی را در جایگاه خود بشناسیم. برای شناخت مثلث جهالت ابتدا باید در مسیر دانایی حرکت کنیم و آموزش‌ها را بهتر بشناسیم  اگر این‌ها را بشناسیم قطعاً قضاوت کمرنگ می‌شود. اگر در زندگی قضاوت کنیم قطعاً نمی‌توانیم به جلو حرکت کنیم. اگر بخواهیم در مورد سفر یک مسافر صحبت کنیم چیزی که مهم است مبحث انرژی است انرژی بسیار برای ادامه دادن در یک‌راه نیاز است. اگر انرژی نباشد زندگی شخص را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. و هرگونه جایگاهی را خارج یا داخل کنگره دچار عملکرد ضعیف می‌کند. پس کسی که قضاوت می‌کند به‌نوعی انرژی خود را هدر می‌دهد. تمام آموزش‌های ما قرار است به محبت ختم شود اگر قرار است ما وادی‌ها را عملی و کاربردی کنیم نیازمند این است که به معرفت و شناخت برسیم وهمان اندازه که شناخت کسب می‌کنیم نسبت به خودمان و پیرامونمان باید قضاوت‌ها را کم و کمتر کنیم. چون همه قضاوت‌ها بر پایه جهل و نادانی است. بهترین کار این است که هیچ جایگاه یا هیچ فردی را مورد قضاوت قرار ندهیم چون باعث می‌شود به حریم خصوصی دیگران وارد شویم. پس اگر می‌خواهیم در یک مسیر امن همراه با آرامش قرار بگیریم و به هدفمان برسیم و به‌نوعی حال خوبی داشته باشیم باید قضاوت نکنیم و این به زبان نیست بلکه به عمل است. اگر در مسیر دانایی و کسب معرفت قدم برداریم درنتیجه قضاوت‌ها کمتر می‌شود و در این مسیر به عشق واقعی می‌رسیم و هرچقدر عاشق‌تر باشیم کمتر قضاوت می‌کنیم.


امروز تولد ۵ سال رهایی آقا ناصر است. به ایشان و آقای مهندس و همچنین خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم. آقا ناصر سفر بسیار خوبی داشتند. مشکلاتشان را به‌مرور حل کردند و به رهایی رسیدند و در نمایندگی کن توانستند به کمک راهنمایی برسند و این مرحله به ایشان کمک بسیاری کرد. آقا ناصر به‌تازگی متأهل شدند و چه‌بسا در ایشان نگرشی به وجود آورد. ما همگی به دنبال تغییر هستیم و برای این تغییر باید از نقاط مختلف عبور کنیم و آقا ناصر به‌خوبی از این مرحله عبور کرد و امیدوارم که تولد رهجویان خود را در این مکان جشن بگیرد.

متن کامل گزارش این تولد را اینجا بخوانید 

سومین سال رهائی از بند شیشه

سومین جلسه از دور سوم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی باغستان کرج با استادی کمک راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر سعید با دستور جلسه " وادی پنجم و تاثیر آن روی من " روز شنبه ۱ مرداد ۱۴۰۱ در ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر. خداوند بزرگ را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت  کنم و آموزش بگیرم. خیلی خوشحالم که در جمع صمیمی شما هستم و این سعادت نصیب بنده شد که شمارا ببینم. به همه خدمتگزاران شعبه باغستان خدا قوت می‌گویم و این شعبه سرشار از احساس و انرژی است.
دستور جلسه امروز " وادی پنجم و تأثیر آن روی من " و قست دیگر آن تولد امیر احمد عزیز است. من به‌طور خلاصه در مورد این وادی صحبت می‌کنم و در ادامه هم چند نکته در مورد امیر احمد خواهم گفت.

در کنگره۶۰، چهارده وادی در نظر گرفته‌شده است. برای رسیدن به خود؛ که ما در درمان اعتیاد به دنبال آن هستیم، ۴ وادی اول در کنگره۶۰ که پایه حرکت هر شخص محسوب می‌شود و وادی‌هایی است که مربوط به تفکرات شخص است و چنانچه شخص در این ۴ وادی به نتیجه‌ای نرسد، قطعاً قدم گذاشتن به این وادی یک کار بیهوده است. ما در این وادی با مسائلی آشنا می‌شویم که به‌عنوان صور پنهان از آن‌ها یاد می‌کنیم  و بحث مسئولیت در ۴ وادی قبل، پیدا کردن مبدأ و اینکه به کجا خواهیم رفت.
ما در این وادی‌ها آموزش می‌گیریم که نباید ناامید بود و به گذشته نگاه کرد، بلکه باید امیدوار بود و در حال زندگی کرد و مسئولیت کارهای خود را بپذیریم و بر دوش اطرافیان و خداوند نیندازیم. در وادی پنجم یاد می‌گیریم که تفکرات و ذهنیات خودمان را به‌پای عمل برسانیم، همچنین نکات بسیاری در این وادی وجود دارد که مهم‌ترین آن حرکت کردن است و اگر به تفکرات عمل نکنیم چیزی هم نصیب ما نخواهد شد.
اگر بخواهیم در مسئله اعتیاد به درمان قطعی برسیم باید تمام ظرفیت‌ها را به نحو احسنت انجام بدهیم. اگر ما یک مسئله را حل نکنیم نمی‌توانیم  بر آن غلبه کنیم، اگر ما با آموزش‌ها یکی نشویم و نقطه تحمل خود را بالا نبریم و آزمایش نشویم نمی‌توانیم به نتیجه دلخواه برسیم.

متن کامل این جشن تولد را ***اینجا ***بخوانید 

شیشه درمان دارد

دهمین جلسه از دوره اول کارگاه‌های آموزشی- خصوصی خانم‌های مسافر نمایندگی گنجعلی خان کرمان، با استادی مسافر مونا دبیر شورای اسیستانت های گروه خانم‌های مسافر، نگهبانی مسافر آسیه و دبیری مسافر سمیه، با دستور جلسه «تخریب شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز جمعه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۱ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
کنگره یک سازمان مردم‌نهاد می‌باشد که باهدف درمان و پیشگیری از اعتیاد تأسیس‌شده است. هدف کنگره ۶۰ ارائه راهکارهایی برای پیشگیری افراد و خانواده‌ها از اعتیاد می‌باشد و اگر بیماری اعتیاد گریبان گیر خانواده‌ها شده باشد، کنگره ۶۰، راهکارهای بسیار مفیدی برای درمان قطعی اعتیاد می‌دهد. بارها آقای مهندس تأکید کرده و گفته‌اند: درمان اعتیاد؛ یعنی فردی که مصرف شیشه، هروئین، تریاک و... دارد و بعد از درمان در کنگره و طی شدن پروسه درمانی حداقل ۱۰ ماه، با نوشتن سی‌دی‌ها و خوردن دارو به‌صورت مرتب؛ در انبار هروئین بتواند خواب آرامی داشته باشد و یا شخصی که مصرف‌کننده شیره است، بعدازاینکه در کنگره درمان شد، بتواند یک‌شب، آرام در انبار شیره و تریاک بخوابد و خوابش ببرد. این اتفاق در کنگره ۶۰ می‌افتد، کما اینکه من ۱۱ سال پیش، با مصرف شیشه و انواع قرص‌های اکستازی به کنگره آمدم، الان برایم فرقی نمی‌کند که اینجا کوهی از شکر و نمک باشد یا کوهی از شیشه چون من هیچ حسی نسبت به شیشه ندارم و حسم همان حسی است که به شکر دارم.
شیشه ماده‌ای است که خودم مصرف می‌کردم ولی الان نه از آن متنفرم و نه عاشقش هستم و به‌عنوان ماده مصرفی‌ام، کاملاً به آن بی‌حسم، مثل حسم به زغال‌سنگ! چه احساسی در رابطه با زغال‌سنگ، یا شکر دارم، در مورد شیشه هم همان حس را دارم.
در کنگره ۶۰، درمان به این شکل اتفاق می‌افتد، کما اینکه در خانه ما، برادرم مصرف‌کننده شیشه بود، بعد از درمان من، زیر فرش و هر کنجی از خانه، پر از پَک‌های شیشه و پایپ بود، برای من هیچ فرقی نمی‌کرد که هست یا نیست.
تصور کنید شخصی مصرف‌کننده است و می‌خواهد درمان شود، اینکه بخواهد دستش بلرزد، تنش بلرزد، بگوید وسوسه به سراغم آمده! مصرف بکنم یا نکنم! گریز بزنم! برای شخصی که در کنگره در حال درمان است، اصلاً چنین چیزی وجود ندارد و افراد حداقل در ده ماه به درمان می‌رسند.
در صورت‌مسئله اعتیاد، مشخص‌شده است که نامتعادل شدن سیستم شبه افیونی و بیوشیمی بدن توسط مواد مخدر، با داروی مناسب، همان شربت OT، در مقدار مشخص و ساعت معین، با آموزش‌های کنگره، باعث می‌شود سیستم‌هایی که ازکارافتاده، دوباره به چرخه حیات برگردد و وضعیت شخص متعادل شده، هیچ حسی به مواد نداشته باشد و مانند یک فرد عادی، به زندگی‌اش برسد.

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید 

تفاوت کیفیت درمان در جزییات است

جلسه دوم از دور بیست و نهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس با استادی مسافر علی و نگهبانی مسافر حامد و دبیری مسافر ایرج با دستور جلسه "شیشه و تخریب های مخدرهای جدید" در تاریخ چهارشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۱ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
اگر بخواهیم به ماده مصرفی شیشه و تخریب های آن بپردازیم و در ادامه به درمان شدگان در کنگره ۶۰ بنگریم، هرچه بیشتر به حقانیت و درستی روش درمان DST با توجه به شدت تخریبی که برای مصرف کنندگان شیشه پیش آمده پی خواهیم برد.
افرادی که زمانی مصرف شیشه داشته اند اما اکنون درمان شده اند و حالا در کنگره ۶۰ خدمتگذار شده اند و دیگران را در مسیر درمان یاری می کنند و شاید اصلا دیگر شدت تخریبی که داشته اند را به خاطر نداشته باشند و در ادامه به تعادل مطلوبی در زندگی خود رسیده اند.
باید شاکر خداوند بود که بستر مناسب و داروی درمان مناسب موجود می باشد و توانسته ایم در این مسیر قرار گرفته و به درمان برسیم. در کره ی خاکی درمانی برای مصرف شیشه وجود ندارد اما در کنگره ۶۰ اعتیاد به شیشه درمان می گردد و ما می بایست قدردان رحمت خداوند باشیم که نعمت کنگره ۶۰ شامل حال ما گردیده است.
ما در کنگره ۶۰ شاهد بهترین، قطعی ترین و تنها روش درمانی انواع مواد مخدر هستیم و مسیر درمان برای ورود کنندگان مشخص شده است و مصرف کنندگان با قرار گرفتن در مبدا این مسیر درمانی با طی کردن این اتوبان علامت گذاری شده و حرکت در آن و همچنین انجام وظایف و مقررات می توانند به درمان رسیده و سلامتی خود را بازیابی نمایند.

غذای نیمه و یا خام قابل خوردن نیست !!

غذای نیمه پخته و یا خام قابل خوردن نیست. به عبارتی بسیار مهم است ما در کنگره چگونه سفر می کنیم و چه عملکردی از خود نشان می دهیم. با قرار گرفتن در مسیر کنگره و انجام تمامی جزئیات می توان به درمان رسید و به عبارتی می توان گفت این درمان در جزئیات خود را به نمایش می گذارد.
بدین سبب همواره می بایست خود را مورد نقد قرار دهیم تا کیفیت عملکرد خود را ارتقا دهیم. از اهداف دیگر دستور جلسات در کنگره ۶۰ غیر از بحث درمان ایجاد بازدارندگی در مصرف مواد مخدر می باشد زیرا که کنگره ۶۰ در زمینه های دیگری غیر از بحث درمان مانند پیشگیری و مهار اعتیاد نیز فعال می باشد.
در ادامه ی مطالب می توان به موضوع مخدر های جدید دیگر اشاره نمود که مصرف آن در ایران رواج کمتری دارد که از جمله ی این مخدر و محرک های جدید می توان به اسید، ال اس دی، ماشروم یا قارچ، کمیکال و ... اشاره نمود که بعضا این مخدر های جدید می توانند تولید دوپامین در مغز بسیار بالا برده و مصرف کننده را دچار اعتیاد شدید در حد اعتیاد به شیشه کند و یا می توان به مصرف بسیار زیاد مخدر ماریجوانا یا گل اشاره نمود که در کشور به شدت توسعه یافته و به عنوان یک مخدر با دسترسی آسان بین جوانان مصرف می شود.
بسیار مهم می باشد ما در شناخت انواع مخدر ها به آگاهی رسیده باشیم تا بتوانیم برخورد مناسبی با مصرف کنندگانی که در اطرافمان وجود دارند داشته باشیم.

منبع : سایت کنگره 60

شیشه، قلبی پر از عشق را شکست

آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی‌ است.
در روزهای نه چندان دور مانند هزاران دختر دیگر با یک دنیا آرزوهای رنگارنگ و قلبی پر از عشق مردی را به عنوان شریک زندگی برگزیدم که فکر می‌کردم در کنارش بهترین روزها را خواهم داشت. یک سالی که نامزد بودیم همه چیز عالی بود و او یک مرد ایده‌آل بود که از داشتنش به خود می‌بالیدم.
یک هفته بعد از عروسی متوجه شدم رفتارهای مشکوکی دارد. بعد از چند روز فهمیدم همسرم به هروئین اعتیاد دارد؛ از طرفی ناراحت و دلشکسته بودم و از طرفی ناآگاه و نابلد. نمی‌دانستم برای نجات زندگی‌ام چه باید بکنم. تنها ابزارم گریه و دعوا بود. به هیچ کس نمی‌توانستم چیزی بگویم. مجبور بودم از ترس سرزنش شدن قضیه را از خانواده‌ام پنهان کنم. فکر می‌کردم به همین راحتی حل می‌شود و مواد را کنار می‌گذارد بدون اینکه آب از آب تکان بخورد و کسی بفهمد اما تصورم غلط بود!
همسرم بارها اقدام به کنار گذاشتن مواد کرد اما هر بار شکست خورد و حالش بدتر از دفعه قبل شد. هر بار که مواد را کنار می‌گذاشت یک هفته تا یک ماه بیشتر دوام نمی‌آورد و دوباره مصرف می‌کرد. بعد از گذشت یک سال‌و‌نیم که چهار بار کمپ رفته بود و بیشتر از بیست بار در خانه اقدام کرده بود و موفق نشده بود متوجه تغییر جدیدی در او شدم.
شروع این تغییر هم‌زمان شده بود با بارداری من. در زمان مصرف هروئین چشمان او همیشه سرخ بود و دائم چرت می‌زد و خیلی کم حرف می‌زد. اصلاً حوصله نداشت اما حالا برعکس شده بود؛ اصلاً نمی‌خوابید، اصلاً نمی‌خورد، اصلاً خسته نمی‌شد، دائم در حال جنب‌وجوش بود و خیلی انرژی داشت. خیلی پرحرف شده بود و دائم صحبت می‌کرد. گاهی راجع به یک مسئله ساعت‌ها حرف می‌زد ولی نه خسته می‌شد و نه حرف‌هایش تمام می‌شد.
بعد از یک جستجوی کوتاه در گوگل متوجه شدم همسرم مصرف شیشه را آغاز کرده است. حالم خیلی بدتر شد. بیشتر از همیشه احساس تنهایی می‌کردم. یک زن باردار درست در زمانی‌که به توجه و مراقبت بیشتری نیاز داشت برعکس تنهاتر شد. همسرم کاملاً تغییر کرده بود. حواسش به هیچ‌کس و هیچ کجا نبود. حواسش به زمان و مکان نبود.
خجالت می‌کشیدم همراه او به مهمانی یا مسافرت بروم چون یا در چرت بود یا بیهوده‌گویی می‌کرد. به هر بهانه جمع را ترک می‌کرد تا مصرف کند. خجالت از این مسئله باعث شده بود که کمتر وارد جمع‌های دوستانه یا فامیلی شوم.

در تمام طول بارداری، همسرم تنها رفیقم و تنها محرم زندگی‌ام کنار من نبود. مجبور بودم تنها مراقبت‌های دوران بارداری را انجام بدهم و همه جا تنها باشم. چون او حالش وخیم بود. وقتی تنها و بدون همسرم به مراکز پزشکی می‌رفتم و می‌دیدم بقیه خانم‌ها همراه همسرانشان هستند و مردشان مراقبشان است دلم می‌شکست.
روزها خودم را سرگرم کارهای روزمره می‌کردم تا شاید زمان زودتر بگذرد، کمتر غصه بخورم اما در سکوت و تاریکی شب حالم بدتر می‌شد. شب که می‌شد ساعت‌ها منتظر همسرم بودم تا با نوازش او کمی از دردهایم کم بشود و آرام شوم اما همیشه انتظارم بی‌فایده بود چون هرگز نمی‌آمد یا در حال مصرف بود یا از شدت نشئگی شیشه آرام و قرار نداشت و نمی‌توانست آرام در جایی بنشیند و بخوابد.
هر روز که می‌گذشت حال روحی من خراب‌تر می‌شد و بیشتر احساس تنهایی می‌کردم. بارها و بارها به خاطر این انتخاب و وضعیت همسرم مورد تمسخر و توهین قرار گرفتم و تحقیر شدم. جنینی در وجودم در حال رشد بود و هم‌زمان با رشد او غصه‌های من نیز بزرگ‌تر می‌شد و همچنین حال همسرم بدتر و بدتر می‌شد.
شدیداً از حالت طبیعی و تعادل خارج شده بود و دائم در حال بحث و نزاع با اطرافیان بود و همیشه بقیه را مقصر این وضعیت می‌دانست. توهم ناشی از مصرف زیاد و شاید هم بی‌خوابی خیلی مرا می‌ترساند. خیلی به محبت نیاز داشتم حتی گاهی التماسش می‌کردم که لحظه‌ای کنارم بنشیند اما هیچ تمایلی به این کار نداشت.
اواخر بارداری بود که تصمیم گرفتم خودم را نجات بدهم به همین خاطر همسرم را رها کردم و به منزل پدرم رفتم. چندی بعد شنیدم که به قصد کنار گذاشتن مواد به کمپ رفته است. حالا در آرامشی تقریباً نسبی منتظر به دنیا آمدن پسرم بودم. در طول این نه ماه هیچ کاری برای پسرم نکردم فقط به این فکر می‌کردم که سالم باشد؛ چون با وجود اضطرابی که داشتم فکر می‌کردم حتماً مشکلی برای او پیش می‌آید.
بالاخره روز موعود فرا رسید و پسرم به دنیا آمد. از طرفی خوشحال بودم به خاطر سلامتی خودم و پسرم، از طرفی ناراحت بودم از نبودن همسرم. باید ذوق و خوشحالی این اتفاق و این لحظه را با چه کسی تقسیم می‌کردم؟ باید هنگام درد کشیدن به چه کسی تکیه می‌کردم؟

با وجود این غصه‌ها باز امیدوار بودم که این بار آخرین باری باشد که مواد را کنار می‌گذارد. دعا می‌کردم این بار حالش خوب شود تا یک زندگی جدید را در کنار پسرم شروع کنیم ولی باز هم امیدم ناامید شد و باز همسرم مصرف شروع کرد. حال زندگی‌مان بدتر و ‌بدتر شد.
دیگر هیچ پس‌اندازی نداشتیم، هیچ چیزی برای خوردن وجود نداشت. چون همسرم دیگر توان کار کردن نداشت. روزها از پی هم می‌گذشت و بیشتر در منجلاب اعتیاد فرو می‌رفت. همسرم اصلاً متوجه نیازهای من و پسرمان نبود. توهمات و پرخاشگری‌های او هر روز بیشتر می‌شد. من خیلی می‌ترسیدم و نگران پسرم بودم و حتی لحظه‌ای نمی‌توانستم او را با پدرش تنها بگذارم.
هر روز فاصله من و همسرم بیشتر و بیشتر می‌شد و ترس و نگرانی خواب و خوراک را از من گرفته بود. کارم فقط شده بود غصه و گریه. دعا می‌کردم تا خداوند معجزه‌ای را رقم بزند و حال زندگی‌ام را دگرگون کند. در تاریکی بسیار عمیقی فرو رفته بودم و ذهنم پر بود از افکار منفی و شیطانی.
فکر می‌کردم همسرم نسبت به من بی‌علاقه شده است و مواد جای مرا در زندگی او گرفته. برای بار دوم از شدت خستگی و ناراحتی و همچنین ترس و نگرانی خانه و زندگی‌ام را رها کردم و به همراه پسرم به خانواده‌ام پناه بردم. بعد از مدتی بی‌خبری از همسرم متوجه شدم او با کنگره۶۰ آشنا شده و قصد دارد از این طریق مواد را کنار بگذارد.
آن زمان فکر می‌کردم بهترین راه این است که برای همیشه از او جدا شوم اما وقتی درخواست کرد که همسفرش باشم به دو دلیل قبول کردم؛ اول اینکه هنوز دوستش داشتم و بعد آن‌که می‌خواستم کنگره را به عنوان آخرین راه امتحان کنم و همسرم به درمان برسد.
بعد از سال‌ها جنگیدن با مواد و هفت بار کمپ رفتن حالا به کنگره پناه بردیم تا بتوانیم به درمان برسیم. امروز مطمئنم کنگره۶۰ همان معجزه‌ای است که از خداوند خواستار بودم.
خداوند را شاکرم که کنگره قسمت و روزی من شد و امیدوارم در این مسیر پایدار و ثابت قدم باشم.

منبع : سایت کنگره 60