شیشه درمان دارد

دهمین جلسه از دوره اول کارگاه‌های آموزشی- خصوصی خانم‌های مسافر نمایندگی گنجعلی خان کرمان، با استادی مسافر مونا دبیر شورای اسیستانت های گروه خانم‌های مسافر، نگهبانی مسافر آسیه و دبیری مسافر سمیه، با دستور جلسه «تخریب شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متد DST» روز جمعه ۲۴ تیرماه ۱۴۰۱ رأس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
کنگره یک سازمان مردم‌نهاد می‌باشد که باهدف درمان و پیشگیری از اعتیاد تأسیس‌شده است. هدف کنگره ۶۰ ارائه راهکارهایی برای پیشگیری افراد و خانواده‌ها از اعتیاد می‌باشد و اگر بیماری اعتیاد گریبان گیر خانواده‌ها شده باشد، کنگره ۶۰، راهکارهای بسیار مفیدی برای درمان قطعی اعتیاد می‌دهد. بارها آقای مهندس تأکید کرده و گفته‌اند: درمان اعتیاد؛ یعنی فردی که مصرف شیشه، هروئین، تریاک و... دارد و بعد از درمان در کنگره و طی شدن پروسه درمانی حداقل ۱۰ ماه، با نوشتن سی‌دی‌ها و خوردن دارو به‌صورت مرتب؛ در انبار هروئین بتواند خواب آرامی داشته باشد و یا شخصی که مصرف‌کننده شیره است، بعدازاینکه در کنگره درمان شد، بتواند یک‌شب، آرام در انبار شیره و تریاک بخوابد و خوابش ببرد. این اتفاق در کنگره ۶۰ می‌افتد، کما اینکه من ۱۱ سال پیش، با مصرف شیشه و انواع قرص‌های اکستازی به کنگره آمدم، الان برایم فرقی نمی‌کند که اینجا کوهی از شکر و نمک باشد یا کوهی از شیشه چون من هیچ حسی نسبت به شیشه ندارم و حسم همان حسی است که به شکر دارم.
شیشه ماده‌ای است که خودم مصرف می‌کردم ولی الان نه از آن متنفرم و نه عاشقش هستم و به‌عنوان ماده مصرفی‌ام، کاملاً به آن بی‌حسم، مثل حسم به زغال‌سنگ! چه احساسی در رابطه با زغال‌سنگ، یا شکر دارم، در مورد شیشه هم همان حس را دارم.
در کنگره ۶۰، درمان به این شکل اتفاق می‌افتد، کما اینکه در خانه ما، برادرم مصرف‌کننده شیشه بود، بعد از درمان من، زیر فرش و هر کنجی از خانه، پر از پَک‌های شیشه و پایپ بود، برای من هیچ فرقی نمی‌کرد که هست یا نیست.
تصور کنید شخصی مصرف‌کننده است و می‌خواهد درمان شود، اینکه بخواهد دستش بلرزد، تنش بلرزد، بگوید وسوسه به سراغم آمده! مصرف بکنم یا نکنم! گریز بزنم! برای شخصی که در کنگره در حال درمان است، اصلاً چنین چیزی وجود ندارد و افراد حداقل در ده ماه به درمان می‌رسند.
در صورت‌مسئله اعتیاد، مشخص‌شده است که نامتعادل شدن سیستم شبه افیونی و بیوشیمی بدن توسط مواد مخدر، با داروی مناسب، همان شربت OT، در مقدار مشخص و ساعت معین، با آموزش‌های کنگره، باعث می‌شود سیستم‌هایی که ازکارافتاده، دوباره به چرخه حیات برگردد و وضعیت شخص متعادل شده، هیچ حسی به مواد نداشته باشد و مانند یک فرد عادی، به زندگی‌اش برسد.

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید 

رهایی احسان ( قسمت اول )

امروز چهارمین سالروز رهایی یکی از رهجوهای لژیون به اسم احسان هست . ایشون با مصرف مقدار زیادی شیره تریاک وارد کنگره شد البته در کنار شیره قرص متادون هم مصرف می کرد . طبیعیه که حال روز خوبی نداشت ، مثل هر مصرف کننده ای که وارد کنگره میشه ! 

نکته قابل توجه در مورد احسان اینکه ؛ ایشون در اوایل دوره درمانش ( سفر اول ) در مورد ساعت و مقدار دقیق داروش ( شربت تریاک ) اونطوری که باید  دقیق و گوش به فرمان نبود . چون چیزی که در نتیجه گرفتن از روش درمانی کنگره ۶۰ خیلی راه گشا و حیاتیه نظم در مقدار دارو و ساعت استفاده اونه . خیلی مهمه که شخص در پله های ۲۱ روزه درمان خودش راس ساعت مقرر مقدار داروی مشخصی که راهنما دستور داده مصرف کنه . در اثر همین تکرار و تمرین در یک پله ۲۱ روزه ست که شخص از لحاظ بدنی مهیای کم کردن مقدار دارو( شربت تریاک ) میشه . البته ( با استفاده از منابع آموزشی کنگره ۶۰ ) به همون اندازه باید از لحاظ تفکرات و جهان بینی هم رشد لازم رو داشته باشه ...

خب برگردیم به ادامه صحبتم در مورد احسان 

داشتم می گفتم که ایشون در اوایل سفرش به ساعت و مقدار دقیق داروش اهمیت نمی داد . یعنی هر وقت خوشحال می شد یه کم شربت ، ناراحت بود چند سی سی بیشتر ، اگر احساس خستگی می کرد شیشه شربتو سر می کشید . تا اینکه به خودش اومد و دید که داره روزی ۶۰ تا ۷۰ سی سی شربت تریاک مصرف می کنه . بعد از کلی اتفاقهای بدی که در اثر این نافرمانی گریبانشو گرفت ، اعتماد به نفسش هم در مورد ادامه درمان و رسیدن به رهایی به حداقل خودش رسیده بود . بعنوان راهنما باید یه راهکار پیدا می کردم تا احسان برگرده به مسیر درمان ...

بقیه در پست بعدی 

بغضهای ترامادولی

متن زیر نوشته‌ای است که توسط نگارنده و از طریق روبه‌رو شدن با دانشجویان و جوانان بسیاری که در دام مخدرهای جدید افتاده‌اند، نگاشته شده است.

این مطلب برای تأثیرگذاری بیشتر، با نثر متکلم وحده و داستان‌گونه روایت شده است.

شش ماه پیش بود که با او آشنا شدم. احتمالا از نوع واژه‌های به کار رفته در تیتر، دریافته‌اید که را می‌گویم؟! درست حدس زدید؛ ترامادول، این مسکن خانمانسوز که در به واقعیت پیوستن این صفت ـ خانمانسوزی ـ سال‌هاست شانه به شانه تریاک پیش می‌رود و ورطه هولناکی ساخته که هزاران هزار انسان معصوم ـ و بی‌شک ابله ـ را با خود به کام آن کشیده است.

۲۱ ساعت است که از تصمیم هولناکم می‌گذرد. ۲۱ ساعت پیش، پس از شش ماه به این نتیجه رسیدم که کم‌کم باید از این حالت مخوف و بی‌ریشه، از این زمزمه تلخی که زندگی‌ام را فرا گرفته و روز به روز من را با تمام داشته‌های اندکم به قعر نابودی می‌برد، فاصله بگیرم. خشاب ده‌تایی هفت‌تیر مرگبارم را که شش تا از گلوله‌های آن را در مدت دو روز در مغزم، درست در مرکز همه فعالیت‌های ذهنی‌ام خالی کرده بودم، از جیب درآوردم و در جوی آب کنار خیابان انداختم.

ساعت دو نیمه‌شب است. خوابم می‌آید. همه خوابیده‌اند. صدای آرام نفس کشیدنشان را می‌شنوم. انگار سال‌هاست که خوابیده‌اند.

انگار هیچ‌گاه بیدار نبوده‌اند، اما من، من در حالی که تکیه داده‌ام به دیوار سرد اتاق، دارم به نمی‌دانم کجا فکر می‌کنم. دراز که می‌کشم، انگار همه قطارهای عالم از میان استخوان‌هایم می‌گذرند. انگار یک گله از اشباح سنگدل با چکشی به جانم افتاده‌اند و هی می‌زنند. انگار میخ روی ماهیچه‌های پاهایم گذاشته‌اند و دارند می‌کوبند.

سرم درد نمی‌کند، اما انگار همه گرداب‌های عالم دارند توی سرم می‌چرخند. سردم است و انگار هیچ پتوی گرمی نمی‌تواند حتی اندکی گرمم کند. خوابم می‌آید اما به محض این‌که دراز می‌کشم، شانه‌هایم شروع می‌کند به تیر کشیدن.

درد از یک جای نامعلوم شروع می‌شود و پس از آن‌که همه استخوان‌هایم را زیر پا گذاشت،‌ ناپدید می‌شود. انگار دارند استخوان‌هایم را می‌تراشند. در ذهنم همه رنگ‌ها سیاه شده‌اند. نه آینده‌ای می‌توانم برای خودم متصور شوم و نه گذشته‌ای را به یاد می‌آورم. همه چیز در یک توده مه غلیظ محو شده‌اند. به خودم گفتم، دست‌کم بگذار بنویسم. شاید اینگونه کمی شانه‌هایم خالی شوند و نبضم منظم‌تر بزند.

▪ دانشجو بودم. از آن دانشجوهای همیشه مشروط که روزنامه اعلام قبولی، حکم آزادی را برایشان بازی می‌کند؛ آزادی از زندان زیبایی به نام «خانواده».

پیش از ورود به دانشگاه دوستان بسیاری نداشتم. راستش را بخواهید اصلا دوستی نداشتم. تمام روابطم خلاصه می‌شد در «خانواده». پدرم همیشه از این‌که خواسته یا ناخواسته به گودال‌های تاریک و عمیق جامعه سقوط کنیم، می‌ترسید. همیشه به فکرمان بود.

تنها مشکل اینجا بود که به جای این‌که دست ما را بگیرد و ببرد لب گودال‌ها  و مثلا بگوید: «ببین پسرم، این گودال اعتیاده، حواست باشد در آن نیفتی» یا  مثلا بگوید: «عزیزم، این گودال دزدی و دروغ است، مواظب باش یکباره پایت  نلغزد و در آن پرت نشوی!» تنها با کشیدن یک حصار نازک دور ما، خیال خودش را  راحت کرده بود. بیچاره پدرم، چقدر سعی کرد فرزندان معتبر و سالمی به جامعه  تحویل دهد. ولی افسوس ... !

شش  ماه پیش، نخستین قرص، من را با خودش به دنیای توهمات کاذب برد. دنیا برایم  شد بهشت زیبای مصنوعی و من فرشته کاغذی این فردوس قلابی. هرچه بیشتر گذشت،  بیشتر به لحظات ناب ولی بی‌معنی زندگی نزدیکتر می‌شدم.

آن  روزها تازه سیگاری شده بودم. پس از خوردن قرص، در کمتر از یک روز، دو پاکت  سیگار دود کردم. متأسفانه کسی که قرص را به من معرفی کرده بود، مهمترین  مؤلفه زشت و بدترکیب آن یعنی «اعتیاد» را به من گوشزد نکرد.

شب روزی که برگه ترامادولم تمام شد، هولناکترین شب عمرم بود. زمین و زمان را چنگ می‌زدم. فریاد می‌کشیدم بی‌آن‌که  کسی صدایم را بشنود. فردای آن شب، به نزدیکترین داروخانه مراجعه کردم و با  پرداخت تنها پانصد تومان، یک برگه ترامادول صد خریدم. تمام سلول‌هایم دارند زار می‌زنند.

صدای گریه آنها را از کیلومترها آنطرف‌تر می‌توان شنید.

خوابم می‌آید. ساعت چهار صبح است. همچنان دارم برای بیرون آمدن از باتلاق غلیظی که دچارش شده‌ام و تا گردن در آن فرو رفته‌ام، دست و پا می‌زنم. اعتراف می کنم این پنجمین بار است که قصد کرده‌ام اعتیاد را ترک کنم و هر بار بیش از دو روز نتوانسته‌ام دوام بیاورم.

حالا به تجربه دریافته‌ام که باید تا ده روز درد و تا سال‌ها زجر بی‌امان را تحمل کنم. می‌دانید که چه می‌گویم. گودالی که این داروی در دسترس در جسم پدید می‌آورد، تقریبا پس از ده روز پر می‌شود، ولی امان از حفره‌های عمیقی که در روانت ایجاد می‌کند. حفره‌های سرد و نمور که معلوم نیست به کجا ختم می‌شوند. ترامادول، این داروی دورگه ـ رگه‌ای نجات‌بخش و رگه‌ای ویرانگر ـ انسان را به یک فراموشی ابدی می‌کشاند. تو را می‌برد تا لبه پرتگاهی که گور توست و آن وقت اگر دیر به خودت بیایی، سقوط می‌کنی.

آسمان کم‌کم دارد رنگ به چهره می‌گیرد. صدای پای خورشید را از پشت شیشه پنجره می‌شنوم.

صبح شده است. انگار اعصابم را کوبیده‌اند به دیوار و هزار تکه‌اش کرده‌اند. باید مواظب باشم پای کسی نرود روی خرده‌های برنده‌اش. حوصله هیچ‌کس را ندارم. الان ۲۷ ساعت است که دارم درد می‌کشم. امیدوارم این بار به آسمان آبی پیوند بخورم.

ریسمان پاره با گره ای احیاء می شود ؛اما باز ریسمان پاره‌اش می‌خوانند!! ما نیزشاید روزی همدیگر را ملاقات کنیم ؛ اما در نقطه‌ای که ترکم کردی ، ...هرگز نخواهی‌ام دید

صادق جلایی

 

یکمین سالگرد درمان اعتیاد به شیشه و هروئین

ابوالفضل مسافریست که سالها با مصارف مختلف مواد مخدر از قبیل شیشه و هروئین درگیر اعتیاد بوده .حالا بیش از یک سال است به روش درمانی کنگره 60بدرمان رسیده است . هفته پیش در نمایندگی شهرک غرب اولین سالگرد تولدش جشن گرفته شد ، به گفته ابوالفضل و پدر و مادرش   ، او برای رهایی از اعتیاد روشهای مختلفی مانند کمپ ، متادون درمانی ، طب سوزنی ، روان درمانی و غیره را با پرداخت هزینه های بسیار سنگین مالی ، جسمی و جانی آزموده است . و هر آزمودنی اورا چندین پله به جهنم مخوف اعتیاد فروتر برده است ...

روزها می گذرند و در هیچ کجای ابوالفضل نشانی از اعتیاد به چشم نمی خورد . هیچ کجا !

این را از لبخند رضایتی که برلبان پدر و مادرش خودنمایی می کند می توان فهمید ...

شرج کامل این جشن تولد و سخنان ابوالفضل و پدرومادرش را  را اینجــــــــــا بخوانید

آیا مواد مخدر سم است ؟

گفتگو با مسافری که 6 بار سابقه سم زدایی دارد ...

 

با سلام خدمت  شما آقا مرتضی لطفا آخرین آنتی ایکس ومدت مصرف خودرابگویید؟

سلام مرتضی هستم یک مسافر. مدت تخریب 17سال،آنتی ایکسهای مصرفی در طول مدت تخریب حشیش،شیره،تریاک،شیشه وآخرین آنتی ایکس هم قبل از ورود به کنگره شیره وشیشه بوده است. درحال حاضر 14 ماه است که درمانم را زیر نظر آقای علی ضیایی آغازکرده ام عضو نمایندگی شهرک غرب هستم و در حال حاضر یک پله دیگر با رهایی فاصله دارم و روزانه 6 دهم سی سی داروی  اوتی مصرف می کنم .

 آشنایی شما با کنگره60ازچه طریقی ممکن شده است؟

همسر بنده قبل از اینکه من با کنگره آشنا شوم 6ماهی بود که به کنگره می آمد در آن مدت من شیشه مصرف می کردم و به حرفه هیچکس گوش نمیدادم وبعد ازگذشته مدتی با پیشنهاده همسرم به کنگره آمدم و در زمان مصرف شیشه جناب مهندس دژاکام با توصیه ومشورت به من وخانواده ام قرار شد به کمپ بروم(برایه ترک شیشه)وازآنجا که کمپ چاره ای برای درمان من نبود یک ماه از پاکی من نگذشته بود که دوباره مصرف مواد را شروع کردم وباز پس ازمدتی خسته شدم و برای امتحان هم که شده قدم به کنگره گذاشتم.

برای مطالعه کامل اینجـــــا کلیک کنید

خیال شفا

همان‌طوری که هستی بر پایه تکامل بناشده مطمئناً نمی‌توان جزئی از آن را یافت که تحت‌الشعاع این موضوع قرار نگیرد. با تکامل روشنی‌ها متقابلاً تاریکی‌ها نیز بایستی روزبه‌روز کامل‌تر شوند. در ابتدای امر مواد مخدری مانند تریاک، حشیش و اصطلاحاً مواد مخدر طبیعی که پایه‌ای گیاهی و طبیعی داشتند وارد میدان شدند و توانستند افرادی را به کام تاریکی بکشانند. ولی با پیشرفت علمی که درونش اثری از انسانیت و کمال نبود، دانایان نادان توانستند از کشف ماده‌ای بزرگ پرده‌برداری کنند بنام‌های متیل آمفتامین، شابو، آیس، کریستال مت، شیشه و... که به‌هیچ‌عنوان قابل‌مقایسه با مخدرهای طبیعی نبود.

شیشه مخدری صنعتی است که در آزمایشگاه‌های زیرزمینی از ترکیب ماده اصلی آمفتامین (که از آن در تولید مخدرهای دیگر نیز استفاده می‌شود) با اسیدهای مختلف تولید می‌شود. شیشه‌ای که درگذشته تولید می‌شد خیلی گران‌قیمت‌تر از شیشه‌های امروزی بوده است. و این امر به دلیل استفاده مستقیم از آمفتامین بوده ولی دلالان مخدر برای ارزان‌تر تمام شدن تولید و درنتیجه سود بیشتر، این آمفتامین را به‌صورت مصنوعی از قرص‌های آنتی‌هیستامین مانند افدرین استخراج کرده که باعث چندین برابر شدن تخریب آن و ایجاد اثرات جانبی وحشتناکی روی شخص مصرف‌کننده می‌شود. مصرف شیشه باعث افزایش دوپامین که نوعی ماده شادی‌آور و نشاط‌آور است می‌شود و در روزهای اولین به شخص احساس جاودانگی می‌دهد و درنهایت آن‌قدر این افزایش، کاهش پیدا می‌کند که شخص احساس می‌کند فانی‌تر از هر موجود دیگری است و همین حس تبدیل به ناامیدی بسیار زیادی شده که در موارد زیادی هم منجر به خودکشی می‌شود که در بین مصرف‌کننده‌های شیشه رایج است. افزایش دوپامین در شخص باعث بروز بیماری اسکیزوفرنی می‌شود. مصرف‌کننده صداهایی می‌شنود، چیزهایی می‌بیند و حس می‌کند که منشأ آن‌ها دنیای فیزیکی نیست. این وضعیت ادامه پیدا می‌کند تا شخص دوقطبی و یا اصطلاحاً بایپولار می‌شود. یعنی لحظه‌ای خوب است و یک ثانیه بعد در بدترین حالت روانی قرار دارد. این چرخه آن‌قدر ادامه پیدا می‌کند و مصرف‌کننده دچار فراز و نشیب‌های زیاد درونی می‌شود تا جایی که دیگر قادر نمی‌باشد فرق بین خواب‌وبیداری را تشخیص دهد. نمی‌داند کاری که در حال انجام دادنش است یک خواب گذرا است یا یک کابوس ابدی است. بنابراین برای خلاصی از این کابوس حاضر است دست به هر کاری بزند و به هر ندایی که فقط خودش قادر به شنیدنش است، پاسخ مثبت دهد. ندایی که خیال شفاست و از هر صدایی برایش واقعی‌تر است.

این موجود اهریمنی را قربانی کن تا خداوند تو را نجات دهد. بی‌اطلاع از اینکه این موجود اهریمنی پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند و دوست و آشنایی است که در حال زندگی با اوست. قتل در اثر خماری مخدرهای طبیعی رایج نیست ولی آمار قتل و خودکشی به‌واسطه مصرف شیشه، بیداد می‌کند. شیشه عوارض بسیار زیادی بر روی جسم و روان شخص مصرف‌کننده می‌گذارد که یکی دیگر از آن‌ها شکاک شدن شخص یا اصطلاحاً پارانویید است. به همه‌چیز، به‌کل سیستم و حتی به خودش مشکوک می‌شود. دنیا را مانند یک دوربینی می‌بیند که همه در حال رصد کردنش هستند. حتی فکر می‌کند درون چشم خودش دوربین کار گذاشته‌اند که درنتیجه چشم خود را خالی می‌کند! تمام روزنه‌های خانه را می‌پوشاند، ارتباط با دنیای بیرون را قطع می‌کند تا شاید از این جاسوسی در امان بماند! از ترس حمله جاسوسان همیشه سلاحی سرد با خودش حمل می‌کند. قدرت تصمیم‌گیری و قضاوتش به‌شدت کاهش پیدا می‌کند.

دچار این توهم می‌شود که همه‌چیز را بیشتر و بهتر از همه می‌داند و فقط و فقط خودش است که کاملاً می‌داند. به انسان‌های دیگر به چشم افرادی که در خواب هستند نگاه می‌کند و خود را همیشه بیدار می‌داند. شیشه در ابتدای امر ممکن است امتیازهای زیادی به شخص بدهد که همان در باغ سبز است ولی در ادامه وی را دچار چنان سقوطی می‌کند که بی‌سابقه است. یکی مواردی که امروزه خیلی از جوانان به این دلیل به مصرف مواد مخدر روی می‌آورند، مشکلات جنسی است. مصرف شیشه در وهله اول این‌گونه مشکلات را کاملاً برطرف می‌کند. تا جایی که شخص مصرف‌کننده ممکن است خداوند را برای یافتن این ماده جادویی شکر کند!! ولی چیزی که اول به او می‌دهد را نیز اول از او می‌گیرد. از چاله درآمده و به چاه می‌افتد. مشکلش بیشتر و بیشتر که شده، یک مشکل بزرگ‌تر به نام شیشه هم به آن اضافه‌شده که آن را راه گریزی نیست.

دهانه پروستات با مصرف بیشتر که شاید بتواند به‌روزهای نخست بازگردد، گشاد شده و باعث می‌شود در هنگام ادرار بی‌اختیار منی هم به همراه آن خارج شود و این یعنی اختلال در عملکرد طبیعی سیستم که درنهایت منجر به نابودی کامل سیستم جنسی می‌شود. یکی دیگر از عوارض شایع در مصرف‌کنندگان شیشه، احساس حرکت کردن کرم روی بدن است که باعث می‌شود شخص آن‌قدر خود را بخاراند که گاهی هم از خونریزی به بیمارستان منتقل شود. اسید موجود در شیشه، باعث التهاب و چرک کردن کامل دهان، لثه‌ها، دندان و مجاری تنفسی و همچنین متصاعد شدن بوی بد به هنگام تعرق می‌شود. باعث کم‌پشت شدن و ضعیف شدن پیاز مو و درنتیجه ریزش آن می‌شود. ساعت‌ها بدون پلک زدن به نقطه‌ای خیره ماندن باعث کم‌کاری عضله چشم درنتیجه کوچک شدن و گود رفتگی شدید چشم می‌شود.

کاهش شدید وزن، خشک شدن آب زیرپوست در اثر تعریق زیاد، افزایش و افت فشار ناگهانی، به وجود آمدن جوش‌های چرکین در نقاط مختلف بدن بخصوص در صورت نیز از دیگر عوارض مصرف شیشه هستند. مصرف‌کنندگان شیشه اکثراً از ترس کابوس‌های شبانه از خوابیدن هراسناک‌اند. به این دلیل با کمبود خواب زیادی مواجه‌اند که این امر در تحلیل رفتن بسیار سریع انرژی آن‌ها عامل اول می‌باشد. منشأ این کابوس‌ها چیزی نیست جز سوراخ‌سوراخ شدن میدان انرژیایی جسم توسط شیشه که اصطلاحاً به آن هاله تابان گفته می‌شود. یکی از عوارض بسیار خطرناکی که مواد مخدر صنعتی روی شخص به‌جای می‌گذارند که در مواد مخدر طبیعی کمتر به وجود می‌آید، تخریب فراوان در قسمت صور پنهان انسان علی‌الخصوص در هاله تابان و چاکراها می‌باشد. به همین دلیل است که شخصی برای مثال 10 سال تریاک مصرف می‌کند ولی در مقایسه با شخصی که 2 سال شیشه مصرف می‌کند ازنظر ظاهری سالم‌تر و مساعدتر است. تخلیه انرژی که در اثر مصرف این‌گونه مخدرها به وجود می‌آید به‌مراتب سنگین‌تر از مخدرهای طبیعی است. و در آخر ناگفته نماند تمامی عوارض ذکرشده تنها بخش کوچکی از تخریب‌های شیشه است که بنده تمامی آن‌ها را با تمام وجود تجربه کرده و درنتیجه همسو با دستور جلسه شیشه و تخریب‌های آن روی من، می‌باشد.              

به امید رهایی تمامی مصرف‌کنندگان شیشه از چنگال این ماده اهریمنی

منبع : سایت کنگره 60

رهائی در لژیون

رهایی دوتن از بچه های لژیون

مسافر بهنام . مصرف شیشــــــه . دراروی درمان ( شربت تریاک ]

مسافر علی . مصرف شیشـــــه . داروی درمان ( شربت تریاک )

 

آرزوهایی که با مصرف شیشه و حشیش بر باد رفت


متنی که می خوانید صحبتهای شخصی است که هنوز درگیر مواد مخدر و عاجز و درمانده به دنبال راهی برای درمان یا به قول خودش ترک مواد بود، چند روز پیش وقتی سرکار میرفتم در ایستگاه اتوبوس خیابان آزادی با او برخورد کردم حالش خوب نبود و درخواست یک نخ سیگار کرد صحبتمان گل کرد و شروع به درد دل کردن کرد، میگفت نامش بهزاد است دانشجوی اخراجی رشته الکترونیک ...

بهمن 1388 امتحانات پایان ترم، تلاش مضاعف برای درس خواندن، فیزیک و الکترونیک، ساعت 9 شب، علیرضا هم دانشگاهی ام وارد اتاق شماره 3 خوابگاه در طبقه دوم شد.


قرار بود با رامین و محسن تا صبح بیدار بمانیم و درس بخوانیم که علیرضا هم به جمعمان اضافه شد، علیرضا آمد، علیرضا خندان با 2 گرم شیشه در دستش آمد، البته من نمی دانستم که به آن شیشه میگویند، به ما گفت امشب فاز درس داریم و تا صبح بیداریم بسته ها را روی میز انداخت، همه بچه ها خوشحال بودند، من نمیدانستم موضوع از چه قرار است، تا به خودم آمدم دیدم محتویات بسته را در لوله ای شیشه ای ریخته و فندک و سیگار هم روشن شد.


محسن گفت اول به بهزاد بدهید چون او قرار است به ما درس بدهد و از من خواستند که بکشم، امتناع کردم و گفتم این دیگر چیست همه با خنده گفتند معجزه قرن، فقط دو دود بزن اگر نخواستی دیگر نکش، من هم سیگارم را نصفه رها کردم و 4 یا 5 دود گرفتم، بقیه را بچه ها کشیدند، اولش چیزی متوجه نشدم، کتاب و دفتر را پهن کردیم، آرام آرام احساس کردم تمام سلولهای بدنم باز شده و مغزم مثل قلبم میزند عجیب بود تا صبح بیدار ماندیم و تمام کتاب الکترونیک را دوره کردیم اما روز بعد 48 ساعت خوابیدم تا دوباره فردا شب و شبهای متوالی دیگر ...
 

یک ماه به همین منوال گذشت و در این یک ماه فقط 8 روز خوابیده بودم و مصرفم ادامه دار شده بود احساس میکردم به کمک این ماده تا فوق دکترا هم پیش میروم تازه اعتیاد هم ندارد چون مورفین ندارد! اما افسوس!


شش ماه بعد:


شش ماه مداوم شیشه مصرف می کردم و در این بین حشیش هم اضافه شده بود تا اینکه متوجه شدم اغلب وقتم به جای درس خواندن صرف مواد کشیدن میشود، تصمیم گرفتم دیگر مصرف نکنم اما هر کاری کردم نشد مثل خوره به جانم افتاده بود، نه من او را ترک میکردم و نه او مرا ترک می کرد، تا اینکه یک روز در حین خریدن مواد دستگیر شدم و یک هفته در بازداشت بودم، این قضیه را به فال نیک گرفتم و با خودم گفتم اگر بیرون بیایم دیگر مصرف نخواهم کرد، مثل یک کمپ اجباری اما این پایان داستان نبود، از بازداشتگاه که بیرون آمدم احساس کردم همه چیز تمام شده اما فکر مواد از سرم بیرون نمیرفت تا اینکه حراست دانشگاه احضارم کرد آنها متوجه بازداشتم شده بودند، در اتاقم هم مقداری حشیش و قرص پیدا کرده بودند به حالت تعلیق از تحصیل در آمدم آنقدر عصبانی شدم که نشستم حسابی مواد مصرف کردم و دانشگاه را به هم ریختم آنها هم نامردی نکردند و حکم اخراجم را به دستم دادند.


بگذریم الان که در خدمت شما هستم کلی تخریب روحی و جسمی دارم، آرزوهایم همه بر باد رفت، شبها توهم دارم و خوابم نمی برد اگر هم خوابم ببرد تا صبح کابوس می بینم، در دفع ادرار دچار مشکل شده ام، احساس می کنم همه مردم مرا نگاه می کنند، از اینکه در چشمهای کسی خیره شوم میترسم، گاهی نا خودآگاه گریه میکنم.


(با گریه) بخدا قسم خسته شده ام، نمی خواهم دیگر یک معتاد باشم اما راهی بلد نیستم ...، دو روز مصرف نمی کنم اما نمی توانم دوام بیاورم ...، تو را بخدا شما راهی سراغ دارید؟ آیا می توانم دیگر شیشه مصرف نکنم؟ کسی نیست کاری برایم انجام دهد، میشود شما هم مرا تنها بگذاری؟ ...


نمیدانم وقتی شما این مطلب را می خوانید چه قضاوتی در این مورد خواهید کرد اما من افسوس می خورم، نه برای این شخص و یا اشخاص دیگر، بلکه برای اینکه هنوز آگاهی و اطلاعات درستی در مورد پیشگیری و درمان معضل اعتیاد در درون جامعه وجود ندارد.
 

اما من تنها کاری که میتوانستم برای او انجام دهم این بود که نشانی کنگره را به او بدهم امیدوارم او و دیگر ره گم کردگان راه درست را پیدا کنند.
باتشکر


تهیه و تنظیم: فرشید
منبع: وبلاگ نمایندگی شادآباد

مراقب "گل" باشید/ مد شدن مخدر جدید

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از روابط عمومی و امور بین الملل سازمان پزشکی قانونی کشور،دکتر قدیرزاده گفت: به تازگی ماده‌ای به عنوان "گُل" توسط جوانان به منظور تفریح مصرف می‌شود که در اصل گلها و سرشاخه‌های گیاه شاهدانه هستند.

وی افزود: این ماده که در کشورهای اروپایی به نام ماری جوانا شناخته می‌شود اثرات قویتری نسبت به حشیش داشته و مصرف مداوم آن موجب اعتیاد روانی فرد می‌شود.

قدیرزاده، سرخوشی، اضطراب، حملات همراه با وحشت‌زدگی، خنده‌های بی‌مورد، خشکی دهان، ضربان قلب بالا، فراموشکاری، سندروم بی انگیزگی و اشتهای سیری ناپذیر را از علایم مصرف ماری جوانا دانست و اضافه کرد: جوانان و نوجوانان با این تفکر که مصرف ماریجوانا خطر اعتیاد ندارد به مصرف آن روی می‌آورند این در حالی است که به اعتقاد اکثر محققان حوزه اعتیاد، مصرف حشیش و ماری جوانا دروازه ورود به مصرف مواد مخدر و روانگردانهای خطرناکتر است.

ال. اس. دی چیست؟

ال.‌اس.‌دی دارویی نیمه ترکیبی است که در لابراتورهای پیشرفته از اسید لیزرتیک بدست می‌آید. این ماده به صورت طبیعی در قارچ زنگ گندم وجود دارد و از مهم‌ترین و قوی‌ترین داروهای شیمیایی توهم‌زا است.

طرز شناسایی ال.اس.دی

ال.اس.دی به صورت گرد سفید رنگ، قرص، کپسول و همچنین مایعی صاف و روشن و بدون رنگ و بو که گاه برروی کاغذ چکانده می‌شود یافت می‌شود. تشخیص آن از طریق رؤیت و به صورت ظاهری غیر ممکن است و وجود آن را می‌توان از طریق آزمایشات تحلیل کمی و کیفی مورد تایید قرار داد.

آثار ال.اس.دی

پس از آنکه ال.اس.دی وارد بدن انسان شد ممکن است 20 تا 120 دقیقه هیچ اثری در بدن پدیدار نشود. اما تأثیر آن پس از 2الی 3ساعت پـس از جـذب آن پـدیـدار می‌شــود و کم کم به اوج خود می‌رسد. اعتیاد به ال.اس.دی نوعی اتکا روانی به آن است. یکی از مهم‌ترین عوارض مصرف این ماده تیره شدن مردمک چشم است که بطور کامل در مقابل نور واکنش نشان می‌دهد. حالت تهوع، استفراغ، سرد شدن بدن و لرزش در بسیاری از اوقات در بدن بیمار مشاهده می‌شود.

از دیگر علائم مصرف این ماده، خطوط رنگینی است که به هنگام بسته شدن چشم‌ها در منطقه بینایی پدیدار شده و حرکت می‌کنند. همین خطوط ممکن است به صورت اشباح و رویدادهای نامفهومی در نظر بیمار پدیدار گردد و یا چهره افراد و سمبل‌های رویایی دیگر را به خود بگیرد. اگر شخص معتاد به ال.اس.دی چشم‌هایش را باز کند، رنگ‌ها را اشباع‌شده‌تر خواهد دید. عمق تصاویر و اشیاء در نظرش تشدید خواهد شد و بعد تصاویر طولانی تر می‌شود. اشیای ثابت ممکن است در نظرش به حرکت در آیند و به عمق کابوس‌های مختلف خواهد رفت و گاهی چیزهایی پیرامون خود خواهد دید که سایرین توان دیدن آن را ندارند. در این حالت توهمی اشیا در نظر بیمار نوعی زیبایی و معنا پیدا می‌کنند.

در بعضی افراد معتاد نیز خلاف این عادت دیده می‌شود. مثلاً قدرت شنوایی تشدید شده و زمزمه‌هایی نامفهوم در آن می‌آمیزد. ذائقه، شامه و لامسه? معتاد به صورت‌های گوناگون تغییر می‌کند و تجارب، توام با هراس و وحشت و درد است. مغز کار عادی خود را رها می‌کند و در خیالات غرق می‌شود. تفکرات منطق کمتری در ذهن شکل می‌گیرد. خود و شخصیت فرد خرد شده و درک وجود خود متغیر می‌گردد و در نهایت معتاد تمامی وجود، فکر و شخصیت خود را از دست می‌دهد. اگر این تغییرات شدید و ضربه‌زننده به صورت وحشت و از خود بی‌خود شدن ادامه و رشد پیدا کند، باعث مختل شدن تعادل روانی معتاد خواهد شد.

مصرف بسیار کم این ماده (حدود نیم میلی‌گرم) نیز خطرناک است و ممکن است پس از استعمال آن علائم مسمومیت شدیدی از قبیل پیدایش اختلالاتی در سلسله اعصاب خودکار، بی نظمی در حرکات انبساط حدقه? چشم، اختلالاتی در ضربان قلب، قابلیت تحریک شدید و حالت تهوع را به دنبال می‌آورد که این اختلالات با احساس خوشی و خنده‌های ناگهانی بدون علت و ضعف عمومی در بدن و اضطراب و نیز اشکال و تصاویر رنگی کاذبی در نظر شخص ظاهر شده که تخیلات بی‌اساس ایجاد می‌کند، همراه است.

این ماده امراض مغزی ایجاد می‌کند و عوارض روانی حاصله از آن، بیش از همه شباهت به انواع اختلالات روانی از ردیف روان‌گسیختگی یا نوعی از جنون‌های آنی دارد.

بسیاری از مصرف کنندگان حواس پنجگانه‌شان تحت تأثیر این ماده قرار می‌گیرد و احساسات دروغین در آنها ایجاد می‌شود و آنها احساس می‌کنند قادر به پرواز هستند و به همین دلیل از ساختمان‌های بلند خود را به بیرون می‌افکنند و جان خود را از دست می‌دهند.

آزمایش‌هایی نمایانگر توهم‌زا بودن ال.اس.دی

در گربه‌هایی که ال.اس.دی به بدن‌ها آن‌ها وارد شده بود مشاهده شد که تغییر حالت روانی موجب آن شده که بر خلاف حالات طبیعی گربه از موش ترسیده و پا به فرار بگذارد. تأثیر این دارو بر روی عنکبوت‌ها نشان داد که این حیوان با سرعت و مهارت عجیبی شروع به تنیدن تارهای پیچیده و درهم و نامنظمی می‌نماید و بررسی رفتار سربازانی که پس از استعمال ال.اس.دی از آنان فیلم برداری شده بود نشان می‌داد که آنان موقعیت خود را درک نکرده و قادر به انجام دستورات فرمانده خود نیستند.

اولین آزمایش اتفاقی بیانگر آثار ال.اس.دی

وقتی که روی تختخوابم دراز کشیدم در عالم هزیان و هیجان و مستی غوطه‌ور شدم. تمام اثاث خانه به دنبال هم حرکت می‌کردند و پیوسته تغییر رنگ می‌دادند. به نظرم می‌آمـد که سـتارگان آبـی رنـگ آسـمان روی سـقـف خانه‌های شهر فرو می‌ریزند. پس از دو ساعت که در عالم بی‌خبری بودم، یادم آمد که همان روز مقدار کمی از عصاره قارچ چاودار خوردم. فردای همان روز تصمیم گرفتم که همان آزمایش را با مصرف مقدار یک هزارم میلی گرم از این دارو تکرار کنم و نتیجه را یادداشت کنم و یادداشتم چنین بود؛ چهل دقیقه پس از خوردن این مقدار مختصری احساس سرگیجه کردم و بی اختیار قهقهه? خنده سر دادم. جثه? کسانی که در اطرافم بودند به طور عجیبی کوچک شد. از همکارم در خواست کردم که مرا با دوچرخه به یک ویلا هدایت کند. با اینکه باسرعت با دوچرخه پا می‌زدیم، ولی احساس می‌کردم از جای خود تکان نمی‌خورم. پس از ? ساعت وضع عادی خود را باز یافتم.


ماری جوانا

  • ماری جوانا بیشتر از قسمت های فوقانی برگ ها، گل و تخمک های شکفته شده بوته شاهدانه از جنس ماده که بریده و خنک شده، تهیه می شود. عنصر روان گردان موجود در گیاه شاهدانه دلتا 9 تتراهیدروکانابینول (THC) است که در رزین این گیاه متمرکز است.
    غلظت این ماده در فراوده های مختلف این گیاه فرق می کند (این غلظت از 0/5 تا 11 درصد در نوسان است).
    در حقیقت ماری جوانا فراورده برگ ها و غنچه هاست و در رنگ های سبز متمایل به خاکستری و قهوه ای وجود دارد.
  •   نحوه مصرف
      ماری جوانا دارای بوی بسیار تندی است و عموما برای کشیدن در پیپ یا سیگارهای دست پنج استفاده می شود.
    چون ماری جوانا بسیار زبر است برای پیچیدن آن از چندین دور کاغذهای سفید یا قهوه ای رنگ استفاده می کنند که آن را ریفر می نامند.
     این سیگار معمولا به کندی می سوزد و خیلی زود خاموش می شود، به همین دلیل معتادان با پک های سریع و مداوم مانع خاموش شدن آن شده و برای استفاده کامل از آن در اماکن سربسته مصرف می کنند.
     برخی از افراد ماری جوانا را از طریق دهان مصرف می کنند. به این منظور آن را در شیرینی جات یا کیک های شکلاتی می پزند و میل می کنند.
  •   علائم مصرف
      در صورت کشیدن ماری جوانا آثار روان گردان این دارو بعداز چند دقیقه آغاز می شود و پس از سی دقیقه به اوج خود می رسد.
    اگر ماری جوانا از راه دهان مصرف شود بدلیل کند بودن جذب معدی - روده ای تا 2-3 ساعت آثار آن احساس نخواهد شد.
     اثر ماری جوانا به صورت کشیدنی 2 تا 4 ساعت و در موارد خوردنی 5 الی 12 ساعت به طول می انجامد.
     THC موجود در ماری جوانا در چربی بدن حل شده و در آن ذخیره می شود.  به همین دلیل THC حتی تا یک ماه پس از مصرف نیز در بدن باقی می ماند.
      ماری جوانا در عین حال که موجب سرخوشی می شود، هوشیاری و خودآگاهی فرد را برهم زده و او را دچار تحریف ادراک، عدم هماهنگی و توازن، افزایش ضربان قلب و تنفس و گیجی می کند.
    معمولا زمانی که ماری جوانا در معاشرت با دیگران مصرف می شود، افراد تمایل به پرحرفی و خنده های بیش از حد دارند و این آثار تا چندین ساعت پایدار می ماند. بعداز مصرف مقادیر بسیار زیاد THC، توهمات و احساسات پارانویا نیز در فرد ظاهر می شود.
  • عوارض مصرف
      معمولا در مصرف کنندگان مزمن و طولانی مدت ماری جوانا، عوارض بسیاری پدید می آید که می توان به تحریف ادراک حسی، اختلال درک زمان و مکان، افزایش حساسیت به صدا، افزایش تلقین پذیری، احساس دارا شدن یک درک عمیق تر از معانی اشیا»، احساس قدرت بیش از حد، شوریدگی یا اغتشاش فکری اشاره کرد.
      سرگردانی و توهمات از اثرات و خطرات عمده مصرف این ماده است. معمولا میزان اختلالات عصبی و شخصیتی در افرادی که مصرف ماری جوانا در آن ها بسیار بالاست، بیش از افرادی عادی است.
  • تحمل، وابستگی و ترک
      در مصرف کنندگان مزمن ماری جوانا نسبت به برخی از آثار ماری جوانا تحمل ایجاد می شود. این تحمل معمولا نسبت به آثار ماری جوانا بر ضربان قلب، آثار ذهنی و آثار مخرب آن بر عملکردهای شناختی و حرکتی، ایجاد می شود.
      احتمال ایجاد وابستگی جسمی به ماری جوانا بسیار ضعیف است. حتی کشیدن یک سیگار ماری جوانا هر روز برای مدت بیست و هشت روز موجب نشانه های ترک دارو نمی شود.
    با این حال پس از توقف ناگهانی مصرف مزمن THC، نشانه های ترک چون تحریک پذیری، بیقراری، کاهش وزن، بی خوابی، رعشه و افزایش حرارت بدن اتفاق می افتد.
  • آنچه که باید درباره مواد مخدر ایرانی و خارجی بدانید


    مواد مخدر این روزها گریبانگیر بسیاری از افراد شده است تا جایی که قسمتی از بدن خودرا به خاطر این مواد ازدست می دهند  .مگر مصرف این مواد چه لذتی دارد که ، بسیاری از ا فراد با آگاهی قبلی  حاضر به ازدست دادن دست , پا و بسیاری از اجزای دیگر بدن هستند ولی حاضر به ترک این مواد نمی شوند

    متاسفانه در بازار قاچاق مرگ‌آور مواد مخدر و محرک هر چند وقت یک بار نام جدیدی به گوش می‌رسد. اگر پیگیر شوی برایت فهرست بلند بالایی از مواد با انواع و اقسام اسم‌های خارجی و ایرانی را می‌خواند و می‌گوید: «یک چیز جدید دارم، بکشی میری آسمون!عوارض هم نداره، هر چقدر خواستی می‌تونی بکشی، معتادم نمی‌شی!» بسیاری هم گول می‌خورند و خیلی زود درگیر مواد می‌شوند اما آیا واقعا این مواد بی‌خطر هستند و اعتیاد ایجاد نمی‌کنند؟ داشتن اطلاعات در مورد این مواد خطرناک برای والدین و همسران بسیار لازم است. محمد جودکی، محقق مواد مخدر و محرک و خانم نسرین چیتگران، متخصص ترک اعتیاد به شما در این مورد توضیح می‌دهند.

    این ماده باعث ترشح هورمون مرگ و تولد می‌شود!

    در بدن انسان هورمونی به نام DMT وجود دارد که در طول عمر فقط دوبار ترشح می‌شود؛ یک بار هنگام تولد و یک بار هنگام مرگ. با مصرف ماده DMT نیز فرد وارد حالت خلسه می‌شود و برای حدود ۳ تا ۵ دقیقه دیگر متوجه هیچ چیز از اطراف خود نمی‌شود. خیلی کم پیش می‌آید فردی برای ۱۰ دقیقه در این حالت باقی بماند. عمده شیوه مصرف این ماده استنشاقی از طریق بینی است. این ماده قسمت خاکستری مغز و حافظه طولانی‌مدت را به شدت تخریب می‌کند و چون جزو محرک‌هاست فرد را دچار بیماری اعصاب و روان می‌کند. در واقع هر فرد بیشتر از پنج‌بار نمی‌تواند از آن استفاده کند در غیر این صورت حتما بیمار روحی-روانی می‌شود. داروی خاصی که بگوییم فقط مختص ترک این ماده باشد وجود ندارد اما اصولا پزشکان برای ترک محرک‌ها از بوپرنورفین استفاده می‌کنند.

    قرصی با توهمات ترسناک

    قرص NDMA نوعی ماده محرک شبیه به قرص اکس است. این ماده توهمات آسیب‌رسان شدید همراه با ترس ایجاد می‌کند. یکی از بیمارانم یک بار که این ماده را مصرف کرده بود در خیابان از تیر چراغ برق بالا رفته بود و می‌گفت گرگ‌ها دنبالم کرده‌اند! برخلاف مواد دیگر که معمولا مصرف‌شان همراه با لذت است این ماده وحشت ایجاد می‌کند. ترک آن نیز با استفاده از روان‌درمانی انجام می‌شود. قارچ جادویی، کتامین و سالویا نیز از دیگر مواد محرکی هستند که داروی خاصی برای ترک آنها وجود ندارد و نیاز به روان‌درمانی دارند.

    ۱۰ بار مصرف آن باعث  مرگ می‌شود!

    اسید یا LSD نیز نوعی ماده محرک مشابه DMT است با این تفاوت که حالت خلسه آن طولانی‌تر است اما عمق اثرش از DMT کمتر است یعنی اوج لذت آن را ندارد. اثرات جانبی آن یعنی حالت نشاط، کم‌خوابی و … تا ۲روز در بدن باقی می‌ماند. اسید از شیشه و آمفتامین‌ها خیلی خطرناک‌تر است و حدودا ۱۰ بار مصرف آن منجر به مرگ می‌شود. این ماده به کل مغز آسیب می‌زند و آب مغز را به شدت خشک می‌کند. فردی که ۱۰بار از آن استفاده می‌کند مثل فردی است که ۵ سال است از بیماری آلزایمر رنج می‌برد. برای ترک این ماده از روان درمانی استفاده می‌شود.

    اینها مغز را به شدت تخریب می‌کنند

    حشیش و ماری‌جوانا نسبت به سایر محرک‌ها نشئگی کمتری دارند و آسیب‌شان نیز نسبت به آنها کمتر است در حدی که فرد شاید بتواند در تمام طول عمرش از آن استفاده کند. اما باید بدانید اگر چه ممکن است دچار بیماری روانی نشود و نیازی به بستری شدن پیدا نکند اما به طور حتم دچار اختلالاتی می‌شود و دیگر یک فرد سالم و طبیعی محسوب نمی‌شود. مصرف آنها اندازه خاصی دارد که اگر بیشتر از آن استفاده شود حال فرد خراب می‌شود. هر کدام از این دو ماده اگر همراه با تریاک مصرف شوند مغز را به شدت تخریب می‌کنند. در این صورت حتی تخریب آن از شیشه هم بدتر است. برای ترک این دو ماده می‌توان از داروی متادون یا بوپرنورفین استفاده کرد. در واقع نوع داروی مورد نیاز برای ترک به سازگاری بدن فرد بستگی دارد. حشیش و ماری‌جوانا از یک گیاه نیستند اما گیاه‌شان مشابه است. وید نیز گل گیاه ماری‌جواناست.

    یک توهم‌زای خطرناک

    یکی از جدیدترین مواد توهم‌زا DMT نام دارد که مخفف   Dimethyltryptamine  است. این توهم‌زای طبیعی در جنگل‌های گرمسیری استرالیا و آمریکای جنوبی از صمغ یک درخت خاص گرفته می‌شود. در گذشته بومی‌ها به خصوص در آمازون نوشیدنی این ماده را تهیه می‌کردند و برای ارتباط با ارواح و مراسم مذهبی‌شان آن را می‌نوشیدند. نشئگی این ماده حداکثر ۱۰دقیقه است و حدودا یک گرم از آن برای ۳۰ نفر کافی است. به گفته افراد مصرف‌کننده با مصرف این ماده تونل زمان باز می‌شود. در واقع فرد در هر حالتی که باشد با مصرف آن به خواب می‌رود و ۱۰ دقیقه بعد بیدار می‌شود منتها تجربیات و تصاویری که در آن مدت می‌بیند کاملا به یادش خواهد ماند. حتی یک سبک هنری جدید به نام DMT Art نیز ایجاد شده است. به این صورت که افراد مصرف‌کننده، تصاویری که در تونل می‌بینند را نقاشی می‌کنند.

    این اسید واقعا می‌سوزاند!

    یکی دیگر از مواد شایع مورد مصرف در ایران LSD یا اسید (Acid Lysergic diethylamide ) است. این ماده در سال ۱۹۳۸ توسط دانشمندی سوئیسی به نام دکتر هافمن کشف شد. درواقع LSD از یک ماده طبیعی به نام گیاه رگوت گرفته می‌شود. این ماده قارچ مانند است و روی گیاه چاودار تشکیل می‌شود. این ماده در قرون وسطی نوعی آفت محسوب می‌شد و مردم فکر می‌کردند فرد مصرف‌کننده دچار جنون دیوانگی یا جن‌زده شده است. این ماده به ۲ صورت «ورقه‌ای» و «قطره‌ای» مصرف می‌شود. نوع ورقه‌ای آن به این صورت است که ورقه‌ها را روی زبان می‌گذارند تا به تدریج جذب آن شود. در نوع قطره‌ای نیز یک قطره از مایع آن را روی زبان می‌چکانند. نوع مایع آن معمولا از هند وارد می‌شود. این مایع اسید آنقدر قوی است که به محض ریخته شدن روی زبان کل آن را از نقطه‌ای که قطره ریخته شده به طور وحشتناکی بنفش و سیاه می‌کند. حتی یک بار شاهد فردی بودم که این قطره را روی دندانش می‌ریخت تا زبانش سیاه نشود اما بعد از مدت ۲ ماه آن قسمت از دندانش کاملا ریخت و از بین رفت!

    قارچ جادویی جان شما را می‌گیرد!

    «قارچ جادویی» یا «Magic Mushroom» یکی دیگر از موادی است که فازی شبیه به اسید دارد. ماده اولیه پرورش این قارچ سمی از انگلیس وارد می‌شود. این ماده خاصیت روانگردان بسیار شدیدی دارد و اگر زیاد مصرف شود ضربان قلب و تنفس را کاهش می‌دهد و به صفر می‌رساند. این ماده به صورت کشیدنی، مخلوط شده با توتون، دم کردنی، خشک شده در سالاد و … مصرف می‌شود. عملکرد LSD و قارچ خیلی به هم شباهت دارند.

    جایگزین اکس

    NDMA یکی دیگر از موادی است که در حال حاضر به جای اکستاسی استفاده می‌شود. این ماده از دسته آمفتامین‌هاست. ریتالین و ترامادول نیز ۲ قرص دیگری هستند که الان به شدت مصرف می‌شوند. ترمادول شبه افیونی و شبیه به تریاک است و به صورت خوراکی مصرف می‌شود. مصرف آن میان جوانان به خصوص دانشجویان بسیار رواج دارد زیرا شایع شده دقت تمرکز را بالا می‌برد. قرص ریتالین را نیز معمولا آسیاب می‌کنند و پودر آن را مثل کوکائین با بینی می‌کشند. «کتامین» یکی دیگر از موادی است که الان خیلی باب شده است. این ماده نوعی داروی بیهوشی بسیار قوی است و در اتاق عمل از آن استفاده می‌شود.

    توهمات ۳ بعدی با سالویا!

    اخیرا در شمال کشور کاشت گیاهی به نام سالویا شایع شده است. سالویا گیاهی است که گل می‌دهد و در زبان فارسی به آن «مریم چمنی»، «مریم گلی» و «مریم باکره» نیز گفته می‌شود. این گیاه یک ماده روانگردان طبیعی بسیار قوی دارد و از آن در داروی بیهوشی استفاده می‌شود. برخلاف روانگردان‌های دیگر از جمله LSD، قارچ جادویی و … که فقط توهمات دیداری یا شنیداری ایجاد می‌کنند، توهمات سالویا، هم دیداری و شنیداری است هم لمسی و به عبارتی ۳ بعدی است. مصرف‌کنندگان این ماده فکر می‌کنند به بهشت می‌روند و حتی می‌گویند  در بهشت میوه خورده‌اند و واقعا اعتقاد دارند که این اتفاقات افتاده است. کاشت سالویا فقط در زمین‌های خیلی خاص و مرغوب امکان‌پذیر است و به همین دلیل در شمال کشور به شدت در حال رواج است. حتی خیلی از افراد در شبکه‌های اجتماعی اینترنتی برای فروش و فرستادن این ماده تبلیغ می‌کنند و شماره تلفن می‌دهند. بیشتر شماره‌هایی که می‌دهند نیز مربوط به شمال کشور است. البته مریم چمنی ماده جدیدی محسوب نمی‌شود و در قدیم طب سنتی از آن استفاده می‌کرد.

    .hidoctor.ir

    مادرکشی تحت تاثیر مواد محرک


    مادر راکشت ، چون پول مواد نذاذه بود

    آفتاب: صبح جمعه هشتم شهريور ماه امسال بود كه كارآگاهان پليس مشهد از طريق همسايگان، در جريان يك فقره قتل در كاظم‌آباد مشهد قرار گرفتند. بلافاصله اكيپ حفظ صحنه جرم، كارشناس پزشكي قانوني، عوامل تشخيص هويت و بازپرس كشيك قتل راهي صحنه قتل شدند.


    شنيده‌هاي خبرنگار «اعتماد» حاكي از آن است كه ماموران پس از تجسس منزل با پيكر خونين زني ميانسال به نام «ماه‌ بي‌بي» روبه‌رو شدند كه در يكي از كمد‌هاي خانه مخفي شده بود.

    در بررسي‌هاي اوليه از سوي كارآگاهان مشخص شد قاتل يا قاتلان بدون هيچ درگيري و توسل به زور وارد منزل شده‌اند و فرضيه آشنا بودن متهم يا متهمان شكل گرفت. از طرفي به سرقت نرفتن طلاهاي مقتول فرضيه آشنا بودن مجرمان را قوت بخشيد.

    تحقيقات كارآگاهان از آشناهاي اين خانواده كه تبعه افغان بودند نشان از آن داشت كه پسر مقتول به نام امير اعتياد شديدي به مواد مخدر صنعتي دارد. امير كه مادر 56 ساله‌اش را با شش ضربه كارد از پا درآورده بود در همان روز در يكي از خيابان‌هاي مشهد شناسايي شد. ماموران موفق شدند در يك عمليات تعقيب و گريز در يك لحظه متهم را دستگير كرده و به اداره آگاهي انتقال بدهند.

    متهم درباره اين جنايت به كارآگاهان گفت: با مادرم بر سر مسائل مختلف مشكل داشتيم و آن لحظه كنترل خودم را از دست دادم و ناگهان با چاقو به او حمله‌ور شدم. متهم ادامه داد: وقتي به خودم آمدم، متوجه شدم چاقو در دست دارم و سينه و گردن مادرم غرق خون است، بلافاصله او را داخل كمد پنهان كردم و از خانه فرار كردم ولي همسايه‌ها به هنگام فرار مرا كه دستانم خوني بود و در حال فرار بودم، مشاهده كردند. در حالي كه امير درباره قتل مادر 56 ساله‌اش اين اظهارات را به زبان آورد، اطلاعات به دست آمده از همسايگان حاكي از آن بود كه متهم روز حادثه بر سر تهيه مواد با مادر خود درگير شده بود. بلافاصله بازجويي‌ها از متهم به شكل حرفه‌يي ادامه پيدا كرد و در نهايت متهم به آنچه كرده بود، اعتراف كرد.

    با تمام قدرت چاقو مي‌زدم

    امير 30 ساله در اعترافات خود به كارآگاهان اداره جنايي پليس مشهد گفت: روز حادثه از مادرم درخواست كمي پول داشتم ولي او از آنجايي كه نمي‌خواست مواد تهيه كنم هر بار با درخواستم مخالفت كرد. امير ادامه داد: در آن لحظه خيلي از كار مادرم عصباني بودم و بدنم از شدت خماري تير مي‌كشيد. امير همچنين افزود: متوجه نمي‌شدم چطور مادرم مي‌تواند درد كشيدن من را ببيند ولي هيچ كمكي نكند. اين شد كه كنترل اعصابم را از دست دادم و با چاقو به سمت او حمله‌ور شدم و با تمام قدرتم پشت سر هم به او ضربه زدم.

    يكي از مقامات انتظامي پليس مشهد با اشاره به اينكه متهم بيكار است، گفت: هم اكنون متهم به دستور مقام قضايي در بازداشت به سر مي‌برد. اين مقام مسوول همچنين در رابطه با اينكه چقدر از قتل‌هاي مشهد را قتل بر اثر شيشه و مواد روانگردان تشكيل مي‌دهد، گفت: خب اينجا نزديك مرز است و خريد و فروش مواد مخدر صنعتي بيشتر از مناطق ديگر اتفاق مي‌افتد و طبيعتا قتل‌هاي ناشي از شيشه هم تعداد بيشتري از ساير استان‌ها را شامل مي‌شود.

    پسران معتاد به شيشه و قتل مادران

    مادركشي در كشور ما جزو قتل‌هايي است كه كم‌ترين آمار را به خود اختصاص مي‌دهد. به طوري كه در پنج ماهه امسال، سه فرزند اقدام به قتل مادرشان كردند كه هر سه آنها تحت تاثير روانگردان شيشه دست به اين جنايت هولناك زدند. قبل از قتل ماه بي‌بي 56 ساله كه هشتم شهريور ماه امسال به دست امير پسر 30 ساله‌اش در كاظم‌آباد مشهد انجام شده بود، جوان ديگري نيز در دامغان در خانه را بر روي مادرش بسته بود و با بنزين خانه را به آتش كشيده بود. اين جوان كه ابتدا منكر هر گونه اطلاع از مرگ مادرش در آتش‌سوزي شده بود پس از روبه‌رو شدن با شواهد و مدارك عليه خود، به قتل مادر اعتراف كرد و انگيزه خود را از اين كار از بين رفتن كنترل خود تحت تاثير مواد روانگردان عنوان كرد.

    به گزارش اعتماد، تحت تاثير قرار گرفتن مواد روانگردان و در پي آن به قتل رساندن مادر به همين دو جنايت ختم نشد و 30 مردادماه امسال پسر 18 ساله‌يي در ديباج (استان سمنان) در اقدامي جنون‌آميز با ضربات بيل مادر خود را از پاي درآورد. اين جوان 18 ساله كه به شيشه اعتياد داشت وقتي مادرش با درخواست پول از سوي پسرش مخالفت كرده بود با ضربات بيل بر سر مادر او را به قتل رساند و در اداره آگاهي سمنان، به كرده خود اعتراف كرد.

    مسابقات بسکتبال به پایان رسید


    اولین دوره مسابقات بسکتبال خیابانی کنگره 60 روز جمعه باانجام بازی فینال به پایان رسید


    این تصویر مربوط است به اعطای کاپ تیم نمایندگی حر قهرمان این دوره از مسابقات توسط بنیانگزار عزیز کنگره جناب مهندس دژاکام

    یکی از زیباترین و به یاد ماندنی ترین لحظات زندگی ام. لحظه ای که در بدو ورودم به کنگره اتفاقی محال جلوه می نمود.

    -----------------------------

    پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست ....



    بقیه تصاویر اینجـــــا


    مصرف "ریتالین" در دانشجویان زمینه‌ساز اعتیاد به "شیشه" است

     رییس اداره پیشگیری، درمان و کاهش آسیب وزارت بهداشت نسبت به احتمال مصرف "ریتالین" در برخی دانشجویان به عنوان زمینه‌ساز اعتیاد به "شیشه" هشدار داد.
    دکتر فیروزه جعفری نسبت به مصرف ریتالین در دانشجویان به ویژه دانشگاه‌های دولتی ابراز نگرانی کرد و گفت: «ریتالین» از جنس آمفتامین‌ها اما به شکل دارویی است و برای درمان بیش فعالی در کودکان استفاده می‌شود.

    او تاکید کرد: ریتالین مانند تمام مواد محرک خواب را کم، انرژی را زیاد، حافظه کوتاه مدت را تقویت و فرد را سرحال و شاداب نشان می‌دهد. به همین جهت دانشجویان به دلایل مختلف از آن استفاده می‌کنند. ممکن است برخی‌ها به دانشجویانی که از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ‌تر وارد می‌شوند و کمبود اعتماد به نفس دارند مصرف "ریتالین" را توصیه کنند. از طرف دیگر امتحانات دانشگاه‌ها معمولا در یک مقطع کوتاه و پشت سر هم برگزار می‌شود؛ موضوعی که همواره نسبت به آن انتقاد داشته‌ایم؛ به همین دلیل ممکن است دانشجو از همان ترم اول مصرف "ریتالین" را آغاز ‌کند.

    جعفری افزود: در این میان ممکن است این ماده اصطلاحا به فردی نسازد و دنباله مصرف را نگیرد، عده‌ای ممکن است در کوتاه مدت مصرف کنند، اما عده‌ای نیز ممکن است در همان مقطع وابسته ‌شوند و دوز مصرف همچنان افزایش یابد تا جایی که قادر به تهیه دارو از داروخانه نباشند و به این ترتیب است که مصرف "شیشه" به عنوان ماده جایگزین را پی می‌گیرند؛ ماده‌ای که پول کمتری بابت آن پرداخته خواهد شد، زحمت تهیه آن کمتر بوده و مصرف آن نیز ساده‌تر است و به این ترتیب است که داستان تازه آغاز می‌شود.

    وی به اقدامات انجام شده برای آشنایی دانشجویان با مواد اشاره کرد و گفت: اقدامات خوبی در زمینه آگاه‌سازی دانشجویان، آشنایی با مواد و برگزاری کلاس‌های مهارت‌های زندگی آغاز شده است.

    رییس اداره پیشگیری، درمان وکاهش آسیب وزارت بهداشت افزود: البته در حوزه «ریتالین» این نگرانی را داریم که اصرار بر مباحث آن در حوزه اعتیاد سبب شود مردم نسبت به جنبه درمانی آن نیز بدبین شوند و از ارایه این دارو به کودک مبتلا به ADHD (بیش فعال) که نیازمند آن است، خودداری کنند. هشدار آن است که عدم درمان کودکان مبتلا به ADHD، خود ریسک فاکتور اعتیاد است. بنابراین با تجویز روانپزشک اطفال، مصرف ریتالین مشکلی ندارد. بررسی‌های انجام شده نیز نشان می‌دهند مصرف این دارو در کودکی برای درمان ADHD (البته با تجویز روانپزشک) دلیلی برای ابتلا به اعتیاد در بزرگسالی نیست.

    منبع: ایسنا

    مصرف مواد روانگردان منجر به تخریب ماهیچه‌ها و کلیه‌ها می‌شود

    مصرف مواد روانگردان علاوه بر آثار منفی بر روان افراد، زیان های مخربی را نیز بر بدن مصرف کننده وارد می‌کند.

    به گزارش خبرگزاری مهر، امیر حسین جلالی، اظهار داشت: ماده‌ روانگردان به دسته خاصی از مواد اشاره ندارد بلکه تمام مواد یا داروهایی را شامل می شود که مصرف آنها منجر به تغییراتی در کارکردهای بهنجار روانی یعنی هوشیاری، درک و تفکر می‌شود.

    این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با اشاره به نشانه هایی که در اثر مصرف مواد روانگردان در درک و فکر بیمار ایجاد می‌شود، گفت: به طور معمول انتظار می‌رود با حذف ماده از بدن فرد مصرف کننده، نشانه‌های ایجاد شده برطرف شود و این موضوع به مدت زمانی که حذف ماده از بدن بیمار طول می‌کشد بستگی دارد.

    وی در خصوص علائم مصرف مواد روانگردان گفت: محتوای این علائم در افراد مختلف متفاوت است اما نشانه‌های رایج آن، شنیدن صداهایی است که دیگران نمی‌شنوند یا دیدن چیزهایی است که بقیه نمی‌بینند. این علائم را اصطلاحا توهم می‌نامند و البته که چیزهایی که دیده یا شنیده می‌شوند معمولا ماهیتی آزاردهنده یا خطرناک دارند.

    جلالی تصریح کرد : تغییراتی که در فکر فرد رخ می‌دهد، به صورت باورها و عقاید غلطی که معمولا با دلیل و استدلال دیگران تغییری نمی‌کند، بروز می کند که به این علامت اصطلاحا "هذیان" گفته شده و محتوای هذیان ها نیز متفاوت است اما به طور شایع هذیان موجب بدبینی در فرد می‌شود.

    وی تاکید کرد: علاوه بر آثار منفی ناشی از مصرف مواد روانگردان بر روان افراد، قرص‌های اکستازی نمونه‌ای دیگر از آن است که می‌تواند زیان‌های مخربی بر بدن مصرف کننده نیز باقی‌ بگذارد تا حدی که می‌تواند فرد را حتی به کام مرگ بکشاند.

    جلالی افزود: عارضه دیگر این مواد آن است که بر تفکر و قضاوت افراد اثر می‌گذارد و شخص را از تصمیم گیری های درست و منطقی باز می‌دارد در نتیجه شخص نسبت به رفتاری که در آن موقعیت از خود بروز می‌دهد هیچ تشخیص درستی ندارد و همین مساله می‌تواند پیامدهای ناگواری همچون انتقال بیماری های عفونی از طریق تماس جنسی نادرست را به دنبال داشته باشد.

    خبرگزاری مهر

    پدري دخترمعتادش را با كمربند خفه كرد

    پدري كه در برابر تهديدات دختر معتادش نتوانست خود را كنترل كند با انداختن كمربندي به دور گردن دخترش، وي را كشت.

    ماموران كلانتري 164 قائم، در 24 مرداد ماه سالجاري از طريق مرکز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان وقوع يک فقره فوت مشکوک در شهرک نفت قرار گرفته و با حضور در محل حادثه و پس از تأييد خبر مراتب را به دادسراي امور جنايي و پليس آگاهي تهران بزرگ اعلام كردند.
    با اعلام خبر قتل به پليس آگاهي و قاضي کشيک ويژه قتل دادسراي جنايي تهران، عوامل اداره دهم پليس آگاهي و بازپرس شعبه پنجم ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران، در محل حاضر و به دستور وي پرونده براي تحقيقات تخصصي در اختيار کارآگاهان اداره دهم قرار گرفت.
    در تحقيقات مقدماتي صورت گرفته مشخص شد که مقتول دختري 25 ساله به نام «مريم» است كه توسط پدر 60ساله‌اش به نام سعيد، بوسيله يک رشته کمربند خفه و به قتل رسيده و پدر مقتوله نيز پس از ارتکاب جنايت، از محل سکونت خود متواري شده است.
    با آغاز تحقيقات، کارآگاهان با ارائه آموزش‌هاي لازم به اعضاي خانواده و بستگان و شناسايي محل‌هاي تردد متهم، اين نقاط را تحت مراقبت‌هاي نامحسوس پليسي خود قرار داده و سرانجام متهم را دو روز پس از جنايت در خيابان دماوند دستگير كردند.
    متهم پس از انتقال به اداره دهم صراحتا به قتل دخترش اعتراف کرد و در اظهارات خود به کارآگاهان گفت كه مريم با جواني به نام «محسن» ارتباط دوستانه پيدا کرده بود و پس از مدتي دريافتيم از زماني ‌که مريم با اين جوان طرح دوستي ريخته، به مصرف شيشه و موادروان گردان گرايش پيدا کرده است.
    وي افزود: با وجود صحبت‌ها و نصيحت‌هاي فراواني که با مريم داشتيم اما او به هيچ کدام از اين صحبت‌ها توجه نمي‌کرد و همچنان بر ادامه ارتباط خود با محسن اصرار داشت، به همين علت من و مادرش تصميم گرفتيم تا به هر شکل ممکن محل زندگي خود را تغيير داده تا شايد بتوانيم دخترمان را از محسن دور نگه داريم؛ به همين علت، در حدود 3 ماه پيش، به تهران آمده و در شهرک نفت سکونت پيدا کرديم.
    متهم درمورد روز حادثه نيز به کارآگاهان گفت: در روز حادثه من و دخترم در خانه تنها بوديم كه متوجه شدم مريم قصد دارد از خانه خارج شود و به همين علت مانع از خروج او از خانه شدم و شروع به نصيحت او کردم اما او بي‌توجه بود و همين موضوع باعث شد تا چند سيلي به صورت او بزنم تا شايد بتوانم او را منصرف کنم اما او به من گفت: «محسن را دوست دارم و در اولين فرصت فرار کرده و نزد او مي‌روم.»
    سعيد با بيان اينكه نتوانستم خودم را کنترل كنم گفت: کمربندي را که در داخل خانه بود به دور گردنش انداخته و همين امر باعث شد تا او خفه شود.
    متهم در ادامه اعترافات خود در مورد فرار از محل ارتکاب جنايت به کارآگاهان گفت: زماني‌ که متوجه خفه‌شدن مريم شدم، بلافاصله کمربند را از دور گردنش باز و تلاش کردم تا به هر شکل ممکن دوباره نفس بکشد، اما او ديگر نفس نمي‌کشيد؛ بي‌هدف از خانه خارج شده و در خيابان‌ها قدم مي‌زد تا اين که در خيابان دماوند دستگير شدم.

    منبع : ایسنا

    به قیمت جان

    جام جم آنلاين: ما هميشه در اين صفحه به ورزش بيشتر و كاهش وزن ترغيب‌تان كرده‌ايم، حتي به شما پيشنهاد داده‌ايم به باشگاه‌هاي بدنسازي برويد و همراه با ديگران ورزش كنيد تا با حضور در جمع شاداب‌تر شويد و كمتر احساس خستگي كنيد، اما حالا مي‌گوييم چشم‌هايي باز را ضميمه تلاشتان براي رسيدن به اين اهداف كنيد چون قاچاقچيان مواد مخدر، اين روزها حتي در برخي باشگاه‌هاي ورزشي هم نفوذ كرده‌اند.

    حدود يك دهه پيش وقتي حرف از اعتياد مي‌شد بيشتر مردم، دور زنان، دختران و ورزشكاران را خطي قرمز مي‌كشيدند، چرا كه واژه معتاد در اذهان عمومي ‌هميشه خطاب به مردي بيگانه با ورزش و تفريح‌هاي سالم بود. آمارها هم اين باور عمومي‌ را اثبات مي‌كرد و نشان مي‌داد شمار زنان و اقشاري كه اهل ورزش باشند در ميان معتادان بسيار اندك است.

    اگر شما جاي توليدكنندگان مواد مخدر بوديد و به بازار مصرفي تازه فكر مي‌كرديد از اين آمارها چه نتيجه‌اي مي‌گرفتيد؟ احتمالا شما هم مي‌فهميديد كه بايد با ماده مخدري جديد، اقشاري كه كمتر درگير اعتياد هستند را به خود جلب كنيد. همين استدلال، زمينه‌ساز تولد ماده مخدر جديدي به نام شيشه شد.

    دروغ در حباب

    پس از ورود شيشه به ايران، توليدكنندگان مواد مخدر با توجه به نوع جمعيت هدفشان، تبليغات اين مت‌آمفتامين را در باشگاه‌هاي ورزشي، سالن‌هاي آرايش و حتي محافل زنانه آغاز كردند. اين تبليغات به زنان و حتي مردان ورزشكاري كه دغدغه كاهش وزن و تناسب‌اندام داشتند وعده مي‌داد ماده‌اي به نام شيشه، آرزوهايشان را در اين زمينه برآورده خواهد كرد.

    قاچاقچيان، شيشه را به عنوان ماده‌اي كه مورفين ندارد و بنابراين مخدر نيست به مشتريان بالقوه‌‌شان معرفي كردند و همزمان با تبليغات گسترده‌شان، آن را ابتدا در باشگاه‌ها و سالن‌هاي بدنسازي و سپس در سطح جامعه توزيع كردند و كار به جايي رسيد كه اين ماده پس از مدتي به تركيب قرص‌هاي لاغري تاييد نشده از سوي وزارت بهداشت نيز اضافه شد و كانال‌هاي ماهواره‌اي آن را در قالب قرص‌هاي لاغركننده تضميني به مردم فروختند.

    اين ماده مخدر در ابتداي ورود به ايران، گرانقيمت و كمياب بود، اما قاچاقچيان مواد مخدر در 3 سال گذشته قيمت آن را تا گرمي‌ 8000 تومان پايين آوردند تا مشتري‌هاي بيشتري جذب كنند.

    شيشه، ماده محركي بسيار قوي و بشدت اعتيادآور است و به دليل آسيب‌رساني جدي‌اش به مغز، به گواه بسياري از كارشناسان حوزه درمان اعتياد، خطرناك‌ترين ماده مخدر محسوب مي‌شود. معمولا حتي يك‌بار مصرف شيشه، فرد را درگير اعتياد مي‌كند و امكان دارد اين ماده، پس از مدتي با تاثير بر سيستم رواني، فرد مصرف‌كننده را به تجاوز، قتل يا سرقت وادار كند.

    همان‌طور كه پيشتر گفتيم برخي از قرص‌هاي غيرمجاز لاغري كه در بازار پخش شده‌اند حاوي شيشه هستند. همچنين اين ماده در قالب گردهاي مخصوص بدنسازي در برخي باشگاه‌ها توزيع مي‌شود، اما معتادان حرفه‌اي، شيشه را در بسته‌بندي‌هاي نايلوني بسيار كوچك خريداري مي‌كنند. واحد اندازه‌گيري اين ماده مخدر در ميان معتادان سوت است. مزه‌اي تلخ دارد، بي‌رنگ و بي‌بوست و خرده‌هاي آن شبيه تكه‌هاي يخ است.

    اين مت‌آمفتامين با نام‌هاي آيس، كريستال، يخ و مت نيز در مهماني‌ها توزيع مي‌شود.

    مصرف‌كنندگانش گاهي آن را به شكل قرص همراه با مشروبات الكلي مي‌خورند، گاهي پودرش را بو مي‌كنند و در خطرناك‌ترين شكل تزريقش مي‌كنند، اما رايج‌ترين شيوه مصرف شيشه، دود كردنش با استفاده از وسيله‌اي به نام پايپ يا هر نوع حباب شيشه‌اي ديگر مثل لامپ‌‌هاي خالي و سوخته است.

    بي‌صدا شكستن

    مصرف شيشه در كوتاه‌مدت سبب خونريزي بيني، اضطراب، توهم، گرفتگي فك، پارگي زبان، سرگيجه، كابوس‌هاي شبانه، بي‌خوابي‌هاي طولاني، افزايش دماي بدن، تهوع، افزايش ضربان قلب، گشاد شدن مردمك‌ها، اختلالات جنسي، بي‌بند و باري جنسي (مدت كوتاهي پس از مصرف)، ساييدن دندان‌ها به هم و تخريب حافظه كوتاه‌مدت مي‌شود، اما در درازمدت اين عوارض جاي خود را به مشكلاتي جدي‌تر مي‌دهند؛ مشكلاتي مانند افسردگي شديد، ميل به خودكشي، آسيب‌هاي مغزي مانند تخريب سلول‌هاي عصبي و سكته مغزي، آسيب‌هاي جدي به كليه و كبد، كاهش شديد و غيرطبيعي وزن، توهم، هذيان ، اختلال در بينايي و شنوايي، پرخاشگري، وسوسه، كم‌خوني، احساس خستگي مزمن، سقط جنين، ناتواني شديد جنسي و سوءظن بيمارگونه كه معتادان به شيشه را به سمت جنايت‌هايي فجيع سوق مي‌دهد.

    مریم پوشی زاده

    معرفی کتاب

    کتاب اینترنتی ( آشنایی با مواد صناعی اعتیاد آور )

    http://www.parsbook.org/1389/05/mavade-etiyad-avar.html 

    برای دانلود این کتاب می توانیدبه لینک بالا مراجعه کنید

    آمي تريپتيلين


    آمي تريپتيلين براي تسكين علايم افسردگي ، شب ادراري ، اختلالات خوردن ، دردهاي عصبي ، رفع سكسكه و مواردي ديگربصورت خوراكي وتزريقي تجويز مي شود. اين دارو از دسته داروهاي ضدافسردگي سه حلقه اي است .
    هشدارها و عوارض جانبي
    افكار خودكشي ؛ تاري ديد؛ گيجي ؛ يبوست ؛ مشكل در ادرار كردن ؛ چشم درد؛ ضربان قلب تند، كند يا نامنظم ؛ لرزش دست ؛ غش ؛ اضطراب ؛ مشكل در صحبت كردن ؛ عدم تعادل ؛ سفتي عضلات دست و پا؛ صورت شبيه ماسك ؛ گلودرد؛ تب ؛ كبودي يا خونريزي غيرعادي ؛ زردي پوست يا چشم ؛ بثورات جلدي ؛ تورم صورت يا زبان . علايم زير ممكن است رخ دهند، ولي فقط در صورتي كه مشكل ساز شوند بايد گزارش شوند: سرگيجه ، خواب آلودگي ، خشكي دهان ، سردرد، مشكل در خوابيدن ؛ افزايش وزن . علايم ترك دارو ـ نظير سردرد، تهوع ، استفراغ ، اسهال ، تحريك پذيري ، يا خواب مختل همراه با رؤياهاي واضح ـ ممكن است در صورت قطع ناگهاني آمي تريپتيلين مشاهده شود. معمولاً براي قطع دارو بايد مقدارش ظرف 2-1 ماه به تدريج كاهش يابد.در هنگام برخاستن از حالت خوابيده يا ايستادن از حالت نشسته احتياط كنيد؛ چرا كه ممكن است دچار سرگيجه يا سياهي رفتن چشم شويد.
    افرادي كه ازاين دارو استفاده مي كنند نبايد بدون اجسام و كرمهاي محافظتي درمعرض نورخورشيدقرابگيرند بعلت اينكه مصرف اين دارو باعث آسيبپذيري و ضعف بيش ازحد پوست بدن مي شود . برخي افراد با مصرف آمي تريپتيلين دچار خواب آلودگي و كاهش سطح هوشياري مي شوند.توصيه مي شوداز انجام اعمالي ازقبيل رانندگي وكارباابزارخطرناك خودداري شود .
    چنانچه فرد مشروبات الكلي مصرف مي كند مي بايست به طورجدي از مصرف اين دارو اجتناب نمايد چون ممكن است منجر به مرگ وي گردد .
    تمامي معتاديني كه جهت ترك اعتيادشان روش سم زدايي سريع را تجربه مي كنند و سم زدايي مي شوند پزشك مربوطه اين دارو را باتعداد زياد در نسخه تجويزي شان در كنار بسياري از آرامخشها و مسكنهاي مختلف دردستور كاربيمار قرار مي دهد . ازعوارض مهم ديگراين دارو توهم هاي پي درپي و كابوس گونه مي باشد كه هركدام به نوع خوددرمقابل توهمهاي ماده مخدر شيشه و قرصهاي روانگردان ، به مراتب شديد تر ومخربت تراست نكته مهم ديگراينكه مصرف اين دارو باعث پاك شدن حافظه كوتاه مدت فرد مي شود .

    كپسولهاي ترك اعتياد ، بلاي جان معتادان





    به نظر شما چه كسی ممكن است زنجبیل و فلفل قرمز و بابا آدم و استامینوفن كدئین و ترامادول و دیازپام و اگزازپام و آمی تریپتیلین و نورتریپتیلین و متادون و دیفنوكسیلات را بخورد و زنده بماند؟ باور كنید بعضی از معتادان كه از دیگر روش های ترك ناامید شده اند یا پی راه های میانبر ترك می گردند، این راه را هم رفته اند و عجیب اینجاست كه پس از خوردن همه اینها و گر گرفتن ها و داغ شدن ها و خواب آلود شدن ها و رعشه ها و نشئه شدن ها، زنده مانده اند و همچنان معتاد!

    اولین فروشنده كپسول های گیاهی را از طریق آگهی اینترنتی پیدا می كنم. مغازه جایی است در غرب تهران. خمیازه می كشم و نگاهم را روی شیشه های ریز و درشت و كپسول های از همه رنگ می گردانم، بوی تند نعنای خشك شده و رزماری و گیاهی دیگر كه نمی شناسم، خواب را از سرم می پراند. فروشنده عطاری، زیر چشمی نگاهم می كند و می پرسد: «برای خودت می خوای؟» سر تكان می دهم.

    - چی می كشی؟/ هروئین.

    - پس اول باید تریاك بكشی، یك هفته فقط تریاك بكش، بعد بیا كپسول اول را بگیر، اینها با هروئین اثر نمی كنه.

    كپسول ها را نشانم می دهد، آبی، نارنجی، زرد. یكی را بین انگشت اشاره و شست می گیرد: «با این باید شروع كنی، بسته به مصرفت كم و زیادش می كنیم. دانه ای ۹۰۰ تومان. یكی دوماهه هم پاك پاك می شی، مثل بچه تازه متولد شده!»

    ادامه نوشته